-
اشتباهات من( با همان رمز ویژه بخوانید)
20 آذر 1392 10:40
-
تجربه
18 آذر 1392 15:23
بهانه نوشتن این پست، دوست عزیزم لیلین هست که شاید در ابتدای راهی هست که خیلی از ما وحشت داریم در این راه قرار بگیریم:(همینجا شجاعتش رو تحسین میکنم) این جمله رو نمیدونم کجا و کی خوندم؟ ولی از جملاتی هست که هیچ وقت فراموش نمیکنم، این که خداوند هر کسی رو تو شرایطی قرار میده که لازمه ی رشد و شکوفاییش هست. الان من به این...
-
شگفت انگیز+ پی نوشت(با رمز ویژه)
12 آذر 1392 08:35
-
همینطوری..
7 آذر 1392 21:00
بعضی وقتا دلم میخواد همینطوری اینجا یه چیزی بنویسم، امشب هم از اون وقتاس، پس زیاد حرفامو جدی نگیرید! دیروز عصر اومدم اینجا و یه پست غرغرانه از پسرم نوشتم ولی خب بعدش حذفش کردم.. چون دیدم اصولا خیلی وقته دلم نمیخواد غر بزنم.. بالاخره تغییر و تحولاتی که میخواستم روی خودم ایجاد کنم داره کم کم خودشو نشون میده و خیلی مواظب...
-
مغز خر و باد معده
4 آذر 1392 10:26
ادم می مونه به بعضیا چی باید بگه؟فرقی هم نداره طرف دکتره! مهندسه؟معلمه یا حتی مدیر عامل؟ بعضی ها مغز خر خوردن. دو هفته است که معلم عربی پسرم تقریبا یک سوم دانش اموزان کلاس رو روی زمین می نشونه!! و میخواد تنبیهشون کنه!! حالا به چه علت؟ یعنی اونقدر احمقانه و خنده داره که همین الان هم خنده م گرفته.. نمیدونم کدوم دانش...
-
یه حس غریب+ پی نوشت
28 آبان 1392 18:49
نمیدونم چرا این جوری هستم؟ یه لحظه شاد شاد و خوشبین به آینده و یه لحظه انگار تمام امیدها و آرزوهام بر باد رفته.. گاهی تو مغزم ترافیکه، با این که هیچ اتفاق خاصی هم نمیفته ولی فکرم برای خودش هزار تا چرخ بیخودی تو هزار جای مختلف میزنه و بعد فقط باعث میشه سر گیجه بگیرم. چقدر سخته ادم بخواد از روشهای مراقبه استفاده کنه.....
-
احوالات من
18 آبان 1392 16:27
چند وقت پیش یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود که مدام خوابای مختلف میبینه و وقتی از خواب بیدار میشه احساس خستگی داره، حالا منم به این مشکل دچار شدم، دقیقا از روز سه شنبه تا الان ،کافیه نیم ساعت بخوابم، اونقدر خوابای مختلف میبینم که وقتی از خواب بیدار میشم احساس ناراحتی دارم،سرم درد گرفته و احساس میکنم تحت فشارم. بعضی از...
-
حوصله م سر رفته + پی نوشت
10 آبان 1392 14:51
به شدت حوصله م سر رفته.. کلی وبگردی کردم ولی خاموش.. از دو روز پیش تا الان به شدت دچار عذاب وجدان چاقی شدم، نمیدونم چیکار کنم؟ تو این چند ماه گذشته هم چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم، بعد جدیدا هم هی میرم تو وبلاگها و سایتهای اشپزی و هی غذاهای جدید درست میکنم و هی میخورم و هی هم از خودم و دستپختم تعریف میکنم. صبح هم کلی...
-
روزهای پاییزی
6 آبان 1392 08:14
خب من عادت به روزانه نویسی ندارم، یعنی در این زمینه واقعا بی استعداد و صفر مطلق هستم.. حتی بارها شده اومدم اتفاقاتی رو که در طول هفته برام افتاده رو اینجا نوشتم ولی تو همون قسمت چرکنویس مونده .. این روزا بیشتر از پاییز لذت میبرم، البته من خودم نفهمیدم من واقعا عاشق فصلها هستم یا عاشق خوراکی های که هر فصلی مخصوص خودش...
-
به مشکلات اهمیت ندهید
29 مهر 1392 10:55
امروز این پست رو مینویسم اول بخاطر خودم که بعضی چیزا باز برام یاد اوری بشه و بعد بخاطر بعضی دوستان عزیزم، این که منو لایق میدونن و با من درد و دل میکنن و از خودشون مینویسن، من فکر میکنم همه ی ادمها تو زندگیشون مسائلی دارن که باید حلش کنن و همه ی ما مسائل و مشکلاتی اطرافمون هست که گاه و بیگاه و یا حتی خیلی وقتا ما رو...
-
ماجراهای اینترنتی
23 مهر 1392 18:32
اول از همه فرا رسیدن اعیاد بزرگ قربان و غدیر بر همه ی شما مبارک، امیدوارم که همه ما به آرزوهامون برسیم.. من که خودم باور قلبی دارم که وقتی چیزی رو عمیقا از خدا طلب کنیم حتما به ما بخشیده میشه.. امروز کلی کارای خونه رو انجام دادم ، خدای عزیزم یه خونه بزرگ و دلخواه به من بده که کلی هر روز تغییر دکوراسیون داشته باشم.....
