الان یک عدد مهتاب مجسمه براتون داره مینویسه.چون عین یه مجسمه نشستم و دارم تایپ میکنم.
دو سه روز پیش رفتم و یکی از اینا خریدم و خب باید بگم دو سه روز اول دهنم داشت سرویس میشد؛ ولی خب الان خیلی بهترم.. یعنی امیدوارم خیلی زود عادت کنم و بتونم به طور دائم استفاده کنم.. از بس تو سالهای قبل بد نشستم و راه رفتم، احساس میکردم اگه از اینا نبندم کم کم ناحیه کتفم یه چیز بد شکلی میشه.حالا امیدوارم جواب درست بده و من عادت کنم درست بشینم و راه برم.کلا ترک عادت کمی سخته، و خب باید مثل هر چیزی تمرین کرد..
بعد وقتی اینو بسته بودم داشتم می گفتم کاش شکم بند و چسب ابرو هم گرفته بودم تا نتونم اخم کنم و شکمم هم جمع و جور بشه . بعد دخترم گفت مامان خوبه خودته کاملا باند پیچی کنی که دیگه همه چیزت صاف بشه..
خلاصه جوانی کجایی؟ که یادت بخیر.. البته ملتفت هستید که من هنوز تو 18 سالگی موندم.
جدیدا به این نتیجه رسیدم که اسکل ترین موجوداتی که خدا افریده، پسران تو سن بلوغ هستن، یعنی اگه یه روز گذرتون به یه مدرسه دوره ی راهنمایی پسرونه افتاد، مطمئن باشید که بساط خنده ی شما برای یک هفته فراهم شد، الان میفهمم که چرا معلم کلاس پسرم برای باد معده یا روده یه کلاس رو اخراج میکنه..
یعنی پسرا که همینجوریش هم تو فهم بعضی چیزا از بچگی مشکل دارن، ولی وای به وقتی که به دوره ی راهنمایی میرسن، یعنی از علایق خرکی که تو این سن شکوفا میشه و اون صدای نکره مانند و اون صورتهایی که سبیل های نامنظم توش عین علف هرز رشد میکنه و خلاصه خیلی چیزا دیگه، من فقط میگم از این معلمهای این دوره باید مجسمه ساخت..
چند روز پیش جشن تکلیف پسرم بود.. حالا فکر کنید بچه های اینجوری!!! من نمیفهمم چرا یک دو سال زودتر براشون جشن میگیرن؟
خب حتما اینم از عجایب ذهن اقایونه که زودتر از همه چیز حرکت میکنن..
بهر حال من تو جشن تکلیف محض رضای خدا، یه بچه ندیدم که ساکت باشه، یعنی این سالن با این تعداد پسر رو با زور باطوم هم نمیشد ساکت کرد.. واقعا کسی که سربازی رو برای پسرا اجباری کرد، یه چیزی میدونسته که اینا رو باید با زور یه چیزی یادشون داد..
یه مدتی هست من بیشتر وبلاگهایی که سر میزنم میبینم خیلی ها بی حوصله هستن و انگار این بی حوصلگی مسری هست و هی به همه سرایت میکنه.. حتی خیلی از دوستان تصمیم گرفتن دیگه ننویسن!!حالا شاید تاثیر اب و هوا هم باشه، چون من خودم همیشه این فصل یاد چیزایی میفتم که اول سال میخواستم و هنوز در انتظارش هستم. در واقع منتظرم که انتظارم تموم بشه..
معمولا همه ی ما یه چیزایی میخواهیم که نداریم، این ممکنه مسائل مادی ای خانوادگی یا عشقی باشه..
میشه بگین شما الان انتظار چی رو میکشین؟ و چی در درجه اول اهمیت برای شما قرار داره؟ و یا انتظار چی رو میکشین؟
اگه دوست داشتین اسمتون رو بنویسید و اگر هم نه که فقط جواب رو بنویسید..
برام جالبه بدونم چیزایی که هر کدوم از ما دوس داریم بسته به خودمون هست یا چیزی هست که بدست اوردنش مستلزم همراهی با شخص دیگه و یا چیزای دیگه س..
