خدایا به من یه قدرتی بده که دیگه نرم بعضی وبلاگها رو بخونم...
باورتون میشه از امروز صبح حالم خراب شد، دیروز یه دوستی ادرس یه وبلاگ بهم داد و رفتم خوندم، حالم خیلی خرابه. میگم خدایا چرا ما به هم رحم نمیکنیم؟ چرا میتونیم اینقدر ظالم باشیم؟ برای امام حسین (ع) عزاداری میکنیم و خودمون از صد تا شمر و یزید بدتر هستیم..
ظلم میکنیم، پشت سر دیگران حرف میزنیم، زندگشونو با اسرارشون رو میکنیم..
بخدا دلم گرفته، از خودم هم دلم گرفته..
باور کنید هیچ زنی ، موقع ازدواج به این فکر نمیکنه که همسرش براش هوو بیاره. بره مخفیانه زن دوم بگیره..
زندگیش روی دروغ بنا شده باشه..هیچ کس این فکرو نمیکنه.. پس این راه رو نرید..من احساس میکنم حداقل تو این دنیای مجازی ، پنهانی زن دوم یه مرد شدن قبح عملش ریخته، و وای به روزی که تو دنیای واقعی هم قبحش بره! حتما میرسیم به جایگاه کشورهایی مثل عربستان و یمن، که زنها میدونند که شوهرانشون زن دوم یا سوم دارند و چه روزگاری میگذرونن!!!!
(بهتون پیشنهاد میدم که سه جلد کتاب به عنوان شاهزاده خانم، از نویسنده ی امریکایی جین ساسون رو بخونید. این نویسنده؛ از زبان برادرزاده شاه عربستان که یه شاهزاده خانوم هست زندگی زنان عربستان رو بیان میکنه. نثر کتاب که خیلی شیرینه ،تو قالب زندگی این خانوم بیان شده. دردهایی زنان مرفه عربستان رو مینویسه، که واقعا دردناکه! دیگه وای به اون خانومایی که سطح مالی خوبی هم ندارند.)
من وبلاگ خیلی میخونم از انواع اجتماعی ، سیاسی , تاریخی و خانوادگی ،از زن اول گرفته تا زن دوم و یا معشوقه، خب بعضی عزیزان واقعا این شجاعت رو دارن که به اشتباهاتشون اعتراف کنند و حتی خیلی پشیمون هستند از راهی که رفتند. ولی متاسفانه بعضی ها چنان با وقاحت از رفتارشون و عملشون حرف میزنند ، انگار یه مسابقه گذاشتند که به دیگران نشون بدن چقدر میتونن از جایگاه انسانیشون سقوط کنند.
چه اسامی برای زن اول هم انتخاب میکنند، از تمساح گرفته تا نمیدونم اژدها، گودزیلا و .......
به نظرتون زن اولی که برای نجات زندگیش گریه میکنه واقعا اشک تمساح میریزه؟
یا زنی که بخاطر نداشتن امنیت مالی و اجتماعی به این خفت و خواری تن میده؟
چقدر با افتخار تعریف میکنند که شوهرشون مهریه شو اماده کرده و میخواد بهش بده. یا مهریه ش که خدا روشکر خیلی نیست.. یا برامون دعا کنید که زن اول گورشو گم کنه و بره. یعنی اینقدر راحت فکر میکنند که حق یه زندگی تباه شده ، فقط یه مهریه ست . و اون زن دیگه هیچ حقی نداره..باورتون میشه سر نوشتن این پست از صبح تا الان یه بغضی داره خفه م میکنه.....
پی نوشت: این پست بالا ، هیچ ربطی به دوستانی که تو لینکا م هستن نداره. خوندن دو تا وبلاگ دیگه باعث شد من این پست رو بنویسم..
خواهش: لطفا از من آدرس اون وبلاگ رو نپرسید. به نظر من ، خواندن این وبلاگها شاید این حس رو در اونا تقویت کنه که طرفدار دارن. بذارین ما تو این راه مشوق نباشیم.
همه چیز هیمشه از ماست که بر ماست.....
واقعا به اندازه ای که از این مردها متنفرم به همون اندازه و شاید بیشتر از هم جنس های خودم که انقدر وقیحن بدم میاد.....
کاملا درست گفتی
از ماست که بر ماست..
ما به همجنس خودمون رحم نمیکنیم. زنی که مثل ما احساسات داره، عواطف داره..
مهتاب جان این قدر تعداد این وبلاگ ها زیاد شده که نگو. خود من یکی رو می خوندم که دو تا نویسنده داشت. یکیشون بعد از مدتی از اون مرد جدا شد و رفت دنبال زندگیش. اون یکی خیلی بیشتر موند اما تازگی ها جدا شده و داره با یکی دیگه ازدواج می کنه و تازه به شوهرش هم چیزی نگفته در مورد ازدواج اولش. چندین بار براش کامنت گذاشتم که این چه کاریه و... . ولی مهتاب جون خودشون هم می دونن کارشون زشته. مطمئن باش. ولی چشماشون رو می بندن. همه هم بلا استثنا یه نوشته می ذارن گوشه ی وبلاگشون که تا وقتی با کفش های من راه نرفتی و ال نکردی بل نکردی در مورد من قضاوت نکن و... .
دو تا نتیجه هست که از خوندن این وبلاگ ها عایدم شده: اول این که خدا جای حق نشسته و حقشون رو می ذاره کف دستشون. همین آدم گیر یه شوهری افتاده که انقدر بداخلاقه که پدر و مادرش جرات ندارن بهش بگن بالای چشمت ابروئه و این خانم خیلی با افتخار از این مساله تعریف می کنه. تازه تعصب شدیدی هم داره.
نتیجه ی دوم اینه که تو این دور و زمونه ازدواج نکردن بهتره. نه ازدواج می کنی و نه منتظر خیانت می مونی. من واقعا از ته دلم به این نتیجه رسیدم...
اره خیلی زیاد شده.. ولی مساله اینه بعضی هاشون واقعا وقیح هستن وخب بعضیا هم میرن تشویقشون میکنند.
یکیشون رفته با مردی ازدواج کرده که شوهر دوستش بوده!!!! فکر کن یه زن چطوری میتونه اینطوری از پشت به دوستش خنجر بزنه.. یا یکی میگه از افتخاراتم اینه که همسر اول شوهرم تا فهمیده من هستم پیر شده..
من از صبح اونقدر حالم بد شده وگریه کردم. اعصابم ریخته بهم. ادم میمونه حرف بزنه یا نزنه؟
منم ناراحتم مهتاب
واز اون روزی میترسم که عادی بشه این چیزا
راه حلی هم نداره به نظرم
شاید چون تو دنیای واقعی میدونن همه بهشون ناسزا میگن . میان اینجا واین چیزا رو مینویسن..