-
برای سرگرمی+جواب
12 مهر 1392 08:35
اگه براتون تکراری نیست، بگین که به نظر شما این تابلو چی کم داره؟ . یک تکه ابر؟ یک برکه یا آبگیر؟ یک درخت؟ یک ماشین؟ آدمها؟ جوابا رو بعدا میام اضافه میکنم. . . . . . . . درخت: در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت میدهید رشد معنوی خودتان است. یک آبگیر برکه: در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت میدهید داشتن یک...
-
بفرمایید شام
9 مهر 1392 11:12
یکی از برنامه هایی که معمولا نگاه میکنم برنامه ی بفرمایید شام هست که خب خیلی وقتا هم تکراریه ولی باز دیدنش برام جالبه واتفاقا با دقت بیشتری نگاه میکنم، تو این برنامه به واقعیت بعضی حرفا که قدیمی ها میگن رسیدم.. نمیدونم چطوریه که اکثر خانومهایی که میان تو این برنامه، اینقدر فیس و افاده ایی هستن، اولا که اینقدر با ناز...
-
باز هم از کودکی+ یک کامنت مخصوص
4 مهر 1392 15:06
-
هفته ی اول مهر
31 شهریور 1392 17:27
همیشه هفته ی اول مهر دلتنگی عجیبی دارم، هنوز خودم نفهمیدم مال باز شدن مدرسه است یا مال سالروز شروع شدن جنگ یا به قولی هفته ی دفاع مقدس؟ من سه سال قبل از جنگ متولد شدم، پس از شروعش چیزی تو ذهنم نیست ولی تمام سالهایی که دبستان میرفتم رو خوب یادمه، سالهایی که مصادف بود با بمباران های هوایی، تشییع جنازه شهدا و این که...
-
قصه ی تکراری
27 شهریور 1392 16:36
خیلی دلم میخواست این پست خنده دار باشه ولی از بس ذهنم درگیر این داستان شده، روی نوشتن یک پست خوب تمرکز نداشتم؛ همه ی ما گهگاه داستانهایی رو میخونیم یا میشنویم که زنی شوهرش رو کشته یا بالعکس؛ و خب هر کدوم از ما بنابر مکان یا زمانی که توش زندگی میکنیم و یا حتی عواطف و احساسات خودمون واکنش های مختلف و متفاوتی نشون میدیم....
-
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد+ ادامه
20 شهریور 1392 17:15
-
زن چینی
19 شهریور 1392 11:10
دیشب یه فیلمی شبکه ی نمایش گذاشته بود به اسم: مرد دو صد ساله که خب تخیلی بود ولی بعد که فکر کردم دیدم خیلی بعید نیست که به واقعیت بپیونده و یاد ایمیلی افتادم که چند ماه پیش وارد پوشه ی اسپم ایمیلم شده بود؛ من معمولا ایمیلهای تبلیغاتی رو نخونده دیلیت میکنم مگه این که موضوع جالبی داشته باشه، چند وقت پیش یکی از این...
-
مرور گر کشف شده ی من
18 شهریور 1392 08:32
خب این پست فقط یه توضیح هست برای بعضی از دوستان که اسم مرورگری رو پرسیده بودن که میشه باهاش بدون فیلتر شکن از فیس بوک استفاده کرد. من این مرور گر رو از زبان یکی از دوستان عزیزم کشف کردم والا که باید بگم که ایا تا به حال از مرور گر گوگل کروم استفاده کردین یا نه؟ خب اگه استفاده کرده باشید میدونی که کار با کروم چقدر...
-
درس عبرت
17 شهریور 1392 09:49
-
سوال؟
12 شهریور 1392 22:02
-
روزهای تابستان
4 شهریور 1392 10:44
-
عصر جمعه
25 مرداد 1392 18:57
جمعه هایی که تنها هستم برام یه جوره خاصه، هم خیلی دوسشون دارم و هم یه جورایی میشم یه ادم متفکر، به زمین و زمان فکر میکنم، به آرزوهایی که داشتم ودارم و به خیلی چیزای دیگه.. یکی از چیزایی که واقعا ازش لذت میبرم اینه که جمعه باشه و تنها باشم و منم برم کنار رودخونه، اما به شرطی که رودخونه مرده رود نباشه ، نمیدونین چقدر غم...
-
هجرت
22 مرداد 1392 12:39
-
عید تون مبارک**
17 مرداد 1392 21:39
-
سفر نامه+ توضیح
12 مرداد 1392 18:16
-
برگشتم
11 مرداد 1392 17:34
-
سفر
7 مرداد 1392 11:30
امشب یا فردا راهی مشهد هستم.. شاید دلم نمیخواست این جوری برم ولی خب همه چیزو دست خدا سپردم. بیشتر از دو روز مشهد نمی مونم یعنی دلم هم نمیخواد بمونم.. به دلایلی! اگه توفیق اینو داشتم که تو حرم با حضور قلب دعا کنم حتما به یادتون هستم.( قصه ی حضور قلب چیزیه که تا الان تجربه نکردم، نمیدونم چرا با این که مشتاق هستم تجربه ش...
-
درد و دل
2 مرداد 1392 10:55
-
چگونه یک زن را خوشحال کنید:
28 تیر 1392 17:58