بارانی باید ببارد، تا که رنگین کمانی برآید.

هفته ی گذشته حالم به شدت خراب بود. همه چیزو سیاه میدیدم  و فقط دلم میخواست یه جا بشینم و دستمال توالت مصرف کنم( چون دستمال کاغذی کفاف اشکامو نمیداد ) و یا دلم میخواست به زمین و زمان غر بزنم.. و دم به دم هم پاچه ی موجودات بیگناهی مثل بچه هامو میگرفتم و اگه میتونستم یه فصل سیر هم کتکشون میزدم ولی خب شکر خدا، این حال خراب من در طول سال چند بار پیش میاد..

 

ادامه مطلب ...