پاچه پاره

نوشتن با این لپ تاپ اصلا برام شیرین نیست. اخه فکرکنید من ده سال با یه سیستم قدیمی زندگی کردم در طول هفته ساعتها با هم بودیم ومن هی با این انگشتام روی سر صورت این بیچاره میزدم و هیچیش هم نمیشد و هر وقت میدیدم داره مریض احوال میشه فوری دست بکار میشدم و کلا میزدم میکشتمش و دوباره زنده ش میکردم.. یعنی ویندورشو عوض میکردم ولی این ناز نازی که الان باهاش در خدمت شمام . لوس تر از این حرفاس و نه میشه مشت و مالش داد و نه بکشیش و زنده ش کنی..بعد هم برای نوشتن ده خط جمله دهن منو سرویس میکنه از بس قاطی مینویسه و من که همینجوریشم باید سه بار نوشته هامو ویرایش میکردم و بازم یه چند تایی غلط داشت. با این چه روز گاری دارم

ولی خب بی انصافی نکنم فقط هلاک این سرعتشم..

 

 میگم تا الان دعوای دو تا زن رو با هم دیدین؟ اونم از نوع اصفهانی..به نظر من که بعضی زنای اصفهانی تو پاجه پارگی نظیر ندارن.. دقت کنین که میگم بعضیاشون.. ولی خدا نکنه یکی از این زنا به تورتون بخوره..

 یعنی قورتتون میدن ، و اصلا نمیشه باهاشون هم کلام شد. چند روز پیش رفته بودم سر خیابون خرید کنم..تو یه کوچه دو تا ماشین از جلو به هم خورده بودن.. یعنی هر دو تا تو یه مسیر مستقیم شاخ به شاخ شده بودن.. دقت کنید که هیچ کدوم به هم راه نداده بودن..و هر دو هم دو تا راننده ی خانوم خیلی جوون و بسیار ارایش کرده داشتن(اینا که کلاس میذارن برای تیپ و ارایششون).

 یکیشون 206 ودیگری 405.. بعد هیچ کدوم هم از ماشین پیاده نمیشدن اخه کسر شانشون بود.. و راه رو هم بسته بودن..و جالب اینه که هیچ کدوم هم به پلیس زنگ نمیزدن .. اخه میترسیدن مقصر باشن..

 بعد یه اقایی همراه چند نفر دیگه اومده بودن وساطتت.. که از خر شیطون پیاده شین و برین..

 اخه ماشیناشون هیچی نشده بود.. فقط چراغاشون در ظاهر شکسته بود..اینا کوتاه نمیومدن.. و بعد هم فقط از تو ماشیناشون هی هم بد وبیراه میگفتن.. بقیه ی مردم که فقط اقایون بودن میخندیدنخنده و میگفتن واقعا زنها .......... خل هستن..(خودتون کلمه ی مناسب رو جای نقطه چین  بذارین..)

یه بار دیگه هم سوار اتوبوس بودم..و اتوبوس هم طبق معمول خیلی شلوغ بود.. بعد یه خانومی با دل درست اون صندلیهای عقب نشسته بود.. و بچه ی دو ساله ش هم گذاشته بود روی صندلی کناری.. و قابل توجه! این که تو اصفهان من ندیدم کسی برای بچه ش کارت بزنه.. یعنی  شهروندان عزیز  اینجا ،زیر 14 سال رو بچه به حساب میارن و کارت بی کارت..

بعد راننده ی اتوبوس به اون خانوم گفت لطفا بچه تون رو بذارین تو بغلتون تا یه نفر دیگه هم بشینه که یهو اون خانوم با اون لهجه ،چنان غرشی کرد که اتوبوس لرزید

.. که اقااااااااااچیطور شدس مردا ناغافلکی فکر خانوما افتادن؟( با لهجه بخونید) و خلاصه این زن چنان جیع جیغ کرد که بیا و ببین و کم مونده بود راننده اتوبوس ماشین رو وسط خیابون بذاره و فرار کنه.

بعد هم هی میگفت من خودم شوورم راننده بیابونس، و راننده دیدم.!!!هیپنوتیزم

حالا انگار راننده اتوبوس بیچاره براش دعوت نامه همخوابگی فرستاده!!!! و ایشون  به کمتر از راننده بیابون توجه ندارن

نظرات 26 + ارسال نظر

اموزش کسب درآمد از اینترنت بدون سرمایه گذاری
سلام دوست عزیز
میدونستید در اینترنت هم میتونید به کسب درآمد بپردازید ...
اینترنت در عصر جدید میتونه یه شغل دوم واستون باشه اگه به فنون کسب درآمد آشنایی داشته باشید
با عضویت در سایتهایی که معرفی کردم مطمئن ام شمام میتونید موفق باشید

شیدا 17 اردیبهشت 1393 ساعت 13:57

اون دومیه خیلی بامزه بود
یه بار تو پمپ بنزین بودم یه دفعه کنتور پمپم قاطی کرد و از کار افتاد مسئولش اومده بود ببینه چی شده آقایونی که پشت سرم بودن یا ساکت نشسته بودن یا اومده بودن واسه کمک یه دفعه یه دختر خانم با بینی چسب زده از عقب صف کله‌شو اورد بیرون و سمت من داد زد تو برو تو ماشین لباسشویی پودر بریز تو رو چه به بنزین زدن و رانندگی!