تا ما خودمون عوض نشیم چیزی عوض نمیشه!!!
مهتا جان منم اولین باری که با این موضوع برخورد کردم تا مدتها شوکه بودم اما...این یکی از واقعیتهای جامعه ماست البته بعضی هاشون رو که ادم می خونه میبینه خیلی هم نمی شه در مورد همه حکم صادر کرد بعضی ها واقعا با انصاف هستند و لی بعضی ها ادمو عصبی می کنن.ولی کاش یه روزهمه به این صداقت برسند که اگه شریک زندگیشونو نخواستن به صراحت اعلام کنن و اونم ازاد بزارن تا بتونه یه زندگی عاطفی جدیدی واسه خودش بسازه.
من هم همه رو محکوم نمیکنم. همونطور که خیلی از دوستانم که تو لینکم هستم زن دوم هستن. مساله ای که ازار دهنده ست اینه که به صورت پنهانی وارد یه زندگی بشی وفقط هدفت این باشه که زن اول رو از اون زندگی ببندازی بیرون. حالا با بچه یا بدون اون..
من خودم درد خیانت رو کشیدم ولی همیشه میگفتم شوهرم میتونه با هرکی میخواد باشه. به شرطی که منو طلاق بده وبعد راهشو جدا کنه. نمیتونم قبول کنم تا وقتی همسر اول هست این اتفاق بیفته.
مهتاب همون آدرس را خوندی؟ من هنوز سرم دردد میکنه از وقاحت این زن در بیان ماجراش خدا همه را به راه راست هدایت کنه
اره همون، به علاوه یه وبلاگ دیگه که چند تا پستاشو خوندم وحالم بد شد. هم بخاطر نوشته هاش وهم بخاطر کامنتایی که بعضیا میذارن!!!
فقط اینو میدونم که اگه دلی شکست جبرانش خیلی سخته.
اون یکی را ادرسش را برام ایمیل کن مهتابی ببینم چی نوشته خدا انشاالله جوابشون را بده
باشه عزیزم، الان صفحه یا هو برام باز نمیشه، شب برات میذارم.
مهتاب منم چندتا پستش رو خوندم انقدر حالم بد شد که نتونستم بخوابم
حالا من معلم اخلاق نیستم و خودم هم کم گند نزدم ولی اینکه بیای با افتخار از ظلم و ستم به یکی دیگه بگی و حتی به ریشش بخندی و انقدر خودت رو محق بدونی خیلی وقیحانه است...منی که نصفه و نیمه این راه رو رفتم نمیتونم درکشون کنم چه برسه به زنهای متاهل...
تو هم نخون...هیچکس نخونه...اشتباهه خوندن این مطالب و سیاه کردن روح...اینها قطعا مشکلات روانی و خانوادگی شدید دارند...
من هروقت اینجور وبلاگها رو میخونم میگم خداروشکر تو دنیای واقعی همچین زندگیهایی خیلی غیر عرفه و من حتی تا حالا یدونه اش رو هم ندیدیم...شاید بعضی مردها با کسی مخفیانه رابطه داشته باشند ولی بهش افتخار نمیکنند و همیشه تو هول و ولا هستند و بالاخره مجبور میشن ازش بگذرن چون نادرسته و خجالت آور...چون هیچکس بهشون حق نمیده و همه مدافع زن و بچه هاشند...خداروشکر که اینطوریه....اینجور که اینها با افتخار مینویسند که انگار زندگیشون عادیه همه اش دروغ بافیه...امکان نداره یه آدم نرمال از این نوع زندگی لذت ببره...هرچی زن اول هیولا و گودزیلا باشه بازم حق با اونه چون شوهرش بهش متعهده و اول باید تکلیف اون رو معلوم کنه...منتها هیچکس نمیخواد بپذیره زن اول هم یه آدم معمولیه و این شوهرشه که یا هوسبازه و یا ترسوئه و نمیتونه به زنش بگه نمیخوامت....
خیلی خیلی استثنا هستند اونهایی که واقعا زن اول اونقدر مشکل داشته باشه که بشه تاحدی به مرد حق داد که یکی دیگه وارد زندگیش بشه...اونقدر این موارد کمه که اصلا قابل مانور دادن نیست...
بنظر من که دروغگویی از وسط نوشته هاشون کاملا معلومه...یا نخونیدشون یا هرکی میخونه فقط تو دلش بهشون بخنده...تو دنیای واقعی از این خبرها نیست...حتی اگر همسایه اشون هم بفهمه اینها زن دومن هزار رفتار و نگاه بد باهاشون میکنه...خودشون هم خوب میدونند...
نازنین جان همه اشتباه میکنند. انسان جایز الخطاست. کی میتونه بگه تا حالا اشتباه نکرده..منم خودم پر از اشتباه وتقصیرم.

ولی فکر کن بعضی ها چقدر راحت میتونن از این خیانت یا حتی به نظر من جنایت اینطوری راحت حرف بزنن. بعد هم اگه بخوای بهشون حرفی بزنی ، میگن برو شوهرت جمع کن شوهرت سرت هوو نیاره .
اصلا نه منطق سرشون میشه ونه انسانیت..
دلم میخواد بدونم کسانی که میرن کامنت تشویق امیز برای اینا مینویسن ایا حاضرن تو دنیای واقعی با این جور زنها دوست باشن ویا بهشون اعتماد کنند؟
مطمئنا روان بیماری دارند که اینطوری زندگی میکنند ولی حیف که حاضر نیستند بفهمند.
به نظر من خوندن این وبلاگها غلطه چه برسه براشون کامنت هم بذاریم.فکر میکنند دنیا رو فتح کردند که تونستن یه خانواده رو نیست ونابود کنند.
راستی یه چیز دیگه تجربه ای که من داشتم و در اطاف دیدم بلاخره همیشه زنای اول پیروز میدان بودند و شاید طرف مدتی سمت کسان دیگه ای رفته ولی در نهایت زن و زندگی خودش از همه چیز براش با ارزش تر بوده به هر حال اولین خاطرات رو نمی شه پاک کرد.
خب این بخاطر این بوده که همیشه نیکی وخوبی پیروز میشه..
خداوند نمیذاره حق بنده هاش پایمال بشه. من خودم تو دنیای واقعی ندیدم کسانی که مخفیانه وارد یه زندگی میشن ویه خانواده رو نابود میکنند خوشبخت بشن..
