امروز این پست رو مینویسم اول بخاطر خودم که بعضی چیزا باز برام یاد اوری بشه و بعد بخاطر بعضی دوستان عزیزم، این که منو لایق میدونن و با من درد و دل میکنن و از خودشون مینویسن، من فکر میکنم همه ی ادمها تو زندگیشون مسائلی دارن که باید حلش کنن و همه ی ما مسائل و مشکلاتی اطرافمون هست که گاه و بیگاه و یا حتی خیلی وقتا ما رو ناراحت میکنه.
به نظر من جز سلامتی(که اونم قسمت زیادیش دست خودمونه)، بقیه ی مسائل واقعا کم اهمیت هستن، این که ما پول نداریم، این که عشقمون رو از دست دادیم، این که عزیزانمون از این دنیا رفتند، این که بچه دار نمیشیم، این که طلاق گرفتیم و خیلی چیزا ی دیگه واقعا اهمیتی ندارن..
چیزی که اهمیت داره اینه که هرروز صبح که از خواب بلند میشیم خداوند یه روز دیگه و یه زندگی رو به ما هدیه کرده، این که میتونیم از همون صبح به هزار تا چیزی که اطرافمون هست و هیچ وقت نمیبینیم لبخند بزنیم.
این که وقتی یه لیوان اب میخوریم از نوشیدن گواراترین نوشیدنی این دنیا لذت ببریم، این که وقتی شب میخوابیم بدونیم که خدا همیشه با ماست، از چی نگران باشیم،؟اگه چیزی رو نداریم بهش فکر نکنیم در عوض به هزار تا چیزی که داریم فکر کنیم و بابتش شاکر باشیم.
اونوقت مطمئن باشیم همون ارزوهامون هم به سمت ما میان، چون ما اگه یاد بگیرم بابت هر چیزی سپاسگزار باشیم، دنیا مرتب و مرتب چیزای بیشتری به ما میده تا ما بیشتر تشکر کنیم.
غر زدن به این دنیا چه فایده داره؟ جز این که ما رو ناراحت کنه؟
اطرافیانمون ما رو ناراحت میکنن؟ خب اهمیت ندیم، خیلی سخته ولی به نظر من خداوند هر بنده ای رو تو شرایطی قرار میده که لازمه ی رشد و شکوفاییش هست، فقط فرقش اینه که بعضی ها تو این موقعیت تلاش بیشتری میکنن و چون شرایط سختی دارن قویتر میشن و بعضی ها تو این سختیها پا پس میکشن و برای خودشون شرایط رو به مراتب بدتر میکنن.
به نظر من وقتی خداوند میگه انسان اشرف مخلوقاته و جانشین من روی زمینه، یعنی دنیا رو طوری افریده که در خدمت این موجودی هست که از روح خودش درش دمیده، و مهربانی و بخشندگیش به این موجود غیر قابل توصیفه..
یکبار یه حدیث از پیغمبر خوندم که مفهموش این بود که هرجور نسبت به خداوند فکر کنید ، خداوند هم نسبت به شما همون رفتارو میکنه، ( متاسفانه خیلی از ما تو خیلی از موقعیت های زندگی فکر میکنیم که خدا ما رو نمیبینه یا دعاهامون شنیده نمیشه که به نظر خودم چنین تفکری بسی خودخواهانه وحتی احمقانه ست) پس به مهربانی و بخشندگی و قدرت بیکران خداوند باور داشته باشید..
سلام
مشکل اساسی ما اینه که خدامونو نشناختیم خودمونو نشناختیم
تو این دنیا هی دنبال چیزای مختلف هستیم و هیچ وقت هم قانع نمیشیم
بخاطر همینه که مشکلات برامون بزرگ جلوه می کنه
سلام
خب مطمئنا شناخت خودمون واطرافمون ما رو به سمت خدا هدایت میکنه..
وقتی ما خوشبختی رو منوط به داشتن چیزایی میکنیم که نداریم پس هیچ وقت راضی و خشنود نیستیم ونخواهیم شد.. خوشبختی تو لحظه ی حاله..
واقعا همینطوریه که نوشتی
کاش بشه انقد زندگی رو راحت گرفت
عزیزم همه چیز به دیدگاه ما بستی داره
عیسی مسیح میگه از سخنان تو بر تو حکم خواهد شد.. بگی سخته، سخت میشه، بگی اسونه آسون میشه..
من عقیده دارم توی دنیا به هرچیزی زیاد فکر کنی همون به سراغت میاد همیشه وقتی یه چیزی رو دلم میخواد بهش فکر میکنم و بعد از مدتی همون برام پیش میاد
اره خب، ما مثل اهن ربا هستیم..
اگه بتونیم یاد بگیریم به جای مشکلات به چیزایی که دوس داریم فکر کنیم همون چیزا هم سراغمون میاد..
مهتاب چقدر این پستت قشنگ بود باریکلا! خیلی کیف کردم
دوتا وبلاگ پیدا کرد برات تو خصوصی ادرس میزارم برو بخون مهتابی جونم
ممنون عزیزم
منتظرم که برام ادرس بذاری..