تازه باید میدیدی چطوری میگفت : شوووررررم..من همون لخظه پیش خودم گفتم بیچاره شوووررررت...
بعضی زنها کمک که هیچی... انگار سر دعوا دارن.. ونکته ی جالب اینا بعضیاشون برای همین اخلاقای مزخرف هم هی خودشون رو تحویل میگیرن..

مهتاب 17 اردیبهشت 1393 ساعت 14:42 http://pishbesoyebehtarinha.blogfa.com/

بابت رمزها ازت ممنونم... میرم از اول بخونمت.. عزیزم..

خواهش میکنم عزیزم

سنا 17 اردیبهشت 1393 ساعت 17:28 http://msdntanha.blogfa.com

مهتاب جان سلام
خوبی؟
برای اینکه مشکلی تو تایپ نداشته باشی باید یه موس به لپ تاپ وصل کنی بعد بریا تو تنضیمات لپ تاپ و تیک استفاده از تاچ پد لپ تاپ را موقع زدن موس غیر فعال کنی اینجوری خیلی راحت و بدون مشکل می تونی تایپ کنی
اگه سوالی هم داشتی من در خدمتم
در مورد دعا زن ها هم بگم ماشاالله بعضی اط طن های اصفهانی خیلی مغرور و از خود راضی اند البته قصد جسارتی ندارم نه به شما نه به خودم
منم یه بار تو اتوبوس بود یکم راننده تند رفت خیلی کم بعد راننده مجبور شد ترمز بزنه وای نمی دونی یه زنه چقدر توهین به راننده کرد زن ها همه ساکت بودند و این حرف می زد به نظرم کارش زشت بود
راستی منم رمز میخوام

عزیزم موس رو وصل کردم..ممنون از لطفت
دقیقا همینطوره واگه دقت کرده باشی خیلی هم بی ادبن
عزیزم رمز چی رو میخوای؟.. فقط پست قبل رمزش فرق داشت که اونم مخاطبش خاص بود .

مهدیس 17 اردیبهشت 1393 ساعت 21:04 http://meslemaah.persianblog.ir

وای کلی خندیدم مرسییییییییی

خواهش عزیزم

گل مریم 17 اردیبهشت 1393 ساعت 23:01

Golbarg 18 اردیبهشت 1393 ساعت 00:07

bazi az ma khanoom ha vaghean mayeye khejalat hastim. bazi az khanoom ha fekr mikonam zan yani faghat ghero ghiafe va kollan chizi be esme maghz va fahm nadare. bazi dige ham fekr mikonan ghero ghiafe baese aghab oftadegi mishe va zan bayad eine marda raftar kone. kollan kheili kam hastan zan hayi ke yek taadoli beine hame chiz bar gharar kardan va raftarshoon ham khanoomane va matine. ghablan zamane madar haye ma bishtar boodan. alan kheili bad shode hame chiz.
rasti inam barat begam ke inja man in nesbati ke migi be zan haye siahpoost midam. zan haye siahpoost be sheddat tahajomi hastan va aslan nemishe beheshoon begi balaye cheshmet abroo e. hamishe ba toope por va rooye ziad mian va hamishe talabkar hastan.

گلبرگ جان من بعضی وقتا میگم خوبه خدا مرد رو افرید وگرنه بعضی زنها ما رو ازهم میدریدن..
بعضی زنها که کیلویی ارایش میکنن وبعد هم فکر میکنن هر کی ارایش نداره بی کلاسه واینا خدای کلاسن.. وهی هم فخر میفروشن
من خودم زنهای خیلی خشن رو که میبینم احساس میکنم روح لطیف زنانه بودن رو ازدست میدن ویه جورایی این نهاجمی بودن روی چهره شون هم اثر میذاره..
حالا بعضی زنها علاوه بر خشن بودن خیلی هم بی ادبن..

رها 18 اردیبهشت 1393 ساعت 01:31

من ادامه مطلبو نخونده بودم میگم این که فقط از لپ تاپش نوشته چه ربطی به پاچه پارگی داره؟!!
وااااای یا امام زمان!!! خدا نصیب نکنه! من میترسم از چنین زنهایی
من اولین فکری که همیشه به نظرم میرسه اینه که شوهر این مدل زنها چطور باهاشون کاری میکنند نمیترسن ازشون؟!!!
احتمالا" تخت رو توی سر شوهرشون خرد میکنند اگه راضی نباشن!!