به نظرم مردهایی که میرن با چنین زنهایی ازدواج میکنند، باید بفهمند زن وزندگی یعنی چه؟ یعنی برن یه مدت با چنین زنانی ازدواج کنند وبعد قدر زن خودشون بیاد دستشون.
سلام
با اینکه بعضی ها با وقاحت تعریف می کنن باهات موافقم ولی همیشه نباید نیمه خالی لیوان رو دید بلکه باید نیمه پرش رو هم ببینیم و مشکل اساسی اینجاست که توی زندگیها آدما به چیزایی که دارن قانع نیستن و همیشه بدنبال چیزهایی هستند که ندارند و بدبختی از همین جا شروع می شه که اگه یه مقدار فکر کنن می بینن که چیزهایی دارن که خیلی های دیگه ندارن
خدا آخر و عاقبتمونو ختم به خیر کنه
سلام
هر کسی تو زندگی یه کمبودهایی داره، دلیل نمیشه اونو تو زندگی دیگران جستجو کرد.مطمئنا علتش تو خودمونه.
منم میدونم یه خیانت ممکنه علتهای زیادی داشته باشه و نمیشه هیچ زندگی رو با دیگری مقایسه کرد. ولی متاسفانه تو بعضی حرفهایی که بعضیا خودشون مینوسند میتونیم شخصیتشون رو بفهمیم..
سلام.لطف میکنی رمز رو هم به من بدی بخونمت؟
سلام. براتون فرستادم.
با عرض معذرت از بعضی دوستان وبلاگی که همسر دوم هستند ولی بسیار گل و صبورند.... ولی باید بگم مهتاب جون وقتی وقاحت یک عمل برای ملت و مردمی از بین بره همین میشه که همسران دوم خودشون رو بر زندگی اول مرد محق میدونن، کاش هر چه زودتر این مسئله ریشه کن بشه، به قول دوستی: کسی که عرضه نداره زندگی اولش رو یا به سامان برسونه یا تموم کنه پس بیخود میکنه به یه زندگی دیگه فکر میکنه
بله عزیزم، درست میگی. متاسفانه خیلی ها خودشون رو محق میدونن. من خودم دوستان گلی دارم که زن دوم هستن ولی اونا هم خودشون قبول دارند که این راهی که رفتن خطا بوده.
به نظر من زن دوم شدن نه تنها زرنگی نیست بلکه کاملا بی لیاقتی اون زن دوم رو نشون میده که نتونسته دل یک مرد مجرد رو به دست بیاره... دل یک مرد متاهل رو بدست آوردن خب خیلی راحت تره.
این زنها به نظر بنده از انسانیت فاصله ی زیادی گرفتند و حالم ازشون به هم میخوره.
خب بعضی اقایون متاسفانه تو اول رابطه نمیگن که زن وبچه دارند. وقتی طرفشون وابسته شد ، تازه میگن که بله خانواده دارند.
ولی مساله ی دردناک قضیه اینجاست که بعضیا از اول میدونن طرف زن داره، حتی تو بعضی موارد با اون زن دوست هم هستند ، حالا یا برای پول ویا برای هر دلیلی میان یه زندگی رو متلاشی میکنند وبعد میان اینجا چنان قصه ی لیلی ومجنونی سر هم میکنند که نگووووو
انتظار تایید وتمجید وتحسین هم دارند.
میشه واسه منم بزاری آدرسش رو
اخه میترسم ادرس گذاشتنش به معنای تاییدش باشه.
مهتاب جان دوتا پیامت را هم دریافت کرده بودم و هر دورا جواب دادم خودم میبینمشان توی پست 17 می خواهی یه سر بزن
عزیزم اون دو تا کامنتو دیدم. ولی یکی دیگه هم گذاشته بودم که نرسیده. ولی خب مهم نیست. تو پست اخر برات دوباره نوشتم که جواب هم دادی.همون معلم چهارم دبستان منظورم بود.
مهتاب خانوم میشه لطفا ادرسش این دوتا وبلاگ رو برای منم بذارید؟
حداقل ادم یه چیزی یاد بگیره!(یعنی قضیه ی ادب از کی اموختی از بی ادبان!)
چه برداشت خوبی کردی. راست میگی ادب از که اموختی میشه واقعا!
ولی اونا میذارن به پای تحسین و تمجید
سلام مهتاب جان خوبی؟
منم از این وبا میخونم جز دو سه وب بقیه یه جوری از زن اولی حرف میزنن انگار شوهره حق اونا بوده وزن اولی ازشون دزدیده .چند وقت پیشا یه وب خوندم که زنه خیانت دیده بود واقعا حالم بد بود تا چند روز براش گریه میکردم
منم دوست دارم این وب را بخونم برام میفرستی
ولی خواهشا اصلا وابدا توی وبت ننویس چون یه تبلیغ برای طرف میشه
سلام
به نظر من بعضیا حتی ارزش ندارن که بخونیشون..
من حتی بعضی سریالها رو هم نمیبینم ، برای این که ناراحت میشم. حالا فکر کن وقتی این وبلاگ رو خوندم چه حسی داشتم. نه عزیزم ادرسشو تو وبم نمیذارم..
مهتاب من این اعتیادمو گذاشتم کنار
میرفتم میخوندم حرص میخوردم
از بیشعوری همجنس خودم و فکر میکردم حالا با حرف بقیه سرش میخوره به سنگ...
اما یک چیزی رو نمیدونستم
اونم اینکه اونی که اونقدر پلیده که میره سر یک خونه و زندگی دیگه (صرف رفتنش برام مهمه وگرنه بهانه برای هرزه گردی زیاده، چه برای مرد چه برای زن)
اونقدر روحش کدر شده که حاضره این خفت رو به جون بخره ...حرص نخور عزیزم. این نوشته های اونها هم برای وجدان درد خودشونه...اینا آدمهای عادی نیستند...حیف وقتت نیست؟ با خودت عهد ببند دیگه نخونی
رهاجان باید حتما این کارو بکنم، فقط برای این که روحم بیشتر زخمی نشه..
و تو چطوری جواب اینا رو میدی؟
من حتی بعضی سریالها رو هم نمیبینم وخیلی راحت تی وی رو خاموش میکنم..
بعد امروز از بس حالم بود، داشتم اینجا پشت مانیتور گریه میکردم که خداروشکر یه دوستی بهم تلفن زد و بلند شدم..
همش میگفتم خدیا اخه چرا؟
من گمان نکنم هیچ جای دنیا ، یه زن بیاد با افتخار از هم پاشیدن یه زندگی رو تعریف کنه وخیلی ها هم برن تشویق کنند.
چه افتخاری میکنه از این که زن اول شوهرش پیر وشکسته شده به یمن قدم کثیف خودش که تو این زندگی اومده..