بعد هم خدا رو چه دیدین ؟شاید نوشتین و انجام شد، میگن اگه خواسته هاتون رو بنویسید، زودتر بهش میرسین..
خدایا هزاران بار متشکرم که هستی و حضور داری
خدایا ممنونم که قلب بهم دادی که میتونم عشق همه رو داشته باشم و هنوز جا داشته باشه.
خدایا ممنونم برای اون صد تریلیون سلولی که تو بدنم عالی کار میکنن.
خدایا ممنونم برای چشم، گوش، زبان و هر انچه که میتونم با اون دنیا رو حس کنم..
خدایا متشکرم که هر روز به من روزی می دی و هر روز و هر لحظه در پناه توام.
خدایا ممنونم برای این که وقتی اینجا می نویسم پر از انرژی میشم.
درود
میدونید انتظار چیز خاصی رو نمیکشم ولی خب تنها یک خواسته از زندگیم دارم و اونم آرامشه .
البته دوست داشتم در کشور دیگری که آزاد تر از اینجا باشه زندگی میکردم که الان و با توجه به شرایط سنی و متاهل بودن و وضعیت مالی ، مهاجرت نسخه خوبی واسه ی ادامه زندگی نیست !
درود
امیدوارم که همیشه ارامش داشته باشین..
در مورد مهاجرت هم، خودم به شخصه دیدم ، کسانی که دلشون میخواسته شرایطش براشون فراهم شده ورفتن..
گرچه خودم سرزمینم رو خیلی دوس دارم.
اول سلامتی خانواده ام و این آرامش زندگیم حفظ بشه.
بعد :ماشینم رو تبدیل به یه ماشین شاسی بلند کنم .علاوه بر ویلای جنگلی که دارم،ویلای ساحلی هم خدا نصیبمون کنه!
امیدوارم سال دیگه این موقع هر دوتاشو داشته باشی هم ماشین و هم ویلای لب دریا..
مهتاب پسر خواهر من اول راهنماییه اونقدر عاشقشم و با رفتارای این سنش حال میکنم که نگو
اصلن فکر نمیکردم یه روزی بتونم از یک پسر با این سن خوشم بیاد. یعنی کل مسافرت من به خنده به رفتاراش و البته گریه های اون به خنده های من گذشت
در مورد این که منتظر چی هستم هم...بماند به موقعش میفهمی
اره خب کاراشون خنده داره ولی خب یه مدت زیاد تحمل کنی دلت میخواد بزنی لشهون کنی
امیدوارم زود بیای خبرشو بنویسی..
در مورد پسرها... آی گفتی. دخترهاشم همینن ها... باورکن. یکی از یکی بدتر. راستی نمی دونستم پسرها هم جشن تکلیف دارن! فکر نکنم این چیزها جز مسخره بازی و شوخی چیزی براشون داشته باشه ولی.
ایشاالله هروقت خدا قسمت کرد و این رساله ی کوفتی تموم شد می رم ورزش.
تازه عکس برام باز شد. چه سخته تحملش مهتاب. من بودم مثل چوب خشک می شدم. ولی خیلی وقته دلم یه کتک اساسی می خواد! یعنی پریروز یه دور کمرمو به راست و بعدش به چپ چرخوندم، صدای انواع چرخ دنده های زنگ زده بلند شد چرق چروق! دلم می خواد یکی مشت و مالم بده یا یه کتک مفصل بزنه.
من... من انتظار چیزی رو نمی کشم. فقط دوست دارم پولدار بشم کارهایی رو که مامانم آرزو داره براش انجام بدم. انتظار چیز خاص دیگه ای رو هم نمی کشم.
وای مهتابی دیشب اصلا نخوابیدم. خودمو به زور بیدار نگه داشتم الان. چون طبق برنامه ی جدیدم، الان وقت خوابم یک ساعتی گذشته. ولی اگر بخوابم دیگه به کارهای امروزم نمی رسم. خودمو بیدار نگه داشتم با آهنگ و درس و وبلاگ تو و اینا.
اخه جشن تکلیفشون هم دیدنی بود، اهنگ بیژن مرتضوی گذاشته بودن وب چه ها میرقصیدن..

