بارها شده دوستان لطف کردن و با من درد و دل کردن، این که قلبشون شکسته، این که چرا هیچ کس عاشق اونا نمیشه و این چیزا...
من اگه چیزی مینویسم روی تجربه ی خودمه، چیزی هست که در حال حاضر جزو عقایدم هست و د ر حال حاضر با این عقیده ها و افکار زندگی میکنم:
خیلی از ما ها تجربه ی شکست عشقی رو داشتیم، با کسانی اشنا شدیم و خواسته یا ناخواسته، دلمون رو بهشون دادین و بعدها دیدیم که اون ادم کسی نبوده که ما فکر میکردیم.
ممکنه از ما سواستفاده کرده باشن یا این که ما بنا به میل خودمون رابطه داشتیم، ولی بعدها پشیمون شدیم.. ممکنه این اشتباه رو نه یکبار بلکه چند بار تو فواصل مختلف زمانی از نوجوانی، زمانی که قلبمون برای اولین بار برای یک نفر می تپه گرفته تا بزرگسالی تجربه کنیم.
ممکنه هر بار هم خودمون رو سرزنش کنیم، و با خودمون عهد میبندیم که دیگه تکرارش نکنیم ولی باز یادمون میره و باز دوباره همون اشتباه رو مرتکب می کنیم.
حتی ممکنه الان خیلی خیلی عاشق یک نفر باشیم و حتی بدونیم کسی که ما عاشقش هستیم ، اونطور که ما دوستش داریم دلبسته ی ما نیست، ولی باز فکر میکنیم اگه اون ادم رو بدست بیاریم، خوشبخت میشیم، من اینجا و بنا بر تجربه ی خودم میگم که خوشبختی ما به هیچ انسانی وابسته نیست! درسته که ما خیلی عواطف و احساسات داریم که مثل دانه های زنجیر به ادمهای دیگه مربوطه، این ادم میتونه معشوق، همسر ، فرزند ، پدر و یا مادرمون باشه ولی با این حال خود ما خیلی مهمتر هستیم.
این به معنی خودخواهی نیست، این به این معنی هست که ما اول از همه در مقابل خودمون مسئول هستیم..
به نظرم وقتی خودمون رو در معرض سو استفاده از هر نوع؛ از مالی، احساسی و جنسی قرار بدیم و به خودمون ضربه بزنیم، نمیتونیم انتظار داشته باشیم که دنیا چیزایی که ما دوست داریم رو بهمون بده..
من الان میتونم بفهمم که وقتی میگن دنیا مثل آیینه میمونه یعنی چی؟ یعنی دقیقا رفتاری رو به ما بر میگردونه که از ما میبینه، ما برای ادمی که داره زجرمون میده گریه می کنیم و اسمش رو میذاریم عشق!!!!
به همنوع یا همجنس خودمون ضربه میزنیم و اسمش رو میذاریم عشق!!!
عشق یعنی این که تو اول خودتو دوست داشته باشی و چون خودتو دوس داری به کسی هم اسییب نمیزنی، چون میدونی اسیب زدن به دیگران، یعنی به خودت اسیب میزنی.
و برای همه عشق و محبت طلب میکنی و مطمئن باش این عشق و محبت به خودت بر میگرده..
اگه میخوای کسی وارد زندگیت بشه که دوستت داشته باشه و در کنارش احساس خوشبختی کنی نباید با ادمای مختلف که دارن ازت سواستفاده میکنن در ارتباط باشی و فکر کنی که خب،وقتی ادم مورد نظرمو پیدا کردم، دور همه ی این روابط رو خط میکشم..
