من تو دوره ای که فکر میکردم داشتن گواهینامه معادل اینه که میتونم کامیون سوار بشم و دیگه یه راننده ی حرفه ای هستم چهار بار تصادف کردم.(واقعا خدا رحم کرد
) که البته یه بارش خودم راننده نبودم و نیروی کمکی بودم
؛که چون نمیخوام خسته بشین همین رو براتون میگم و بعدی ها رو هم سر فرصت:
این خاطراتی که میخوام براتون بگم رو جرات نمیکنم تو خانواده یا پیش دوستام بگم چون که همه مسخره م میکنن و بعد ها اگه راننده متبحری شدم، کسی حاضر نیست سوار ماشینم بشه..
بهتون گفتم که وقتی گواهینامه گرفتم تا یه چند سال از ماشین خبری نبود تا بالاخره به مرحمت خونه ای که پدرمون برامون گذاشته بود و فروش اون بنده صاحب یک عدد پراید شدم که اونزمان برای من بسانی رخشی زیبا جلوه گری مینمود.
هرروز تو اون سرمای زمستون میرفتم تو کوچه و مثل یک عدد کارگر کارواش میشستمش.. (چون خونه ما پارکینگ نداره)
روز اول که رضا ماشین رو اورد اونو تو کوچه پارک کرد و رفت سر کار. منم کلید رو بر داشتم و پیش خودم گفتم حالا میرم کمی تو کوچه عقب جلو میکنم تا فرمون بیاد دستم. حالا فکر کنید من پنج سال قبلش گواهینامه گرفته بودم و یه بارم پشت ماشین ننشسته بودم
.
رفتم و استارت زدم و ماشین روشن شد. برای اینکه فضا بیاد دستتون باید بگم خونه ما تو یه بن بست باریکه که دو تا ماشین به زور کنار هم جا میشن و طولش هم حدود بیست متر. یعنی هم طول و هم عرضشه کمه..و از قضا ماشین همسایه که یک عدد ژیان اسقاطی بود سر کوچه پارک بود.(صاحب این ماشین اونو گذاشته بود برای کارت سوختش) که این ماشین تا زمانی که بنده رخش نازنینم رو فروختم برای من ملکه ی عذاب بود. (ولی حالا میفهمم که اون ژیان خیلی به داد من رسیده .فکر کنین اگه مثلا یه پژو بود من باید چه خساراتی میدادم!!
!)
رفتم دیدم هر کار میکنم نمیتونم از کنار این ژیان گذر کنم. بنابراین رفتم دم خونه ی همسایه ی عزیزم زری خانوم و بهش گفتم بیا بریم یه دوری بزنیم. اونم گفت باشه.....
بعد که اومد تو کوچه. گفتم زری جون بیا این ماشینو رو تو از کوچه بیار بیرون .چون من چیزی یادم نیست.اونم که جوگیر شده بود گفت باشه. حالا زری هم یه چند سالی بود سوار ماشین نشده بود. نشست پشت ماشین و عقب عقب اومد و یهو دیدم یه صدای وحشتناکی اومد و تالاق ماشین منو کوبوند به ژیان..
خدا ؛منو میگی که کارد میزدی خونم در نمیومد. ولی به روی خودم نیاوردم و هردو خنده مون گرفت.
خلاصه به زری گفتم بدو تا اقای همسایه نیومده ، بفهمه ما زدیم به ماشینش!!!ماشین بیار جلو . اونم ماشین رو اورد سر جاش و ما دو تا راننده متبحر دست از پا درازتر برگشتیم خونه. و شتر دیدی ندیدی!!!!
اومدم با ترس و لرز زنگ زدم به رضا و گفتم تصادف کردیم. اونم بیچاره هم کلی ترسید
، گفت به کسی زدین.؟ گفتم: نه، زدیم به ژیان!! گفت فدای سرت. از الان به هرچی میخوای بزن فقط جون هر کی دوس داری به موجود زنده نزن.
حالا که فکر میکنم میبینم چه خدایی داشتم من که همون روز اول زدم به ژیان و گرنه اگه رفته بودم تو خیابون که حتما یه نفرو کشته بودم..
این اولین برخورد ماشینم بود..بعد چون من به این زودیها کوتاه نمیام تصمیم گرفتم یه چند جلسه دیگه برم کلاس و بعد سوار ماشینم بشم. و خلاصه تصادفات بعدی در راه بود...
اسمش واقعا زری بود ؟
حالا زری یا پری چه فرقی میکنه؟