من دارم آرشیوتونو میخونم.
مرسی
ممنونم که رمزو فرستادی
امکانش هست رمز وبلاگ قبلی تون رو همه داشته باش.میخوام اونم بخونم
خواهش میکنم عزیزم.
براتون میفرستم.
خانه ای که روی خرابه خانه دیگری بنا بشه سست و محکوم به نابودی است...
واقعا نمیدونم بعضی آدمها چطوری دلشون به خراب کردن زندگی بقیه برای رسیدن به هوس خودشون رضا میده...
بله دقیقا همینه..
ولی متاسفانه همه شون فکر میکنن مردی که انتخاب کردند نمونه است یا این که زن اول یه یه دیو بوده..
امام علی (ع) میگه: اگر از زندگی دیگران پند نگیرید خداوند شما رو مایه ی پند دیگران قرار میدهد. بعضی ها باید مایه ی پند شوند چون پند پذیر نیستند.
مهتاب؟!!!!!







.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میشه آدرس اون دو تا وبلاگو به منم بدی؟!!!
آفرین حالا یک کم بخند
میدونی که باید یک عادت بد رو با یک عادت خوب جایگزین کرد
هروقت خواستی ویلاگ بیخودی بخونی به جاش برو قدم بزن یا به دوستی تلفن کن یا...خودتو شرطی کن به زودی از سرت میفته
ممنون عزیزم

ولی واقعا تماس تلفنی دوستم برام مثل یه هدیه بود.
چون اینقدر حالم خراب بود. خیلی از تجربه های تلخ اومده بود جلوی چشمم.
اره عزیزم خداروشکر من اراده م قویه.. هر عادت بدی رو میتونم از خودم دور کنم.
سلام
منم رمز وب قبلیتو می خوام
سلام
باشه میفرستم براتون
che khoob kardi raje behesh neveshti. in masale aslan baram ghabele dark nist. dashtane zane dovom o sevom o ... kollan ba tarife ezdevaj dar tazade kamele. mardi ke soraghe zane dovom va sevom mire hich sherafat va marefati dar vojoodesh nist. faghat yek gharizeye tarbiat nashodast. yek vahshi. yek gharneshin. hala hesab kon ooni ke ba chenin mardi hamrah mishe khodesh chie.
برای من اصلا قابل قبول نیست. من خودم تو زندگیم با همسرم خیلی مشکل داشتم ولی همیشه بهش میگفتم قبلش باید منو طلاق بدی. من خودم حاضر نیستم چنین چیزی رو قبول کنم..
ولی فکر کن یک زن میره با شوهر دوستش ازدواج میکنه.. ببین هم اون زن دوم و هم اون شوهرچقدر میتونن وقیح باشن!!!!
من که موافق نیستم
کجا الآن قبح این عمل ریخته؟! به دنیای مجازی و اینترنت کار نداشته باش اینجا هر چیزی میشه نوشت حتی سرکاری
یکی میتونه بنویسه من زن اولی بودم بسیار خوب شوهری داشتم بسیار عاشق یه هرزه اومد تو زندگیم و شوهرمو گول زد یکی دیگه میتونه بنویسه عشقم مردیه بسیار خوب زنی داره دیو دوسر منم آخرین ورژن زن نمونه
خوب که چی؟ چه فرقی تو دنیای واقعی میکنه؟ محیط نت پر از داستانه از همه نوع
بالاخره هر کسی هر قدرم بخواد خودشو خوب نشون بده یا داستان رو عوض کنه ناخودآگاه طرز فکر و تربیتش رو تو نوشته هاش و برخورد با خواننده هاش لو میده
چرا اگه مطلبی عذابت میده میخونیش؟!
تا چندین سال قبل (چند دهه) داشتن چند زن خیلی عادیتر از امروز بود
مطمئن باش هر چی جامعه روشنتر بشه و مدرنتر (از نظر فکری که حالا بعضی اسمش رو میذارن اروپایی) مسئله خیانت یا هر مدل تصمیمات احمقانه (مثل سوختن و ساختن) و خیلی چیزای دیگه تو جامعه کم رنگتر میشه
فکرتو درگیر چیزایی که ناراحتت میکنه و تاثیری رو زندگیت نداره نکن بذار هر کی هر چی میخواد بنویسه
منم از خیلی وبلاگ نویسها خوشم نمیاد و این مسئله اصلن ربطی به اول و دوم بودنشون نداره... طرز فکر استدلال و بیانشون با معیارهای من یکی نیست پس باهاشون مراوده ای هم ندارم
شیدا جان من خودم شاید 7 سال پیش که اوایل وبگردیم بود. مثلا به ندرت به چنین وبلاگهایی بر میخوردم. ویادمه خیلی ها کامنت میذاشتن که این راه اشتباهه وفلان. ولی حالا میبینم از هر 5 وبلاگ جدید ، حتما یه موردش درباره ی این موضوع هست واکثر خوانندگان هم میان تشویق میکنن. خب این یعنی این که ما خودمون اجازه میدیم چنین اتفاقاتی بیفته.
مثلا میان تعریف میکنند که زن اول بچه هاشو گذاشته ورفته وبچه ها هم به پدرشون حق میدن.. واقعا اینا خودشون رو به نفهمی میزنن؟ یا یکیشون تعریف میکرد که همسرم فقط روزا یکی دو ساعت میره پیش بچه هاش و بقیه ی وقتش با منه!!!
چه افتخاری هم میکرد که شوهرش به اون بیشتر از بچه هاش اهمیت میده..
تو دنیای واقعی ، خداروشکر هنوز کسی نمیتونه این موضوع رو قبول کنه وگرنه فاجعه بود.
هیچ کس نمیتونه قبول کنه که مثلا زن ومردی با وجود تحصیلات بالا حاضر شدن چنین کاری انجام بدن.
من دیروز انگار هرچی از خیانت کشیده بودم اومده بود جلوی چشمم وخیلی برام دردناک بود.
منم این عادت بد رو کنار میذارم. اونقدر که دیروز حالم بد شد.
مهتاب جون آدمها خیلی بد شدن نمیدونم چرا ؟
من یه اعتقادی دارم احساس میکنم این سریالهای ماهواره هم بی تاثیر نیست اگه نگاه کنی همش راجع به خیانت و اینکه یه زن شوهر یکی دیگه رو چطوری بدست بیاره به هر حال تاثیر میزاره.
ولی رها راست میگه نخون. برو کتاب بخون به جاش.
منم با این نظر کاملا موافقم..
میدونی ما فقط نکات منفی رو یاد میگیرم..