اینجوری هیچ وقت ادمی که عاشق واقعیت باشه پیدا نمی شه، قلبت رو از الان منتظر ورود عشق کن..و اول از همه این عشق متعلق به خالق تو و بعد متعلق به خودته...( از نظر خودم، عشق به خداوند با این که دائما چیزی رو به التماس و زور از خداوند بخواهیم منافات داره، عشق به خداوند یعنی این که خداوند رو با تمام چیزایی که برای ما می افرینه دوست داشته باشیم، به جای این که همیشه از خداوند طلبکار باشیم خداوند رو عاشقانه صدا بزنیم، بارها عاشق ادمای مختلف میشیم و بهشون میگیم عاشقتون هستیم، ولی چند بار در طول زندگی به خدا میگیم عاشقش هستیم و واقعا دوستش داریم؟)
( مخاطب خاصم: برای هیچ ادمی مخصوصا برای عشق التماس نکنید، من حداقل میدونم که هیچ مردی، از این که زنی براش گریه کنه خوشش نمیاد و حتی ممکنه متنفر بشه، یادتون باشه که دنیای مردها با ما کاملا متفاوته، یا به قولی ما از دو تا سیاره ی مختلف هستیم. یک زن از این کسی براش گریه کنه لذت میبره ولی یه مرد از این کار مشمئز میشه..
پس برای هیچ مردی اشک نریزید.)
هیچ وقت چیزی رو با زور مالک نشین، این زور ممکنه التماس به درگاه خدا باشه یا این که اونقدر نقشه بکشید که مردی رو متعلق به خودتون کنید، خودم تجربه کردم وقتی چیزی رو خیلی طالب هستید رهاش کنید، و اگه سهم شما باشه مطمئن باشید خیلی راحت بدستش میارید و اگر هم سهم شما نباشه بدست اوردنش فقط براتون زجر و درد به همراه میاره.
مخاطب خاصم:
با مردی به قصد ازدواج اشنا شدی و تمام قلب وروح و جسمت رو در اختیارش گذاشتی و حالا میبینی که رغبت اون ادم برای ازدواج از بین رفته، ایا قبلا این اشتباه رو مرتکب نشدی؟ ایا قبلا مردی رو دوست نداشتی و قبلا از این که از از اون ادم و قلبش مطمئن بشی بهش اعتماد کردی و اون ادم یکی دیگه رو برای ازدواج انتخاب کرد؟
عزیزم درسهای زندگی تکرار میشن تا ما درسی رو که باید یاد بگیریم و تا درسی رو یاد نگیریم خداوند سراغ درس بعدی نمیره..
الان دیگه گذشته، سرزنش خودت هیچ راه چاره نیست، برگرد و به تمام اتفاقاتی که افتاده نگاه کن، از اونا به عنوان تجاربی که تا اخر عمر به درت میخوره نگاه کن، سرزنش خودت چیزی رو درست نمیکنه، فقط بیشتر تو به سمت افسردگی سوق میده..
اشتباه کردی و گذشته و تمام شده و رفته، همه اشتباه میکنن!! زندگی تو ، در گذشته نیست! زندگی رو به جلو حرکت میکنه . نمی تونی با افسوس چیزی رو درست کنی.تجاربی که الان کسب میکنی، تماماً اونقدر ارزشمند هستن که تو رو برای اینده سفت و محکم میکنه.
هیچ کس جز خودت نمیتونه به تو کمک کنه، برای ورود عشق به زندگی و این که ادمی مورد نظرت پیدا بشه هیچ وقت دیر نیست، عشق واقعی اول از همه از خودت شروع میشه، این که اول عاشق خودت باشی، تویی که منحصر به فرد هستی، تویی که خداوند با تمام وجود دوستت داشته و از روح خودش در تو دمیده.
به جای این که برای ادمی گریه کنی که ارزش اعتماد تو رو نداشته، سعی کن بیشتر به خودت اهمیت بدی، از اون ادم هم متنفر نباش، نگو که نمیبخشمش، بازم تاکید میکنم هرچیز تو این دنیا به خود ما بر می گرده، اون ادم رو رها کن و براش خیر و خوشی طلب کن.. با خودت و قلبت تکرار کن: اون ادم رو رها کردی و بخشیدی و اجازه میدی که بره.
اگه اون ادم متعلق به تو باشه بر میگرده و اگر هم که نه، مطمئن باش خداوند ادم خیلی بهتری برات در نظر گرفته... به شرط این که اشتباهاتت رو بپیذیری و باهاشون کنار بیای و تکرارشون نکنی..
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم..
من همه ی حرفاتو کااااااااااملا قبول دارم مهتاب جون.