مهم اینه که روز اول ماشینمو کوبوند به یه ژیان
فدای سرت عزیزم، ماشین واسه زدنه دیگه
من فکر میکردم ماشین برای رانندگیه
حالا امیدوارتر شدم
مهتاب من روز به روز دارم ترسوتر میشم به نظرت چیکار کنم؟ از بس هی به شوهرم میگم وای آرومتر بِرون وای مواظب باش وای مارو کشتیا دیگه کم مونده خودمو از تو ماشین پرت کنم بیرون احساس میکنم همه رانندگیم یادم رفته به نظرت منم می تونم یه روز مث اول بشینم پشت رل؟
عزیز دلم از ترس نگو..

من یعد تصادف اخریم که خیلی ترسو شدم. حالا به نوبت میرسم بهشون..
ولی خب باید یه جوری سعی کنیم نترسیم دیگه
ژیان گفتی و کردی خرابم!
اونم چه ژیانی
همسایه مون با ژیانش از این محله کوچ کردن وگرنه عکسشو میذاشتم
خوشم میاد که با اینهمه محدودیت از رو نمی ری و کار خودت رو میکنی بابا همه مون تصادف کردیم فدای سرت.
اره خب، اگه میخواستم از رو برم که هیچی یاد نمیگرفتم..
عزیزم همه تصادف میکنن ولی من رکورد شکستم
منم از قصد گفتم دیگه . زری و پری و گل پری .
منظورم این بود که اصل و ول کردم چسبیدم به فرع
تازه دوزاریم افتاد
گاهی هنگ میکنم
باریکلا رضا... اگه بابای من بود...
ببین... قبول کن رضا اون طوری هم که تو می گفتی نیست دیگه!
باور کن من از تمام پستت توجهم فقط به بعد از تصادف جلب شد. دست خودم نیست.
تاراجان، رضا صفات خوب هم داره.
یعنی خودم فکر میکنم اگه من درامد و پول از خودم داشتم نصف بیشتر مشکلاتم با رضا حل میشد. برای ماشین چون مال خودم بود چند باری که تصادف کردم اصلا حرفی نزد
یه ضرب المثلی هست در مورد زری و مهتاب و ؟؟؟
چی بود؟
بله ضرب المثلش این بود:
چو مهتاب با ان اشتیاق رخشی خرید
زری جان به پشتش ، فاجعه افرید
آخ آخ اسم رانندگی اوردی چه خاطراتی رو زنده کردی!! اتفاقایی که تو رانندگی واسه من افتاده فکر نمی کنم برای هیچ کس دیگه افتاده باشه حالا سر فرصت برات تعریف می کنم
عزیزم اکثر خاطرت من تو رانندگی مال تصادف بوده.. حالا کم کم همه شو مینویسم..
امیدوارم خاطرات تو کمتر تصادف داشته باشه.
خوبه رضا چیزی نگفت
حالا رانندگیت خوب شد؟
خب عزیزم ماشین مال خودم بود
این ابتدای رانندگی من بود .تا اخرش که برسیم خیلی قصه مونده..
سلام
آخه به ژیانه چیکار داشتید شما دو تا ؟

یعنی دیوونم می کنن
تا اینجا که سپاهان لوله شده...پستونک بازیکنتون هم بدید داره گریه می کنه
من که پوکیدم از خنده
اونوقت شما با ماشین عقب جلو کردن فرمون میاد دستتون ؟
من خودم خانومم ولی با رانندگی خانوما بسیااااااار مشکل دارم
+ استقلال سپااهاااااااااااااان
سلام
.. اینا زورشون میاد سپاهان برای چهارمین سال متوالی قهرمان بشه
اولا که ژیان به ما کار داشت.. باور کن این راننده ش منو دق داد تو این یه سالی که من ماشین داشتم
دوم این که امیدوارم ببازین ما قهرمان بشیم
چقدر رفتید گشت زدید از وسط تا سر کوچه!!!


