-
اولین م ت ل ک ی که شنیدم
30 مهر 1391 15:16
-
27 مهرماه
27 مهر 1391 12:48
-
تنفر
26 مهر 1391 07:49
-
قصه ی همون سوتی
25 مهر 1391 07:35
-
پاسخنامه
23 مهر 1391 08:19
-
مسابقه
20 مهر 1391 19:13
-
تکمیل ظرفیت
19 مهر 1391 19:25
-
موتوری
17 مهر 1391 18:31
-
مغز فندقی+ یک کامنت شیرین
14 مهر 1391 10:11
دو روز پیش ریحان ساعت یک بعد از ظهر زنگ زده و میخواد که از پشت تلفن بهش اموزش بدم چطوری ایمیل بسازه؟ و اونقدر هم عجله داشت که مثلا فکر نمیکرد من الان باید ناهار اماده کنم !!! وقتی زنگ میزنه به معنای واقعی کچل میشم ، بعد از کلی اموزش تصمیم بر این شد من براش ایمیل بسازم و بعد آیدی و پسوردشو بهش بدم ولی بعدا نمیدونم...
-
اولین جایزه ای که گرفتم...
10 مهر 1391 10:49
در پی پست شیرین یادش بخیر کودکی ، ذهنم رفت سمت خاطراتی خیلی دور، خاطراتی که شاید فراموش کردم بودم و بعضی هاشون هم گاهگاهی لبخند رو ی لبم می نشونه. از سالهای اول دبستان چیز زیادی یادم نیست، فقط یادمه که از کلاس آمادگی تا سوم دبستان تو یه مدرسه خیلی بزرگ بودیم. از همون مدرسه هایی که تو قصه های مجید بود ، فقط تنها تفاوتی...
-
یادش بخیر کودکی........
7 مهر 1391 22:52
امشب باز هم بی دلیل شروع به نوشتن کردم. موضوعات مختلفی تو ذهنم رژه میرفت.بعضی وقتها که برای دخترم از کودکیم حرف میزنم یا باور نمیکنه! یا فکر میکنه من متعلق به پنجاه سال پیش هستم. باورش نمیشه که کودکی من مربوط به دهه ی شصت هست. وقتی حرف میزنم طوری متعجبانه نگاه میکنه که انگار از یه سیاره ی دیگه اومدم من هیچ وقت فکر...
-
یک خاطره شیرین
4 مهر 1391 20:26
امشب تصمیم گرفتم یک پست شیرین بنویسم، چون متاسفانه خیلی از وبلاگهایی که سر میزنم میبینم همه مشکل دارن. بعضیا هم که یکی دو تا خط نوشتن که معلومه اونقدر ناراحتن که توانایی نوشتن هم ندارن، برای همین من یک خاطره شیرین و خنده دار مینویسم. البته شاید طنزگونه هم نباشه ولی خب بهر حال بدک نیست: من یه دوستی داشتم که تو دانشگاه...
-
افکار من در یک آدینه+ ادامه
31 شهریور 1391 18:58
-
حال و روز+ پی نوشت
28 شهریور 1391 10:42
-
بیماری
24 شهریور 1391 17:47
-
نتیجه
21 شهریور 1391 11:40
-
بهترین هدیه
20 شهریور 1391 16:40
وقتی به زندگی اطرافیانم نگاه میکنم ، میبینم که که هرکسی خوشبختی رو تو یه چیزی میبینه ، معمولا اکثریت تعریفشون از خوشبختی اینه که تن سالم داشته باشن و این که دلشون خوش باشه. خب تقریبا همه میدونن که سلامتی بزرگترین نعمت خداونده، ولی نه فقط سلامتی جسمی که سلامتی روحی هم به نظر من خیلی مهمه و حتی تکمیل کننده اولی هست ،...
-
دو تا موضوع مختلف
18 شهریور 1391 16:31
-
وخدایی که در این نزدیکیست....+ برای دوستانم
16 شهریور 1391 11:23
یه مدتی میشه حال و روز عجیبی دارم، نمیدونم اسمش رو چی بذارم؟ ارامش ، حس غریب؟ یا این که به اینده خوشبینم !!!! از وقتی که به زندگیم نگاه میکنم تا به الان میبینم چقدر تجارب مختلف رو پشت سر گذاشتم ، چه چیزهای عجیبی دیدم و شنیدم و لمس کردم. چطور با این همه مسائلی که برام پیش اومد تونستم باز بمونم و زندگی کنم و امیدمو از...
-
درس
12 شهریور 1391 16:00
-
تنهایی...
8 شهریور 1391 21:12
-
آنچه گذشت..+ امروز صبح
2 شهریور 1391 08:55
-
خبر مهم+ ادامه
1 شهریور 1391 11:07
-
روزگاری که اینچنین میگذرد
31 مرداد 1391 11:37
-
فقط یک تجربه
27 مرداد 1391 18:16
چیزایی که تو این پست مینویسم، فقط تجربه ی خودمه و فقط به دو دلیله: اول این که من واقعا خیلی ناراحت میشم از کسانی که درگیر عشق ممنوعه( ارتباط با مرد متاهل ) هستند و هر وقت تو وبلاگهای مختلف میچرخم و از دل پردردشون میخونم واقعا تاسف میخورم از این که چرا اینقدر احساسات بر ما غلبه داره !!!! طوری که خودمون رو نابود میکنیم...
-
اندیشه های زندگی
25 مرداد 1391 16:53
زیباترین آرایش برای لبهای شما راستگویی برای صدای شما دعا به درگاه خداوند برای چشمان شما رحم و شفقت برای دستان شما بخشش برای قلب شما عشق وبرای زندگی شما دوستی هاست هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد وهمه چیز را از نو شروع کند، ولی هرکسی میتواند از همین الان عاقبت خوب و جدیدی را برای خود رقم بزند. خداوند هیچ تضمین و قولی...
-
وقتی که همه چیز را به خدا سپردم
22 مرداد 1391 10:22
-
خونه ی دوم
16 مرداد 1391 19:11