خوشبختی تو خود ماست و بدون همسر هم به دست میاد و با اومدن یه همراه خوب می تونه کامل تر بشه. موکول کردن خوشبختی به وجود یک نفر دیگه یعنی ما خودمون از عهده ی همون زندگی مشترک هم برنمیایم. ازدواجی که توش، طرفین احساس کنن تا قبل از ازدواج بیچاره ن، آخر عاقبت خوبی نداره.
یه نکته هم من اضافه کنم: گاهی ممکنه برای کسی همچین همراهی فراهم نشه... یا خیلی دیر فراهم بشه. نمی شه یه عمر خوشبختی رو رها کرد به امید این که آیا یه روزی کسی بیاد یا نه. لحظه های حال رو به امید یه آینده ی موهوم خراب نکنیم.
اره عزیزم به نکته ی خوبی اشاره کردی، ما نباید امروزمون رو برای چیزی که طالبش هستیم، خراب کنیم، به نظر من لذت بردن از امروز خیلی مهمه...چون ممکنه ما هرچیزی رو بتونیم بدست بیاریم ولی زمان از دست رفته رو نه..
مهتاب جون، همسری آخر هفته میاد اصفهان، منم که عاشق گز و پولکی
حالا یه لطف خواهرانه کنید و آدرس یه فروشگاه خوب رو بهم بدید ممنون میشم
از اینکه شکم یه گشنه رو سیر میکنید پیشاپیش سپاسگذارم
عزیز دلم خب خودت هم با همسری بیا اصفهان،

تو عاشق اصفهانی اونوقت همسری میاد!!!!
عزیز دلم، گز اصفهان انواع مختلف داره که به نظر من همه شون خوب هستن ولی اگه میخوای گز خوب با بسته بندی خیلی قشنگ بخری، یعنی میخوای گز رو هدیه بدی یا ظاهر جعبه گز برات اهمیت داره و حاضری پول زیادی برای بسته بندی بدی من بهت پیشنهاد میدم گز سکه رو بخری که یکی از شعبات اصلیش تو خیابان عباس اباد هست و به هر تا کسی که ادرس بدی عباس اباد و فروشگاه گز سکه مسافر رو میبره اونجا...انواع گز از رژیمی تا شکلاتی و با درصد های مختلف مغز داره..
ولی من اگه خودم بخوام گز بخرم ، و معمولا اصفهانی جماعت هم خودش این نوع گز رو میخره، گز کرمانی میخریم که یکی از فروشگاههای اصلیش سبزه میدون ( این اسم اصفهانیشه و گرنه اسم جدیدش میدان عتیق هست) به طرف 4راه تختی هست که اونم به هر تاکسی ادرس بدی تو رو میبره اونجا...فکر میکنم پولکی هم دارن، چون معمولا گز و پولکی با هم هست..
البته تو یمدان نقش جهان خیلی فروشگهای گز وجود داره که انواع گز اصفهان از کرمانی، سکه، عقیق، بلداچی وغیره رو عرضه میکنن که تقریبا همه خو ب هستن.. ولی بازم میگم من اگه خودم بودم گز کرمانی میخریدم..
افسوس...
عزیزم برای گذشته افسوس نخور.. الان خیلی چیزا میدونی که همه رو باید تجربه میکردی تا یاد بگیری
کاش بودی بغلم می کردی..انقدر از دست خودم ناراحتمو بغض دارم که باورت نمیشه..
می سپرمش دست خدا..
زندگی خودم رو هم..
همهء حرفات دونه دونه سلول های بدنمو لرزوند..
مهتاب جون برام دعا کن..
من خیلی زود وابسته میشم و این بزرگترین اشتباه زندگیمه..
دوستت دارم...ممنونم که بخاطر من اینهمه نوشتی قربون چشمات برم...
کاش الان کنارم بودی نمی دونی چقدر به حضور دوستی مثل تو احتیاج دارم ..شاید اگه زودتر این حرفها رو بهت می زدم کارم به اینجا نمی کشید..مرسی ..می بوسمت
عزیزم، همه ی ما به نوعی این تجارب رو کسب میکنیم، این که به یه نفر وابسته میشیم و بعد خودمون رو فراموش میکنیم.