وای مهتاب تصادف اول تو که خوب بوده...تازه این تصادف مال دوستت بوده نه تو...من اولین بار یه آبروریزی کردم که نگو
تازه یکی دو روز بود پشت فرمون مینشستم...فکر کن ماشین رو دم در پارک کرده بودم و جلوم هم یه نیسان پارک بود...خب عرض ۲۰۶ نسبت به نیسان کمتره و با یه فرمون نمیشه از تو پارک در اومد ولی من فکر کردم خیلی راننده ام و اومدم با یه فرمون از تو پارک دربیام یدفعه سپر عقب نیسان گرفت به درهای ماشین و یه صدای خرررررررررررت بلند اومد منم از هولم فرمون رو به سمت مقابل پیچیدم که رفتم تو پیاده روی مقابل و از شانسم در فاصله ۵سانتی تیر چراغ برق وایستادم وگرنه جلوی ماشین له شده بود
حالا فکر کن همسایه ها با چشمهای متعجب داشتن حرکات متحیر العقول من رو نگاه میکردند...با خجالت ماشین رو دوباره پارک کردم و برگشتم تو خونه
خیلی زیاد

بعد هم سه ماه کارمون این بود تو این کوچه های اطراف دور بزنیم. یعنی من الان خودم یادم میاد کلی میخندم.
من اوایل رانندگیم وقتی هول میکردم پامو میذاشتم روی گاز. یعنی باور کن خدا خیلی دوسم داشت کسی رو تو این مدت نکشتم. چون که ادم زیر گرفتم ولی شکر خدا عمرشون به دنیا بود..
وای از همسایه ها نگو که من اونقدر جلویشون تو رانندگی گند زدم که تا ماشین روشن میکردم همه، ایه الکرسی میخوندن.
خدا نکشتت مهتاب.خییییییلی باحال بود


خودم هم خنده م گرفته ولی، با این که همه بهم قسم وایه میدادن که من رانندگی نکنم باز از رو نمیرفتم و ماشین سوار میشدم.
این کامنت فقط جهت پز دادن است و بس:
...فقط یه بار تو خروجی یه
من تو همه ی این چندسالی که رانندگی میکنم اصلا تابحال تصادف نکردم
مرکز تفریحی(گرداب بن ..فکر کنم میشناسی) یکی از
پشت زد به من ....
اخه عزیزم، اون جاهایی که تو تنها رفتی واقعا دل شیر میخواد. اون جاده های استان چهار محال که تو شب ؛ خیلی جیگر میخواد..تو روز هم فقط ماشین کامیون و وانت میره ومیاد..
تازه اونم از پشت بهت زدن؟
مهتاب جان آقایونم که اینقدر ادعاشون میشه فراوون تصادف می کنن.هیچکس راننده به دنیا نمیاد.به خنده ی دیگران اهمیت نده حتما برو بشین پشت فرمون و جسابی تمرین کن.
اون که اره
ولی خداییش من دست فرونم افتضاح بود. حالا دفعه بعد که ماشین خریدم باید ببینم چطوری رانندگی میکنم؟
خسته نباشی واقعا"
مرسی مامان جان
ببین چه دختر زرنگی داری
دقیقا من همین الان رفتم راهنمایی و رانندگی برای تاییدیه گواهی نامه ام :))
منم یه همچین خاطره ای دارم
تازه ی هجلسه رفته بودم واسه تعلیم فکر میکردم دیگه راننده ی حرفه ای شدم :))
رفتم ماشین داداشمو دزدکی برداشتم بماند که چقدر عقب جلو کردم خرش هم قشنگ چندجاشو زدم به در و دیوار و بعد تس از پا دراز تر یه اقایی رد شد خواهش کردم بذاره سرجاش و پیاده رفتم:)))))))))))
خب پس این نشون میده که تو ایران اموزش رانندگی هم مثل بقیه ی اموزش هاشون بیخود وبه درد نخوره.. فقط اعتماد به نفس کاذب به ما یاد میدن
مهتاب میدونی توی این پستت از همه بیشتر به چی دارم می خندم؟
نه عزیزم.. به چی؟
به اون آیکونی که بعد از "خدا رحم کرد" گذاشتی!!!