یه اشنایی تعریف میکرد که دوستم، که یه خانومه متاهله دوست پسر داره وبه منم پیشنهاد میده این کارو انجام بدم و میگفته همسرم که میره سر کار، منم میرم عشق وحال..
وبعد هم میگفته همه جای دنیا همین جوره. مگه تو ماهواره نمیبینید؟
حالا ماهواره اینهمه برای مثبت وعالی داره. ما رفتیم چی یاد گرفتیم؟
مهتاب جان باورت میشه من اون وب را چند وقت پیش خوندم
دیدم عصابم خراب میشه دیگه نخوندمش
برام عجیبه یه زن اینقدر رذل باشه
منم مثل خودتم بعضی فیلما را نمیبینم چون حرص میخورم واشکام سرازیر میشه
منم همون یه بار که خوندمش برام کافی بود
اسم خودشون رو هم میذارن زنی که شوهرشو دوس داره..
حالم بهم میخوره.
مهتاب جان چون چون زندگی خودت رو میذاری جای اون زندگیها و همذات پنداری می کنی عذاب میکشی
البته فقط تو اینطور نیستی همه کم و بیش اینطورین واسه همین با دیدن یه فیلم یکی میخنده یکی گریه میکنه یکی خوشش میاد یکی بدش میاد... چون هر کس با دید خودش یه داستان ثابت رو می بینه
کسی که جایی می نویسه به زندگی من ربطی نداره... سود و زیانش به خودش مربوطه حالا هر چی میخواد بگه و به هر کی دوست داره فحش بده... در کل آدم دوست داره تو مشکلاتش خودش و کسانی رو که دوست داره مبرا کنه و تقصیر رو بندازه گردن کسی که ازش بدش میاد
مثلن زنی که شوهرش رو دوست داره مشکلات زندگیش رو میندازه گردن مادر شوهرش یا مردی که زنش رو دوست داره مشکلات زندگیش رو میندازه گردن دوست زنش که ازش خوشش نمیاد
من یه زمانی با خوندن یه سری از وبلاگها کلی حرص میخوردم در کل با خوندن هر چی خلاف نظر من بود عصبی میشدم که ای بابا چرا نمی فهمه؟ ولی الآن دیگه به اون چشم جایی رو نمی خونم... جایی که ببینم برام مفیده یا مفرح یا آموزنده میخونم چه موافق عقایدم باشه چه مخالف جایی هم که ببینم در نظرم ارزش خوندن نداره نمی خونم
در مورد قبح عمل و زیاد شدن این مسائل و این چیزا بازم مخالفم... مسئله اینه که الآن به راحتی میتونیم از همه چیز با خبر بشیم در صورتی که سابق بر این دانسته های هر کسی در حد دایره آشناهاش بود... خیلی راحت هم میشد مخفی کاری کرد نه موبایلی بود نه تلفنی نه ماشینی نه تلویزیونی نه خبرنگاری نه وبلاگ نویسی
تو ادبیات قدیمی ما تو تاریخ (همین مقدار محدودی که مونده) پر از داستان عشق و تنفر و خیانت و معشوقه و کلی داستانهای س/ک/سی
این مسایل بوده و خواهد بود
خب چون میبینم خیلی چیزا تو این روابط مشترکه.
مثلا من خودم یه زمانی میتونستم از بچه هامم بگذرم چون دلم میخواست به هر نحوی شده جدا بشم.
بعد میبینم تو بعضی این وبلاگها میگن زن اول عاطفه نداره یا این که از شوهرش متنفره. خب معلومه که اونا نمیتونن جای همسر اول باشن ودرک کنند. بعضی دردها رو تا تجربه نباشه کسی متوجه نمیشه.
دقیقا منم همین حال رو دارم وپیش خودم میگم چرا این نمیفهمه ؟ یا چرا فحاشی میکنه؟.
منم این جور وبلاگها رو میذارم کنار، چون خیلی بهم ضربه میزنه.
مورد این که قدیم هم بوده رو کاملا قبول دارم، چون پشت تمام جنگها وامپراطوریها این جور داستانها هم بوده..
به مسئله ارتباطات توجه نکرده بودم.. ولی جدا از اون، من فکر میکنم الان مسئله خیانت وداشتن معشوقه شبیه یه اپیدمی شده..
شاید قبلا چند همسری ، مربوط به بعضی طبقات بود ولی الان غیر از زناشویی، داشتن روابط پنهانی خیلی زیاد شده.روابطی که هیچ جای دنیا قبول نمیکنند.
مهتاب بهترین کار نخوندنه...این رو کاملا جدی میگم و خودم هم امتحانش کردم...من الآن سرجمع شاید ۱۰تا وبلاگ هم نمیخونم...همون تعداد دوستهای قدیمی...تازه گاهی اونها رو هم نمیرسم بخونم...اون وبلاگی که گفتی رو هم تصادفی دیدم...وگرنه اصلا دنبال وبلاگ جدید نیستم...حالا یا کتاب بخون یا فیلم ببین ...یا مطالب مورد علاقه ات راجع به سلامتی و روانشناسی و حتی رنگ مو و هزارتا چیز دیگه رو سرچ کن و بخون...
خیلی از این وبلاگها دروغه و واقعا حیف وقته که آدم بذاره این چرندیات خاله زنک بازی و زشت رو بخونه...مهم تو دنیای واقعیه که اینها خودشون رو هم بکشن قبح این مسئله نمیریزه و نمیتونن کارشون رو توجیه کنند...حالا بذار اینجا یه کم رویاپردازی کنند...من بخدا هروقت میخونمشون خنده ام میگیره....
اره قبول دارم، چون ادم باید برای یه چیزی وقت بذاره که یه فایده ولذتی داشته باشه..
خوندن اینا فایده که نداره هیچ!! غم و ناراحتی رو هم زیاد میکنن.
اخه مساله اینه غیر از این که چرند مینویسن، یه عده هم میرن تشویق میکنند. این شاید جای تامل بیشتری داره.
سلام
یه چیز دیگه هم که یادم افتاد بگم برای کسانی که این دسته از وبلاگها رو میخونن و عصبی میشن اینه که شاید اگر سعی کنیم نویسنده اشون رو درک کنیم و از دید اون به زندگی نگاه کنیم بجای عصبانی شدن یا حرص خوردن بیشتر احساس ترحم کنیم...
اغلب کسانی که حاضر میشن زن دوم و مخفی مردی بشن اغلب زنان مطلقه و شکست خورده اند که نتونستند مورد بهتری پیدا کنند یا کسانی که خانواده های نابسامان دارن و برای فرار از اون وضعیت این کار رو میکنند یا دخترانی که اونقدر خام و بی تجربه اند که عشق چشمشون رو کور کرده و تو روی خانواده اشون می ایستند و با مرد متاهلی مخفیانه ازدواج میکنند و از طرف خانواده طرد میشن...