از بچگی به ما یاد ندادن که اول از همه خودمون رو دوس داشته باشیم، این چیزا رو فقط با تجربه یاد میگیریم. میدونم الان خیلی اذیت میشی ولی باور کن که همه ی اینا میگذره و همه ی اینا برای تو خیلی درس داره، بابت کارهایی که کردی تاسف نخور، خودت رو به معنای واقعی ببخش..
اگه به خدا بسپاری ، مطمئن باش خداوند بهترین رو برات رقم میزنه..
عزیزم گرچه نمیتونم بغلت کنم ولی از هم اینجا یک دنیا برات عشق ومحبت میفرستم، و از صمیم قلب خوشحال شدم که با من دردو دل کردی..
دوست خوبم من هر وقت میام وبلاگ تو، کلی چیزای خوب ازت یاد میگیرم، تو پیشگام کار خیر هستی
مرسی مهتاب عزیز. راستش دیروز رفته بودم دیدن دوستام و چقدر که انرژی مثبت بهم تزریق کردن و البته تو هم یکی از همونهایی. دیشب به این فک کردم که این دوستان نتیجه دعاهای دوران نوجوونی و جوونی منه. همیشه دعا میکردم که خدا دوستانی بهم بده که صالح باشن و خدا نصیبم کرد بدون اینکه متوجه باشم. من هیچوقت هیچ چیزی رو به زور از خدا نخواستم و نمیخوام. هیچ وقت. حتی آدمی رو که خیلی دوسش داشتم. همیشه اینطوری دعا میکنم که اگه صلاح منه نصیبم کنه. میترسم به زور چیزی رو ازش بخوام و خیروخوبی من در اون نباشه.
یکی از حرفایی رو که بهم زدی رو دیشب یکی از دوستامم گفت و من بهش گفتم ااا چه جالب اینو مهتاب هم بهم گفته بود. اینکه " غبطه زندگی بقیه رو نخورم و اگه دوستی چیز خوبی رو به دست میاره جوری خوشحالی کنم که انگار من بدستش آوردم. دوستم میگفت این باعث میشه خدا همون رو برای تو هم در نظر بگیره.
بابت داشتن دوستای خوبی مثه تو و ... هزاران بار خدارو شکر میکنم. حیف که بعضی وقتا ازتون دور میشم. دعا کن بیشتر سمت شماها بیام تا سمت بقیه.
می بوسمت عزیزم و برات آرزوی سبزترین روزها رو دارم
خیلی خوبه که چیزی رو به زور طلب نمیکنی، مطمئن باش به وقتش بهترینها نصیبت میشه..
اره عزیزم اگه برای کسی و چیزی که دیگران دارن به اندازه ی وقتی خوشحال بشیم که خدا اون چیز رو نصیبمون کرده، خیلی زود بهش میرسیم. یادته تو کتاب راز نوشته بود، احساسات ما مثل سوخت موتور میمونه، و احساس خوشحالی ما برای دیگران دقیقا چیزیه که به خود ما بر میگرده..
من هم برای داشتن دوستانی خوبی مثل شما و این خونه ی مجازی هزاران بار از خداوند متشکرم.. کلی از شما انرژی و انگیزه میگیرم..
منم بهترین رو برات ارزو میکنم به همرا روزهایی سرشار از شادی..
مهتاب جان حرفهات دربست قبول! با طلای ناب باید نوشت و قابش کرد و زد به دیوار که همیشه جلوی چشم ادم باشه و بهش یادآوری شه
عزیزم چقدر شماها به من لطف دارین.
خیلی آموزنده بود. ممنون
خواهش میکنم دوستم..
اسمتم فراموش کردی..