یعنی کلا تو اون مجلس یه سری پسر هایی میدید ی که همه قد کشیدن ولی عقلشون در حد یه جلبک مونده..
وای روز اول که بسته بودم داشتم میمردم، از زور فشار سر درد گرفته بودم.. حالا خیلی بهترم..
خدا کنه این برنامه ی رساله تو زود و با خوشی تموم بشه، خستگیت در بره..
بعدش من شیرنی میخوام ازت..
خدایا به مهتاب ما که این قدر شکرگزارته اون چیزهایی رو که می خواد بهش بده.
ممنونم عزیزم
خدا به همه بده
پسرهای نوجوون که واقعن اعجوبهان خدا به معلمینشون صبر عطا کنه نگه داری از یکی شون هم سخته وای به حال صدها نفرشون
من انتظار دارم یه کم کارام کمتر بشه نمی دونم چرا امسال شب عیدی اینقدر کار دارم؟ شاید سنم رفته بالا توانم کم شده؟!
اینا موجودات عجیبی هستن، یعنی ادم میمونه به اینا بخنده یا یه فصل سیر کتکشون بزنه؟
چقدر کم توقعی تو، اگه بدونی من چه انتظارات بلند بالایی دارم..
شیرینی هم می دم بهت. چشمممم.
فقط این تموم بشه...
انشاالله با خوشی تموم میشه.
یعنی اخرش برات مثل عسل باشه..
یه چیزیو از خدا می خواستم تا مرز به دست آوردنشم رسیدم ولی قسمت نبود گیرم بیاد مث اینکه مصلحتم نبوده
میدونم تخصیر خودمم بود چون تلاش کمی کردم
با اینکه بهش گفتم هر چی خیرم توش باشه ولی هنو ته دلم یه کمی غصه دارم
اخی عزیزم، میتونم بفهمم چه حسی داری.
ولی امیدوارم خدا بهتر از اون رو برات در نظر گرفته باشه عزیزم
1 : شوهرم یه کار خوب پیدا کنه و کارش دائمی باشه و دیگه نگران بیکار شدننش نباشیم .
2 : خودم بتونم ادامه تخصیل بدم و دانشگاه تو تهران قبول بشم .
3 : همه وسایل خونه رو تغییر بدو و کلاسیک بشن .
4 : خونه ای که خریدیم و بتونیم بفروشیم و جای بهتر بخریم .
5 : وقتی یه پول خوب و پنهان تو حسابم داشتم حامله بشم و یه پسر سالم به دنیا بیارم .
6 : وقتی با مادرم حرف میزنم از زندگیش راضی باشه و اظهار نارضایتی نکنه .
اولوین بندی کردم اما مورد 6 چون دست من نیست آخر نوشتم
خیلی جالب بود، چیزایی که خواستی بیشتر مال بهتر شدن زندگی مشترک بود..
در مورد مامانت هم، امیدوارم درست بشه.. گمانم گاهی خیلی ذهنت رو مشغول میکنه.
من خیلی وقته دلم یه تحول مثبت میخواد
منتظر یه اتفاق خوشایندم
امیدوارم هرچه زودتر اتفاق بیفته.
مسافرت! همین و دیگر هیچ!
به کجا؟
من از پسرای توی این سن و سال دوری میکنم نمیدونم چرا حتی اگه خیلی هم طرفو دوسش داشته باشم تو اون سن ازش خوشم نمیاد
در مورد خواسته ها :اول زندگی مشترک خواهرم سرو سامون بگیره،دوم یه مسافرتی قراره بریم که همش عقب میافته اونو بریم ، سوم خونمون رو عوض کنیم چون مسیرش دوره ، چهارم چندوقته دلم تبلت میخواد اونو بخرم . دیگه یادم نمیاد فعلا
امیدوارم زندگی خواهرت خوب بشه.
برای بقیه خواسته هات هم پول کافی بیاد همش حل میشه
خوب من خیلی چیزا می خوام و منتظرشم.از مسائل سلامتی و معنوی که بگذریم به شدت منتظرم که یه بنده خدایی کار معافیت سربازی همسرم رو درست کنه.بعدشم منتظرم کم کم خونه مون رو همون شکلی بکنیم که دوست داریم انشالله.