منم اون رو ز وقتی اون خانوم غرش کرد گفتم یا ابوالفضل
چرا حتما میترسن دیگه..همسایه ی قبلی مایه نمونه ش بود.. زنه شروع میکرد جیغ بزنه. مرده هی رو دست وپاش میفتاد ابروریزی نکنه بغد زنه یه فصل سیر شوهرشو کتک میزد تا اروم بشه..

هاچ زنبور عسل 18 اردیبهشت 1393 ساعت 10:38

اتفاقاً تو فرودگاه اصفهان یه بار دعوای چن تا زن اصفهانیو به خاطر دیرکرد پرواز دیدم که حتی حراست فرودگاه هم حریفشون نمیشد آقایون همه ساکت غیر اصفهانیا (که غیر از ما خیلیای دیگه هم بودن ساکت) ولی این چن تا زن کل فرودگاه رو ریخته بودن به هم با سر وصداهاشون
ینی همه انگشت به دهن مونده بودن با این عجایب روزگار

اره عزیزم عجایب روزگار زیاده.. ولی این زن اصفهانیا صداشون شش برابر خودشونه با اون لهجه غلیظ

مرمر 18 اردیبهشت 1393 ساعت 10:56

دعوت نامه همخوابگی
از بس خندیدم به خط آخر دل درد گرفتم

اخ حیف که نمیشد ادای لهچه شو در بیارم.چنان میگفت شوووووووووورررررم..

یک نفر غریبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 14:26

وای مهتاب خیلی بامزه نوشتی مردم از خنده

عسل 18 اردیبهشت 1393 ساعت 14:27

مهتاب از اصفهانیا دل پری داریا!!!

اون تکه که نوشته بودی هیچ کدام از خانمها به پلیس زنگ نمی زدن چون می ترسیدن مقصر باشن یاد اون جوکه افتادم که سه تا اصفهانی تو استخر شرط بندی می کنن که هر کی زودتر سرشو از آب بیرون آورد برای بقیه پیتزا بخره، روحشون شاد و یادشون گرامی!!!

عسل جان من اگه ببینم یه اصفهانی پاچه پاره به تورم خورده سعی میکنم فاصله بگیرم. مثل همسایه قبلیمون
اخه زنه روزی صد بار جد واباد شوهرشو میکشت و زیر خاک میکردوای به من..

گلابتون بانو 18 اردیبهشت 1393 ساعت 16:55 http://golabatoonbanoo.blogsky.com/

دعوای زن ها وحشتناکه! من یه بار تو اتوبوس شاهدش بودم. جیغ می زدن و موهای همو می کشیدن یه وضعیتی بود! آخر سر راننده هر دوشون رو پیادهکرد.
فقط مختص اصفهان هم نیست! همه جا زن جیغ جیغو داره!!!

دادش منم یه بار دعوای دو تا زن رو دیده بود که موهای هم میکشیدن واز اون دعوا به عنوان یکی از عجایب زندگیش یاد میکنه..
میگفت هیچ مردی از پسشون بر نمیومده.

نازنین 18 اردیبهشت 1393 ساعت 23:39

سلام مهتاب خانوم گل گلاب...وای کلی به اون جمله ات در مورد خانومه تو اتوبوس خندیدم

کلا من نمیدونم چرا خانومها انقدر یه دعوا رو کش میدند و میخوان به شخصی که اصلا نمیشناسنش و ممکنه دیگه هم نبیننش انقدر قدرت نمایی کنند...مثلا یکی تو اتوبوس یا مترو به علت تنگی جا پای یکی رو لگد میکنه یا هلش میده دیگه تا اینکه طرف پیاده بشه باید به غرغرهاش و دعواهاشون گوش بدی...کل جد و آباد همدیگه رو میارن وسط...آدم دیوونه میشه

به به سلام نازنین خانوم
اخه یه جوری حرف میزد ، فکر منحرف من رفت اون سمت
اره دقیقا همینجوره. بعد دقت کردی سر چیزای خیلی بیخودی هم این حس قدرت نمایی رو دارن..
عزیزم جواب خصوصیت هم تو همون مسنجر دادم...