اول بگم که نود درصد وقتایی که اینجا سر میزنی من ان لاین هستم. الانم کلی کار سرم ریخته ولی حال ندارم از اینجا تکون بخورم
اخه یه تصادفم خیلی بد بود
..پس باید هی به خدا بگم متشکرم
دوم این که تا همین دو سه سال پیش هی به خدا غر میزدم که چرا تصادف کردم؟ ولی الان که بر میگردم نگاه میکنم میبینم خدا خیلی دوسم داشته که من هنوز زنده ام..
وای واقعا خیلی نترسی که میخاستی همون روز اول ماشینتو بیاری بیرون. واقعا خدا رحم کرد
اره، فکر کن اصلا یادم نبود چطوری دنده عوض کنم؟ اونوقت میخواستم برم رانندگی تو خیابون
خوشبختانه من از این خاطره ها ندارم
چون کلااز رانندگی می ترسم
عزیزم ترس که نداره
نهایتش مثل من به در و دیوار میزنی
bebakhshid man kam peida hastam in rooza. sakht dargir o dare kar haye aroosi hastam.
Mahtab joon man sal ha too iran ranandegi mikardam. yek pride dashtam va sobh o shab zire pam bood o hich vaght ham ranandegi nakardam. too canada avalin va akharin tasadofam ro kardam ke oon ham kenare rah yek sandoghe post bood ke nadidam va gereft ba dare ghabe mashinam va kheili kharabesh kard. kheili adam delesh misooze vaghti mashinesh kharab mishe too tasadof. hanoozam tamiresh nakardam o har bar mibinamesh daghe delam taze mishe ke mashinam no va ghashangam ro alaki kharab kardam. :(
سلام عزیزم
امیدوارم که هرجا هستی بهت خوش بگذره عزیزم
عزیزم فدای سرت غصه نخور، میدونم حتما ماشین خوشگلی هم هست وبیشتر دلت میسوزه..
حالا مگه حواست کجا بود که صندوق پست رو ندیدی؟
راستی اونجا، مثلا وقتی یه نفر یه تصادف اینجوری میکنه باید خسارت وارد شده به اشیا مثل صندوق پست رو بده؟
روز قبل از امتحان تو. یه سراشیبی موقع پارک کردن کوبوندم به یه ماشین خانومه با داد و بیداد دوید و اومد منم مثل موروچه جامو با همسر عوض کردم و خلاصه به خیر گذشت بلافاصله می گفت همی الان باید بشینی و تا خونه بریم اگر نه دیگه نمی شینی باید همینجا ترست بریزه
همسر تو خیلی خوب بوده
. من همینجوری شم بخوام خربزه بخورم باید خیلی مواظب باشم
ولی چرا خربزه؟
من که یکی دوبار با رضا پشت ماشین نشستم و نقره داغ شدم دیگه وقتی اون هست رانندگی نکنم.
واای مهتاب جون ماشالا چه اعتماد به نفسی داری

من هم بعد از گرفتن گواهینامه تا ٥ سال رانندگی نکردم و تقریبا همه چی یادم رفته بود و به شدت ترسو شده بودم
بعد از ازدواج هم هر وقت شوهر بیچاره ام میگفت بیا تو بشین میگفتم جون مادرت بیخیال شو من عصبی میشم
تا اینکه یه هاش بک مشکی گرفتم
باورت میشه این ماشین بدبخت دو هفته تو پارکینگ بود و من همچنان با آژانس میرفتم!
تا اینکه با غرهای همسر مبنی بر فروش ماشین و همت یکی از دوستام که بنده خدا ده روز تمام میومد و باهام تمرین میکرد دیگه ترسم ریخت و ...
خیلی خوبه همسرت تشویقت میکرده..
عزیزم من زمانی که گواهینامه گرفتم رضا یکبار هم نذاشت من دست به ماشینش بزنم . با این که اون زمان توانایی خرید ماشین هم داشت برام نخرید تا خودم خریدم.
بعد هم اونقدر از رانندگی من بد گفت تا بعد چند تا تصادف فروختمش.. حالا حالا قصه ی تصادفات من مونده.
چه محشره که آن لاینی