دیگه پیشرفت ورزشی همسرم رو خیلی خیلی خواستارم و دلم می خواد تو رشته ی خودش به مراحل خیلی بالایی برسه انشالله.دلم می خواد بعد از معافیت خدا گونی گونی پول بفرسته پایین تا دور دنیا رو بگردیم.بازم گونی گونی پول بفرسته تا ماشینمون رو یه ارتقای اساسی بدیم.
امیدوارم همش ون رو زود بدست بیاری، در مورد اون گونی گونی پول هم من کاملا باهات موافقم و تایید میکنم
مرسیییییییییییی عزیزم
مثل اینکه وبلاگت حاجت میده
پمپ آب کارخونه سوخت من یه دو سه روزی بیکارم
هر چند بعدش باید تلافی این مدت رو دربیارم
شاید
حالا تو این دو سه روز استراحت کن که بعدش تلافیش در میاد
manam montazeram in matabemoon foroosh bere va az in shahr berim. albatte montazere chizaye dige ham hastam vali alan bishtar az hame in fekramo mashghool karde.
خب معمولا همیشه بعضی خواسته ها تو اولویت اول قرار دارن.. امیدوارم که مطبتون به قیمت عالی فروش بره و بعدش هم به هرچی میخوای برسی.
دلم یه دل شاد و آروم می خواد
دلم هیجان و عشق میخواد
بعد مسافرت به یه جای سردسیر
جدیدا هم دلم بچه میخواد ولی زندگی بدون عشق اینو برام امکان پذیر نیست.
عزیزم کاملا میفهمم چی میگی
ولی ارام جان یادت باشه عشق فقط تو چیزای محدود نیست.امیدوارم که عشق به همه چیز تمام قلبت رو پر و روشن کنه..
خوب من انتظار چیزهای زیادی رو می کشم که اگه بخوام همه رو بگم یه لیست بلند بالا می شه اما خلاصه کنم میشه:سلامتی. آرامش، خونه بزرگ درست و حسابی، ماشین خوب، وضعیت شغلی خوب، اوضاع مالی مناسب و... اما خوب الان به خونه خیلی نیاز دارم
خب خونه جزو مواردی هست که اگه باشه خودش تو خیلی زمینه ها به ادم ارامش میده..وباعث میشه خیلی چیزا هم حل بشه.. امیدوارم به هرچی که میخوای خیلی زود برسی..
من منتظر چیز خاصی نیستم شکر خدا راضی ام فقط دوست دارم کمی حوصله ام سر جاش بیاد
چقدر خوبه که راضی هستی.. حوصله و شادی فراوان برات ارزو میکنم دوستم.
سلام
چند روزه میخوام بگم مهتاب جون این خورشت ماست را چطوری درست میکنید ولی حوصله م نمیشه تایپ کنم
در مورد این پست هم بگم من هیچی دوست ندارم یعنی به خواسته هام دیگه فکر نمیکنم
سلام عزیزم
خب من راستش تا حالا خورش ماست نپختم، چون این غذا معمولا در کنار غذاهای دیگه سرو میشه و به تنهایی غذا نیست و ضمن این که خیلی سخته، اینجا معمولا هرکی بخواد از رستوران تهیه میکنه، اونم معمولا فقط برای مهمانیهای خاص
عزیزم ادم باید خواسته هاشو بگه و بعد بذاره دنیا کار خودشو بکنه تا به چیزایی که میخواد برسه
وا من چرا اسمم رو نوشتم ش؟! انگار خیلی ذوق زده بودم !
تو بودی؟

من هی فکر میکردم کی نخواسته اسمشو بنویسه؟
تو چه زود به آرزوت رسید؟
میخواستی سرت خلوت بشه،شد اونم چه جور
چیه؟
مهتاب چه سئوال سختی پرسیدی. میخواستم یه بچه دیگه بیارم که نشد. راستش از خدا دل شاد میخوام همین. اصلا خوشحال نیستم.
عزیزم هرچیزی به خیر ما باشه اتفاق میفته، چون خداوند بهترین رو برای بنده هاش میخواد.
امیدوارم دلت غرق شادی و خوشی بشه..