موافقم
خوشبختی هر کسی دست خودشه
اینکه چی میخواد چطوری میخواد و چه کاری برای به دست اوردن خواسته هاش میکنه
آدمی که خودش رو دوست داره و وجودش رو ارزشمند میدونه حواسش به خودش هست
ولی گفتن این حرفها راحته عمل بهش سخته... چون خیلی وقتها راه درست رو نمی بینیم
هر چی آدم تجربه کنه و سنش بره بالاتر بهتر معنی این حرفها رو می فهمه
تا وقتی جوونه و بی تجربه دیدش فرق میکنه
عزیزم مطمئناً بالارفتن سن خیلی چیزا رو به ما یاد میده
من اینو نوشتم که کسی خودش رو بخاطر اشتباهاتش سرزنش نکنه، چون تمام اینا پله هایی برای رشد ادمی تو مراحل بعدی زندگیشه..
همه ما اشتباه میکنیم...مهم اینه که از اشتباهاتمون درس بگیریم...با همه حرفهات موافقم مخصوصا" این که نباید برای یک مرد گریه کرد...مردها از زنان ضعیف بیزارند..
خب میدونی این چیزا رو تو مدارس یا پدر ومادرامون بهمون اموزش ندادن، همه رو در اثر تجربه یا مطالعه کسب میکنیم...
در واقع از چیزایی که یه مرد رو فراری میده همینه..
این که زنی بهش التماس کنه یا براش اشک بریزه..
مردها عاشق زنانی میشن که براشون دست نیافتنی باشن..
آره خوشبختی دست خودمونه ولی وقتی اونی که میخواهیم یارو نمیده چه گهی بخوریم؟
من انگار شرایطم با همه فرق میکنه.
خیلی اوضام خرابه احتیاج به .... نمیدونم چی دارم.
من هر وقت گریه میکنم به حال خودم میکنم نه برای یه مرد فقط خودم.
عزیزم، پشت هر چیزی که نمیخواهیم یه علتی هست. البته وقتی تو شرایط سختی هستیم نمیتونیم به علتش پی بریم. معمولا مدتها بعد علتش رو می فهمیم. وقتی ذهنمون اروم شده باشه..
گریه خیلی اوقات خوبه، باعث میشه خشممون خالی بشه..
حرفاتو قبول دارم دربست!
چسبیدن به گذشته و کسی که بوده و رفته دردی رو دوا نمیکنه فقط جای اتفاقات خوبی رو که قراره توی آینده بیفته پر میکنه و دیگه جایی برای خوبیها و خوشیهای آینده نمیمونه که وارد زندگیمون بشن. اگه دنبال کسی بگردیم که عاشقش بشیم و توی زندگیمون نگهش داریم برعکس از ما دور میشه من این رو تجربه کردم هرچی بیشتر دنبال نیمه گمشده گشتم از من دورتر شد با کسانی برخورد کردم که روحم رو داغون کردن من دنبال محبت و عشق واقعی بودم و اونا به دنبال تن من! بیخیال نیمهگمشده شدم!فقط عاشقانه زندگی کردم اما عاشق کسی نشدم تا بالاخره اونی که باید خودش اومد دنبال من و اون کنج قلبم رو که خالی بود پر کرد و من تمام خودم رو که به دست هیچ نامحرمی نداده بودم بهش سپردم و شد تمام زندگیم!
گذشته مال گذشته است باید رهاش کرد تا برای آینده جا باز بشه!مثل خونه تکونی دم عید که همه چیزای بلا استفاده رو دور میریزیم و برای چیزای جدید جا باز میکنیم باید همه خاطرات بد گذشته رو دور بریزیم و با خوشحالی و امید منتظر خوبیهای آینده باشیم
عزیزم خیلی قشنگ خودت رو مثال زدی و همه چیزو تفسیر کردی..
ما باید دلمون رو به ادمی بدیم که ارزشش رو داشته باشه..
مرسی مهتاب جون برای راهنماییت، همسری کلی گز و پولکی آورد که البته من و دخترک امون ندادیم و تو همین دو روز بسته اول تمام شد و رفتیم سراغ بعدی، مهتاب، شهر به این خوبی کوفتت بشه
عزیزم نوش جونت..
تو بایدبه یه اصفهانی شوهر میکردی تا همش اینجا پلاس بودی
اجازه
من عاااااشگتم
وای وای، من خجالت کشیدم

مرسی عزیزم
کجا بودی این مدت؟