تمام این افراد چون جایی برای برگشت از این مسیر ندارند و مجبور به حفظ وضعیتشونند سعی میکنند برای توجیه کارشون از روشهای اشتباه و غیرمعقول و غیرمنصفانه ای استفاده کنند...به احتمال زیاد خیلیهاشون هم بعد از مدتی میفهمن کارشون اشتباهه ولی اگر این موضوع رو بپذیرن باید جدا بشند و این براشون معنی شکست دوباره و سرکوفت شنیدن و در به دری میده...پس سعی میکنند با حرفهای غیرواقعی شرایطشون رو توجیه کنند...
برای همین نباید خیلی ازشون توقع انصاف و منطق داشت...
نازنین من سعی میکنم بی انصاف نباشم وخیلی هم زود قضاوت نکنم(سعی میکنم حالا چقدر موفق خدا میدونه؟)
ولی بعضی رفتارها جای هیچ توجیهی نداره. مثلا کی میتونه بره با مردی ازدواج کنه که یک عمر با زنش نون ونمک خورده؟
منم قبول دارم که اگه به اشتباهشون اعتراف میکردند خیلی بهتره تا این که بخوان راه غلطشون رو توجیه کنند.
من هم خواندمش. خودش از نظر روحی مشکل داره. آدم سالمی نیست. مثلا نوشته من از دست شوهرم کتک خوردم اقایون بگویند آیا حقم بود؟! خوب ارزش خودش را تو انسانیت انقدر پایین اورده که احتمال می ده کتک خوردن حقش باشه چه برسه به اینکه زندگی زن دیگری را خراب کنه.
درست میگین ولی شاید ناراحت شدن من بیشتر به این خاطر بود که یه عده میرن، و نمیدونم به چه علتی برای اینها به به وچه چه راه میندازن..
هرکسی تو وبلاگش از زندگیش مینویسه یه طرفه به قاضی میره ودر واقع باید حرفهای طرف مقابل هم شنید ولی ما یاد گرفتیم ، فقط یک روی سکه رو ببینیم.
بعد هم همه شون بدون استثنا اظهار میکنند این زندگی قبل از اومدن ما هم خراب بوده و مشکل زن اولی به ما ربطی نداره.. منطقشون به نظرم احمقانه و وقیحانه ست.
فکر کردم فقط خودم صبح به این زودی ان لاین هستم
سلام مهتاب جون
عزیزم من آخرش نفهمیدم منو دوست داری نداری ...
ولی این که داره مثل عربستان میشه باهات مخالفم
من خودم نمی تونم تحمل کنم ....و حق انتخاب بهش دادم
یعنی فقط با یکی ...اگه این کار نکنه دیگه این منم که تمومش می کنم
توی یک پست کامل توضیح می دم قول و قرار های قبل از عقد مون
شما خانم ها چرا یقه شوهراتون نمی گیرید ؟؟
خدا شاهده این ما ها نبودیم که دنبالشون راه افتادیم
خودشون با برنامه ریزی اومدن جلو ...
با احساسات ، عواطف یک زن بازی می کنن با محبت با پول هر جوری که از دستشون بر بیاد ...
سلام عزیزم
من اخر پستم نوشتم که منظورم هیچ کدام از دوستان وبلاگیم نبودن.
گرچه من کار تو رو هم کاملا اشتباه میدونم. چون تو هم مخفیانه وارد یک زندگی شدی. اونقدر که حتی خانواده ی خودت هم خبر دارن. شاید اگه باهاشون مشورت میکردی این اتفاق نمی افتاد.
با این حال من مدتها پیش تو یه پستی نوشتم که مردان متاهل خوب بلد هستن چطوری نقش یه عاشق رو بازی کنند طوری که طرف مقابل فکر میکنه تو این دنیا دیگه هیچ کس مثل اون نیست..
امیدوارم زندگی تو هم درست بشه عزیزم.
مهتابم کلا باید اینترنت رو کمتر کنی
وبلاگ خونی رو توروخدا ترکش کن.واقعا کار بیهوده ایه
فقط همین چند تا وبلاگ کافیه
در عوض کتاب بخون گلم
سطح زبان یا هنر یا رشته ات رو ارتقا بده.
تو خیلی بااستعدادی حیفته
مهصاد من اعتیاد عجیبی به اینترنت دارم
خیلی چیزا ازش یاد گرفتم ولی خب خیلی وقتا هم مشه که واقعا ناراحتم میکنه ومواقعی هم بوده که مشکلاتی برام داشته.
ولی باید سعی کنم این عادت رو طوری که خودم میخوام تنظیمش کنم..
تو به من خیلی لطف داری عزیزم..
رفتار هر کس نشانه شخصیت خودشه. دلیل نداره حال بقیه خراب شه.
بعضی آدمها. دنیای حقیقی هم ادبیات خاص خودشون رو دارن.
من هم گفتم نمی خوام ازش طرفداری کنم چون به قول تو استفاده از الفاظ بد باید دور از,شان خود طرف باشه، که نیست.
فقط هر زن اولی هم با زن اول دیگه ای قابل قیاس نیست که شما بخوای ناراحت شی.
زنهای قلدر منشی که معنی خانواده رو نمی دونن هم وجود دارن. کسی,که قدر و ارزش چیزی که داره رو ندونه از دستش میده.
تو همذات پنداری با هر زن اولی نکن تا غصه نخوری.
به نظر من، کلمات واصوات هم انرژی دارند.
فحاشی یا نفرین کردن فقط به خودمون ضربه میزنه.
مطمئنا تو دنیای واقعی این ادمها نمیتونن خیلی راحت از بلایی که سر زندگی دیگران اوردن حرف بزنند ومیان با این کلمات اینجا خودشون رو نشون میدن.
هیچ انسانی با دیگری قابل مقایسه نیست. من تو همین وبلاگ دوستانی دارم که زن دوم هستن یا روابط پنهانی دارند ولی تا حالا ندیدم که به کسی توهین کنند.
من شدیدا به این جمله معتقدم که :
در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد. اگر چیزی حق من باشد ومن ان را از دست بدهم معادل یا همسنگ ان به من برگردانده خواهد شد.
خوشبختانه، همذات پنداری من با بعضی از زنان اول به من یادواری میکنه که همیشه خدایی هست. ونیازی نیست من غم واندوه به خودم راه بدم..