Mahtab in postet ba comment hash mano yade dige nazrie ashooraye hamsayamoon andakht too iran. hame miraftan sare dig ham mizadan ke hajat begiran.
حالا تو دیگ چی میپختن؟
ولی جدا از شوخی من فکر میکنم وقتی تو یه جمعی همه آرزوهاشون رو بگن، انرژی زیادی برای بدست اوردنش هم جمع میشه.
من که سر زده بودم ... چرا هیچی ننوشتم پس؟
برادرزاده و خواهرزاده من الان دقیقا تو همین سنن. یک موجوداتی شدن و بیا و ببین
حتما فقط خوندی و رد شدی
اره این موجودات دیدن دارن
dorost migi. kamelan ghabool daram harfeto.
digesh ghorme sabzi bood. yadesh be kheir.
معمولا غذاهای نذری خیلی هم خوشمزه هستن.. حالا قرمه سبزی که دیگه جای خودشو داره
مهتاب الان پر از خواستنم
۱۰۰۱چیز دروغه،اما صدتا چیز میخوام
به جز سلامتی و آرامش که همیشه واسه همه دنیا طلب کردم و میکنم
دلم میخواد این یه ترم و پایان نامه تموم شه،عزیزام به خواسته هاشون برسن،و چیزی که سالهاست میخوام؛پر از حس مادر شدنم،من یه دختر میخوام !
این آخری خودش یه سریال ۱۴۰قسمت میشه،میدونی که !!!
عزیزم امیدوارم به همش برسی، مخصوصا اون سریال 140 قسمت خیلی سریع شروع بشه پخشش
سلامتی و ارامش جزو چیزایی هست که امیدوارم برای همه همیشگی و دائم باشه.
مرسی مهربونم،انشالله همه به آرزو هاشون برسن
مهتاب همه آرزو هام تل انبار شده ،مبینی :-D
عزیزم ارزوها تلنبار میشن و یهو همه شون با هم براورده میشه..مطمئن باش
سلام دوستم یه زحمت برات داشتم . من لینک وب فریر رو گم کردم الان هم خیلی خیلی خیلی بهش نیاز دارم . میشه بهم بدی؟
عزیزم تمام صفحاتی که وب فریر رو برای دانلود گذاشتن فیلتر هستن.. اگه خودت فیلتر شکن به انگلیسی بنویس WEB FREER و از سایت اصلی دانلودش کن...
مهتاب جان الان دیدم دوستت فیلی شکن خواسته. من سایفون سه دارم و خوبه. بد نیست. اگر می خواد این لینکشه:
http://s5.picofile.com/file/8107348568/psiphon3.exe.html
اینو خودم گذاشتم این جا برای هرکی می خواد می فرستم.
تارا جان ممنون که لینکشو گذاشتی، راستش خودم هم شنیدم سایفون خیلی خوبه ولی خب چون از وب فریر استفاده میکنم اینو هنوز امتحان نکردم.. بهر حال خیلی ممنون.
من که می دونی به شدت منتظر تولد دخترم بودم که به دنیا اومد شکر خدا!
گلی جان خیلی خیلی بهت تبریک میگم عزیزم، خودت خداروشکر خوبی؟ یا هنوز تو رختخوابی؟
هنوز بعد این همه مدت نمیدونی من از خدا چی میخام
تو مطمئن باش اگه ما چیزی رو بخواهیم و نفعمون در اون باشه خدا بهمون میده
م مهتاب جان در مورد اینکه چی میخوام دلم میخواد تلکیف خودم با خودم روشن کنم تا بعدا بتونم بلکه با ارامش زندگی کنم 0 در مورد پسرها نوجوان هم باید بگم که کری خوندشون خیلی جالب باور کن تو خونه ما روزی چند نفر توسط این دوتا پسرم لت و پار میشن البته در خیال و تعدادی از معلم ها شون بعد از اتمام درسشون در نوبت ان
زهراجان خیلی خوبه که میدونی باید تکلیفت رو با خودت مشخص کنی. چون اینجوری هم روی اینده ی خودت وهم بچه ها تاثیر مستقیم داره. باید یه بار برای همیشه فکر کنی باید برای اینده چه تصمیمی بگیری.