طبق قانون جدید حق با اونیه که دور میدونه! منو میگی؟!.....
آره خداییش اگه همسرم نبود با ترسی که پیدا کرده بودم هیچوقت راننده نمیشدم طفلک انقدر گفت تو رانندگیت بیسته و از من هم بهتری که اعتماد به نفس پیدا کردم
روزهای اول بیست متر میروندم قلبم میومد تو حلقم و چهار دست و پام میلرزید
در مورد تصادف هم بگم که یه بار تصادف کردم
با خیال راحت داشتم از سر کار میرفتم خونه
از یه میدون رد میشدم یه ماشین دیگه هم میخواست میدونو دور بزنه ولی وایستاده بود تا من رد بشم وقت از بغلش گذشتم یهو یه صدای قررررررررچ اومد!!!! بههههله آقا همینطور که به سمت راستش نگاه میکرده پاشو گذاشته بود رو گاز و کنج سپر جلوش گلگیر عقب منو خراب کرده بود
خلاصه پیدا شدم و حسابی شااااکی! پسره هم مظلوم گفت من حواسم نبود و... از اون طرف هم همکارهام که میرفتن خونه هاشون رسیدن... دیگه من حسابی پررو شده بودم و طلبکاااار!
تا اینکه پلیس اومد و گفت خانوم شما مقصری
اره برای کامنت اولیت ان لاین بوده. بعد رفتم یه چرتی زدم دوباره اومدم.

و بدبخت میشدم. همش عین لاک پشت میرفتم وتصادف میکردم. نمیدونم اگه تند میرفتم چه فجایعی در انتظارم بود
امشب هم مهمون دارم ولی اومدم بی خیال اینجا نشستم
یعنی تو میدون حق با اونیه که دور میزنه؟ اینم من یاد بگیرم برای سری بعد حواسم باشه
منم روزهای اول بلد نبودم دنده رو عوض کنم. یعنی یک و دو رو میتونستم ولی وقتی میخواستم از دو برم روی سه یادم میرفت
مهتاب جون بیخیال رضا باش و حتما دوباره ماشین بخر
رانندگی واقعا لذت بخشه
عزیزم امیدوارم شرایطش برام پیش بیاد وماشین بخرم. اصلا من به حرفای رضا اهمیتی نمیدم. اون برای خودش غر میزنه ومن توی دلم هی به خودم میگم افرین مهتاب. تو بهترینی
.
ولی من اولین روز که پشت ماشینم نشستم شوهرم با موتور جلو تر از من می رفت که مثلا من اعتماد به نفسم را حفظ کنم بعد من سر یک چهار راه کوباندم به این بدبخت. همسر هم از ترس جانش موتور را ول کرد پرید کنار. خدارا شکر آسیبی ندید.
خدای من !!!

اونوقت مثلا اون روی موتور میخواست چطوری بهت کمک کنه؟
حتما از بعد اون اتفاق هم پیش خودش گفته تا جونمو از دست ندادم، دیگه این کارو نکنم.
عزیزم ........
مهتا ب جون کی ازین تصادفات نکرده..
بیخیال اقایون فقط میخوان بگن خیلی بهترینن.
عزیزم بی خیالم.
چون من اصلا از رو نرفتم..
مهتاب زنده ای ؟ خوبی؟
زلزله طرف شما هم اومد؟ اگه آره امشب بیرون بخوابین ممکنه پس لرزه داشته باشه
اره عزیزم. خوبم. بله زلزله اینجا هم اومد.البته هیچ خسارتی نداشت ولی ترسیدیم.
سلام مهتاب جان
کجایی ؟
تویی که همیشه آنی چرا خبری ازت نیست ؟
نمی خوای آپ کنی ؟
سلام عزیزم
خوبم، کمی دل و دماغ ندارم..
salam sale not mobarak... ba takhir albateee. mahta joon saram shulug bood chandvagti bood webet naiomade boodam. ishala hamishe shad bashi
ممنون عزیزم
امیدوارم هرجا هستی شاد باشی عزیزم
فدای سرت! بعضی چیزا جزء لاینفک زندگیه!مثل تصادف و مشروطی دانشگاه و ..! تا تصادف نکنی راننده نمیشی!(البته باید بگم که خداروشکر من هنوز خودم تصادف نکردم!)
پس افرین داری خانومی..