راستی نلی جان تو خیلی وقته نبودی. الان سر حالی؟
تا خوندم فهمیدم کدوم وب رو میگی. منم یه مدتی خوندمش اما دیگه نمیرم. چون حسشو ندارم. متاسفانه این موضوع داره به یکی از واقعیتهای جامعه امروز ما تبدیل میشه.
دیشب فیلم زندگی خصوصی رو دیدم حالم از هرچی مرده بهم خورد.
بله واقعیتی که خیلی دردناکه.
متاسفانه الان تو این دنیای مجازی علنی شده ..
من این فیلم رو چند ماهه که ریختم رو کامپیوتر تا ببینم ولی هنوز فرصت نکردم. یعنی خیلی هم رغبتی به دیدنش ندارم.
تازه یه چیزی شنیدم که فقط دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار.
پسر صابخونه یکی از آشناها با زن صمیمی ترین دوستش ازدواج کرد!!!! اونم با یه بچه که زنه داره. زنه از شوهرش طلاق میگیره سه ماه عدش که میگذره بلافاصله با این پسره که دوست شوهر سابقشه ازدواج میکنه. فک کن این زنه و پسره همه کاراشونو انجام دادن همه چی رو هماهنگ کردم مادر پسره رو تو عمل انجام شده قرار دادن. شبی که به حساب مادره میرن واسه حلقه بردن خانواده زنه گیر میدن که نه همین امشب باید عقد کنین و بعدشم عقد و رستوران و .... به نظرت همین رستوران رو نباید از قبل هماهنگ میکردن؟ چرا دیگه! زنه وپسره همه کاراشونو از قبل کردن. نمیدونی مادر پسره چه گریه هایی میکرد شبی که از عقدشون برگشته بودن. اینقده ناراحت شدم. فک کن پسره مجرد بره زن دوستشو بگیره اونم با یه بچه!!! مادر پسره میگه اینا حتما قبل از طلاق زنه با هم خوب بودن که زنه طلاق گرفته و بلافاصله هم با پسر من ازدواج کرده.
وای چه وحشتناک..
یعنی پسره با زن دوستش روی هم ریختن وبعد هم ازدواج کردن.
ازدواج با همسر دوست مثل اینه که ادم بره با شوهر خواهرش ازدواج کنه یا برادر شوهرش..
خیلی وحشتناکه
موارد این جوری رو ادم گهگاه میبینه یا میشنوه ولی من ندیدم این ازدواج ها دوام زیادی داشته باشند. معمولا خیلی زود از هم متلاشی میشه.
ای بابا مهتاب جان اگه این اتفاق واسه من بدبخت (زبونم لال) بیفته امکانش هست که خدا بزنه پس کلم و زندگیم بعد مدتی بهم بریزه ولی از اونجایی که بعضیا خرشانسن مطمئن باش تا آخر عمرشون زندگیشونو به خوبی و خوشی میکنن هیچ اتفاقی هم نمیفته.
دوتا نمونه دیگه این قضیه که البته پسرای مجرد میرن با زنای بچه دار ازدواج میکنن دیدم که زندگیشونم تکون نخورده
اتفاقا من فکر میکنم خدا اونایی رو که دوس داره خیلی زود بهشون نشون میده کجای کارشون اشتباه بوده..
ادم وقتی جدا بشه میتونه با هرکسی دلش بخواد ازدواج کنه وبه نظرم منعی هم در این کار نیست. ولی وقتی کسی از قبل میشینه برنامه میریزه که چطوری مکر وحیله بکار بگیره تا طرفش راضی به طلاق بشه وبعد هم ادعای حق وحقوق کنه وبره سر یه زندگی اینه این نامردیه..
وگرنه حتی بعضی ها خیلی شجاعت دارن میان به همسرشون میگن ما از تو خوشمون نمیاد و مثلا عاشق فلانی هستیم ومیخواهیم با اون باشیم.. ولی بعضی ها فکر میکنن حیله گری بهترین کاره.وهزار تا نیرنگ بکار میگیرن تا به خواسته شون برسن.
سلام مهتاب گلم نخوان ببین خیلی از اینهادورغ میگن مردی که به زن اولش وفا نکنه مسلما به زن دوم هم وفا نخواهد کرد این زنهای دوم که تازه با اجازه زن همسر اول ازدواج کردن حال وروز خوشی ندارن یک عده هم که دنبال پول و موقعیت اجتماعی طرف مقابل هستن مثل زنی که با شوهر من دوست بود و شوهرمن هم که عقل نداشت تاپولهاش گرفت و دید بقیه رو نمیتونه بگیره چون همه اسناد دست منه و موقعیت شغلش رو هم چون خودش بازنشسته کرده از دست داده من هم که از زندگیم حذف کردم دیگه نمیتونه چیزی ازم به دزده و بده به اون حالا دیگه محلش نمیذاره بتظر من این زنها که دنبال خراب کردن زندگی دیگران هستن از نظر روانی مشکل دارن و مسلما خوندن وبلاگش غیر از وقت تلف کردن حاصلی نداره
سلام
زهراجان یه ازدواج پنهانی یعنی ورود به یه زندگی بحرانی..
زنان دومی هم که ازدواجشون با اجازه همسر اول وخانواده بوده پشیمون میشن چه برسه به اونایی که از ابتدا راه رو غلط میرن.
میدونی نکته ی جالب چیه من تا الان وبلاگی رو نخوندم که زنی مثلا با یه مردی که تحصیلات نداره وفقیره هم باشه یه زندگی پنهانی شروع کرده باشن. پس این نشون میده توجه به وضع مالی طرف مقابلشون براشون خیلی اهمیت داره.
می گم ها شما لازم نیست زیاد هم پست جدید بزاری همینکه ادم میاد کامنتا و جواباشونو می خونه کلی چیز یاد می گیره
ممنون عزیزم
ولی من خودم بخش کامنتا رو خیلی دوس دارم.چون واقعا برام کلی درس داره.
هر وقت هوس خنده بکنم پست جنجالی میذارم که میام اینجا وکامنت بخونم وکلی بخندم.
مهتاب من موافق ریختن قبح رابط ممنوعه حتی تو فضای مجازی نیستم و مخالف اونهاییم که با آب و تاب از خوبی این نوع روابط بودن و اشاره ای به بخشهای سیاه و تاریک قضیه و ترسها و کشمکشهای درونی و بیرونیشون نمیکنند...
ولی از طرفی با بعضی عقاید هم مخالفم که مثلا همه برای پول وارد این روابط میشن...اصلا این رو در مورد خودم نمیگم ها...به صورت کلی میگم...اتفاقا مردهای بدبخت و بیچاره زیادی هم چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ مالی هستند که دو زن دارند...مثلا فکر میکنی تو قشر کارگر و ضعیف جامعه از این خبرها نیست؟نه عزیزم هست..