باهات موافقم
واقعن وقتی سلامتی خودمون و عزیزانمون هست باقی چیزا مهم نیست چون همه چیز هم گذراست هم نسبی
این نسبی بودن رو صد درصد باهات موافقم، چون در لحظه ی حال ممکنه چیزی که من ارزو دارم دیگری ازش فراری باشه.. همه چیز به نگاه ما بستگی داره
. خوش ها وغم ها هردو میگذرن، پس باید تو حال زندگی کرد و از کوچترین چیزا لذت برد..
من که خودم خیلی تلاش میکنم که درست به زندگی نگاه کنم..
ما به مشکلات اهمیت نمی دیم؛ اونا به ما اهمیت می دن! ولمون نمی کنن لامصبا!
خب باید از دستشون در رفت
وگرنه یقیه ی ما رو میگیرن بیچاره مون میکنن.
دو سه باری اومدم خوندمت اما نمیدونم چرا نمی تونم پیام بگذارم. تو این حرفا رو رو در رو خیلی خوب به من منتقل کردی فکر میکنم با زندگی که داشتی و سختی هایی که گذروندی به جاهای خیلیی خوبی رسیدی در زمینه معنوی اینو در کنارت به خوبی میشد حس کرد....نیا بگو ممنونم و اینا.... حرفام تعارف الکی نیست.
مرسی گلم
خودم الان که به زندگیم نگاه میکنم اصلا از سختهایی که کشیدم ناراحت نیستم، چون گاهی فکر میکنم که مثلا تو خواب اتفاق افتاده و رفته، نمیدونم نوشتن یا روی ذهن خودم کار کردن ! کدوم یکی باعث شده که من اصلا به گذشته فکر نمیکنم و بابتش هم نه خودم و نه دیگری رو سرزنش نمیکنم، به این فکر میکنم که تمام این اتفاقات باعث شد من خودمو بیشتر قوی کنم..
آفرین مهتاب جانم
دقیقا درست میگی
اصلا از قدیم هم گفتن زبون آدمیزاد قلم پروردگاره، ما دنیا رو به هر صورتی تعریف کنیم همون طور اتفاق می افته
اگه دیدمون واقعا عوض بشه زندگی روی دیگرش رو هم نشونمون خواهد داد
از کجا معلوم روزهایی که الان داریم میگذرونیم عین خوشبختی نباشه؟
از کجا معلوم روزهای آتی قراره بدبخت نباشیم؟
پس قدر این لحظات خوشبختی رو باید دونست و بابتش سجده شکر بجا آورد
مرسی عزیزممم
ممنون عزیزم
اره تو تمام ضرب المثلها، اشعار ، حتی مفاهیم دینی تمام مذاهب به نوع وبه شکلی به این موضوع اشاره شده که زندگی ما طوری رقم میخوره که در موردش حرف میزنیم وفکر میکنیم.
من که خودم تو مدتی که شروع کردم روی ذهنم کار کنم ،میبینم چقدر روحیه م بهتره و هر بار وقتی از خدا تشکر میکنم چقدر حس خوبی دارم فکر میکنم که هرچی بر من گذشته همه ش به نفعم بوده و من باید هزاران بار خدا رو سپاس بگم.. میبینم که زندگی تو لحظه ی حاله نه اینده و نه گذشته....
کامنت قبلی من بودم
حدس زدم عزیزم
ولی چون من بعضی وقتا کلاً هنگ میکنم گفتم حدسمو نگم بهتره..
عیدتم مبارک باشه عزیزم
عید تو هم مبارک خانومی..
نمیدونم چرا اسمت اینطوری میشه!!!!
مثل اسم رمز شده..
چقد قشنگ نوشتی عزیزم خیلی به دلم نشست راستش منم جز اون کسایی هستن که همیشه میگم خدا منو نمیبینه و حرفامو نمیشنوه خیلی ناشکرم. از خودم بدم میاد
عزیزم همه ی ما تو خیلی از اوقات زندگی این حس رو داریم ولی خب اینم مثل بقیه ی چیزا باید یاد بگیریم که خدا همیشه با بنده هاشه و رهاشون نمیکنه. من خودم روی میزم یا دیوار اتاق گاهی یه جملاتی مینویسم که یادم باشه از هیچ چیزی نترسم و نگران نباشم چون خدا همیشه با منه و کمکم میکنه..
بعد هم عزیزم خودتو دوس داشته باش تا بتونی از هرچیزی که خدا بهت داده لذت ببری و شاد زندگی کنی.
سلام عزیزم من امروز با مبلاگتون آشنا شدم اگه صلاح می دونید خوشحال می شم به من هم رمز بدید تا بتونم وبلاگتون رو بخونم
حتما عزیزم..
چرا چیزی نمی نویسی مهتاب جان؟
ممنون که همیشه سر میزنی..
اهل روزانه نویسی نیستم، نمیدونم چی بنویسم؟ یعنی چند تا پست نوشتم ولی تو چرکنویس مونده..
پس نقل مکان کردی؟
سلام ، اولا نوشته هات دوست دارم ،واسم خیلی جالب که تو اوج ناراحتی سر یه مساله که چند وقت فکرم مشغول کرده این نوشتت خوندم و احساس آرامش کردم
سلام
ممنون عزیزم
معمولا این فرایند خلاق دنیاست، گاهی خیلی اتفاقی به ما چیزی رو نشون میده که بهش احتیاج داریم.