مهصاد 19 اردیبهشت 1393 ساعت 11:45

وای وای حرف از پاچه پارگی های بعضی از بانوان p نزن که خودم شاهدش بودم,چنان فحشهای ناموسی میدادن در ملاعام که اب شدم رفتم تو زمین

میگم خوبس این یه شووووووور کرد

اره من یه بار تو میدان نقش جهان اصفهان دیدم.. فکر کن دو تا زن که خواهر شوهر و زن برادر بودن... اونم یه جایی که این همه توریست هست...
یکیشون فقط فحش میداد...از دم به همه..
شووووووورش منحصر به فرد بوده حتما

لوسیمی 19 اردیبهشت 1393 ساعت 14:12

همچین زنی رو تومحل کارم دیدم وتجربشو تو وبم نوشتم

وای همکار این جوری باشه که واویلاااااااااا

تارا 19 اردیبهشت 1393 ساعت 18:48

اتفاقا این مدل زن ها تو زندگی زناشوییشون موفق ترن. شوهره جرات نمی کنه نفس بکشه! ای خوشم میاد.

اخه از بس بی ابرو هستن مرداشون هم میرن تو سوراخ..
ولی خب نمیدونم چرا اینا پاچه ی همجناساشون هم میگیرن...

مامان نوشین 19 اردیبهشت 1393 ساعت 20:26 http://nooshin.afrablog.com

اااااااای راست گفتی ! امان از این زنا ! که آبرو هر چی زنه می برن . همسایه بغلی ما یه همچین مستا جری داره . من حتی جرات نمی کنم از یک کبلومتریش رد شم .

اره بابا؛ زنهای اینجوری انگار اماده ن تیر تهاجمیشون به یکی اصابت کنه.. ادم وحشت میکنه باهاشون حرف بزنه...

لیلین 20 اردیبهشت 1393 ساعت 10:17 http://lilien.blogsky.com

میبینم که باز زدی به طنز . خدارو شکر که خوبی. خانم های اصفهانی در پاچه پارگی رو دست ندارن. هیشکی غیر از خودشون حریف زبونشون نمیشه.
منم کار با اینترنت رو تو سیستم دوست دارم از لپ تاپ و تبلت و موبایل خوشم نمی یاد. خیلی مصیبته.

اره خب ولی فکر کن وقتی دو تا زن پاچه چاره به تور هم بخورن چی میشه؟
یعنی سوژه خنده میشه

یاس 20 اردیبهشت 1393 ساعت 12:19

خانومای اصفهانی دعواهاشون خیلی دیدنیه،زمانی که خوابگاه بودم هم خوابگاهی های اصفهانی حتی توی صحبت های روزمره و دوستانشون کلی به هم دیگه تیکه مینداختن، زمان دعوا که دیگه جای خود داشت

دقت کردی سر چه چیزای بیخودی هم دعوا راه میندازن؟
ادم ازشون میترسه والا.........

بارونی 21 اردیبهشت 1393 ساعت 10:00 http://solisoli.blogfa.com/

بامزه بود

شوریده 21 اردیبهشت 1393 ساعت 11:04 http://shorideh07.blogfa.com

از دست شما اصفهونیا

مهصاد 21 اردیبهشت 1393 ساعت 21:53

دست گلت درد نکنه عزیزم

خواهش میکنم گلم

مهتاب 24 اردیبهشت 1393 ساعت 17:42 http://raspinalady2.persianblog.ir/

لپ تاپ که خوبه! رامه! سر به زیره! خدا قسمتت کنه با تبلت بخوای پست بذاری!!!! یه حرفی رو تایپ میکنی میبینی دوتا اینطرف و اونطرفش هم تایپ شده حالا فکر کن سه خط نوشتی رفتی حالا باید خودت رو بکشی تا اون کلمه رو پاک کنی و دوباره بنویسی!!! من که با تبلت بسیار درگیری دارم!

اره تبلت رو دیدم چطوریه ولی شکر خدا تا الان باهاش پست نذاشتم

Golbarg 25 اردیبهشت 1393 ساعت 08:59

Mahtab joon salam. chetori? khoobi? nisti.

سلام عزیزم
وقتت بخیر؛ممنون از لطفت
بله شکر خدا خوب وخوشم عزیزم..

ع 25 اردیبهشت 1393 ساعت 16:22

مهتاب عزیز دوست خوبم ممنون و سپاسگزارم واقعا لطف کردید که وقتتون رو به من اختصاص دادید و اطلاعات خوب و کاملی رو به من دادید مطمئنم این راهنمایی ها موجب می شه از این سفر نهایت لذت رو ببریم سپاس
همیشه یاد این جمله در ذهنم می درخشه خداوند در قلب کسانی است که بی بهانه مهربانند سپاس دوست مهربونم
از ته دل و با تمام و جودم شادی و ارامش و خوشبختی تو رو از خدا می خوام امید که همه روزهای زندگیت افتابی و درخشان باشه و در کنار بچه ها و همسر گرامی لحظات شادی رو سپری کنید و شاهد موفقیت روز به روز بچه هاتون باشید مرسییییییییییییی

ممنون از لطف شما..
من کاری نکردم.
امیدوارم سفر بهتون خوش بگذره و خاطرات خوشش براتون بمونه.

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.