حالا این وبلاگهایی که تو خوندی شاید مرد دستش به دهنش میرسه ولی دلیل نمیشه همه روابط ممنوعه در قشر مرفه شکل بگیره...
این پاک کردن صورت مسئله است که بگیم خوب مرد دستش به دهنش میرسه،دختره هم عاشق پولش میشه و زن اول هم فرد مظلوم و بیچاره داستانه...نه اینطور نیست...هر زندگی شرایط خودش رو داره که اصلا قابل مقایسه با بقیه نیست...
فقط اینکه زن دوم چه با مرد پولدار ازدواج پنهانی کرده باشه و چه با مرد فقیر کارش اشتباهه و جای توجیه نداره...ولی اینکه عوامل شکل گیری رابطه و ازدواجشون چی بوده رو نمیشه با یک قانون کلی در نظر گرفت...این پاک کردن صورت مسئله است...
ببین نازنین تو دنیای واقعی ، اکثر اینایی که رفتن ازدواج دوم یا سوم داشتن، معمولا از طبقاتی بودن که شاید بشه گفت متوسط هستن. ولی من تو این دنیای مجازی هرچی وبلاگ دیدم از این ازدواجها وروابط، نوشته شده که مثلا اقا تحصیلات بالا داره واز طبقات بالای جامعه محسوب میشه. من روی گفته ی خودشون دارم قضاوت میکنم.
تو دنیای واقعی اگه مردی با سطح تحصیلات ورفاه مالی بره ازدواج مجدد انجام بده معمولا اینکارشو مخفی میکنه چون میدونه که دیگران دیدگاهشون نسبت به اون عوض میشه..
ویه چیزی هم که به نظرم این وسط خیلی تفاوت داره اینه که طرف دختر مجرد باشه که تو برزخ این رابطه باشه یا زنی باشه که قبلا ازدواج کرده باشه..به نظر من این دو تا خیلی با هم تفاوت دارند..
من نمیتونم قبول کنم زنی که با داشتن تجربه وارد یه رابطه ی اینجوری میشه خیلی خام و ساده باشه..
چون همونطور که مردان متاهل میتونن نقش بازی کنن یه زن هم میتونه همونقدر زرنگ باشه.
آره الان سرحالم مرسی. رمز وبلاگت رو فراموش کردم.
من همیشه در مورد این وبلاگ ها گفتم خودشون میگن تا تو شرایط ما نبودین و خبر ندارین قضاوت نکنید اصل و مبنای شروع زندگی خودشون با قضاوت در مورد زن اول هست. دنبال منطق جایی باید بود که زبونت رو بفهمن.
واسه همین میگم اصلا نباید روت تاثیر بذاره.
من شخصا گاهی می خونم چون با بعضی دیدگاه ها آشنا میشم که عمرا به مغز من برسه بقیه به این چیزها فکر می کنن و براشون مهمه یا از چه راههایی و استدلالاتی اول قضاوت می کنن دوم از هر کسی که قضاوتشون کنه متنفرن و بدگویی می کنن. بی خیال. اتفاقا بخون بخند...به قول خودت خدا خیلی بزرگه و جای حق نشسته.
حالا رمزت رو لطف کن مبحث حمام عمومی باید باحال باشه;-)
باشه عزیزم برات الان میفرستم
من خودم میدونم که قضاوت فقط شایسته ی خداونده.
ولی خب وقتی اینجا مینویسن یعنی خودشون رو در معرض قضاوت دیگران میذارن.
ولی کاملا باهات موافقم که اصلا تحمل انتقاد رو ندارن.
خوب البته نمی دونم کدام وبلاگ رو میگی اما من خودم هیچوقت نوشته های این دسته رو نمی خونم. یکبار برای رها چراش رو توضیح دادم...
در یک جمله "حیف وقت آدم..."
البته هیچوقت هم نمی فهمم چرا باید با خواندن نوشته های اینجور آدمها حرص خورد. اون آدم هم اونجوری خودش رو آروم می کنه... خوب که چی؟ بذار بکنه!
دکمه ی ضربدر بالای صفحه رو بزن و تمام.
میدونی عسل جان من قبلا خیلی کنجکاوی داشتم ببینم چطوری یه رابطه ی این جوری شکل میگیره.؟ ولی بعدا دیدم خیلی هاشون دلایل و توجیهات احمقانه خودشون رو دارند و بعد ها وبلاگ هایی رو دیدم که دیگه پا رو از این فراتر گذاشتن وفقط مزخرفات مینویسن. بعضی هاشون خیلی مشکل دارند.
واقعا این بهترین کاره که صفحه رو ببندی.
سلام عزیزم
برای من وبلاگ هایی زننده ست که خانوم دوم احساسات عاشقانه ش را طوری بیان میکنه انگار اون آقا یه جوون 20 ساله ست و اینها اولین عشق هم هستن
و نکته جالب اینه که اصلا متوجه این نکته نمیشن که عاشق و واله یه مرد متاهل میشن!!!!
یکی از این وبلاگها که نویسنده ش بسیار مذهبی میومد میگفت این کار شرعیه!! اما شکستن دل یه زن دیگه چی اونم شرعیه؟!
راست عزیزم خوشحال میشم به من رمز پستات رو بدی
سلام
بعضی هاشون اونقدر بی منطق هستن که حرف زدن در این موارد باهاشون فقط توضیح اضافه ست.. اینها فقط به خودشون فکر مییکنند.
براتون فرستادم عزیزم.
سلام مهتاب عزیزم.گمت کرده بودم وتازه دوباره پیدات کردم.خوشحالم که دوباره می خونمت.منم از این وبلاگا زیاد می خونم.تاییدشون نمی کنم ولی به نظر من اینجور تصمیمات ،عواقب خاص خودشو داره یعنی زندگیای اینچنینی حتی اگه زن اول هم بذاره بره زندگیای پردردسری هستن.وبلاگای بدتری هم هستن متاسفانه.وبلاگایی که زنهای متاهل از دوست پسرای متعددشون می نویسن و جالب اینه که دلایلشون برای روآوردن به یک چنین روابطی دلایل کاملا پیش پا افتادست یعنی مشکلات عادی که در زندگی همه هست.کلا اوضاعی شده از خیانت!!!!!!ببین چقدر حرف داشتم بزنم.
سلام گلی جان
چه خوب که دوباره اومدی ، من خودم نظرم اینه که زندگی خودش به قدر کافی پیچ وخم داره ، وای به وقتی که از اول غلط هم شروع بشه.
کاش کمی وجدان داشتند!
کاش