رانندگی


دیشب داشتم پست ونوس عزیز رو میخوندم یاد امتحان رانندگی و بعد دوران طلایی رانندگی افتادم که خنده م گرفته بود از باهوش بودنم در رانندگی: 



راستش نمیدونم من چطوری رانندگی میکنم که هر کی کنارم میشینه هی یا ابوالفضل میگه و هی میگه: خدایا خودمو دست تو سپردم.یول

راستش تا حالا نزدیک بوده هم خودم و هم چند نفر دیگه رو هم راهی اون دنیا کنم نیشخندولی خب خداروشکر که عمرشون به دنیا بود و موندند و دست ما رو هم بند نکردنpraying

من سال 83 تو گرمای تابستون دو تا جوجه م رو با خودم میکشیدم میبردم برای این که رانندگی یاد بگیرم ، چون تو خونه تنها بودند.  گاهی صبح ساعت 6 و گاهی ساعت 2 بعد از ظهر اینا مجبور بودن مادرشون رو همراهی کنند. و عین دو تا مجسمه اون عقب تو ماشین بشینند که تمرکز من بهم نخوره.ساکت

 خلاصه وقتی ده جلسه اموزش تموم شد ، بنده آزمون ایین نامه شرکت کردم و خب شکر خدا قبول شدم و رفتم برای آزمون شهر  که بیچارگی منم، از همون جا  شروع شد. 

من بار اول که سوار شدم تا افسر گرامی بنده رو مورد ازمایش قرار بده ، فوری  رسیدم به یه چراغ قرمز ، و اتفاقا خیابونی که برای آزمون امتحان شده بود نزدیک خونه مون بود، بهر حال رسیدیم به چراغ قرمز و بنده توقف کردم، ولی این چراغ قرمز کلا وقتی سبز میشه کمتر از یک دقیقه طول میکشه تا دوباره قرمز بشه. ومن تا چراغ سبز شدم تا اومدم به خودم بجنبم و دنده رو یک کنم و اماده حرکت بشم چراغ قرمز شده بود و ماشین وسط خیابون بود و افسر محترم فرمودن: پایین لطفانیشخند

بهر حال ناامید نشدیم و گفتیم اشکال نداره ،دفعه دوم قبول میشیم و خیلی ها دفعه ی اول رد میشن و اومدیم خونه ...

یک هفته صبر کردیم تا یکشنبه ی بعدی رسید، و ما رفتیم سوار ماشین شدیم و باز همون افسر بود، این دفعه به چراغ قرمز که رسیدیم، به افسر گفتم من دنده رو عوض میکنم چون اینجا چراغ زود قرمز میشه و من باز رد میشم، افسر گفت هر کاری میخوای بکن ولی فقط درست رانندگی کن و من تا چراغ سبز شد خوشحال و شادمان چراغ رو رد کردم، رسیدیم به یک کوچه، گفت برو تو و دور دو فرمون بزن، و باورتون میشه که من هنوز این دور دو فرمون رو یاد نگرفتم، بهر حال تا اومدیم دور بزنیم، افسر گفت پایین لطفا..کلافه

وای خدا منو میگی که چقدر ناراحت بودم و با سرشکستگی کامل اومدم خونه، دفعه سوم افسر عوض شده بود و من خیالم راحت بود که دور دو فرمون ازم نمیگیره، افسر جدید بهم گفت پارک کن ، و من پارک کردم ولی مورد رضایت افسر واقع نشد و باز مردود شدم. 

نوبت چهارم باز یه افسر جدید اومده بود که بهم گفت دنده عقب برو ، رفتم باز هم مورد رضایت ایشون واقع نشد و بهم فرمودن:پایین. گریهخلاصه رسید به امتحان پنجم و من دیگه واقعا کلافه شده بودم و اونقدر نذر و نیاز کرده بودم که فقط خدا میدونه!!!!! رفتیم سوار ماشین شدیم و دیدم ای دل غافل باز همون افسر اولی هست و کلی ترسیدیم نگرانکه خدا نکنه این دور دو فرمون بخواد امتحان بگیره که دیدم بله، از همون چیزی که ترسیدیم به سرمون اومد و تو اولین کوچه ، یه نگاهی به کارت بلند و بالای من که پر شده بود از مهر" مردود "کرد و گفت: خانوم یه دور دو فرمون بزنید،  منم با ترس شروع کردم دور بزنم که همون فرمون اول گفت:  یه جلسه دیگه برات تمرین مینویسم که بری دور دو فرمون رو یاد بگیری و بیای آزمون بدی.هیپنوتیزم

دیگه اونروز من از شدت عصبانیت شده بوده بودم عین این آدمک تو پلنگ صورتیعصبانی، یادتونه هی پلنگ صورتی حرصش میداد و اون بیچاره رنگش به قرمز و بنفش عوض میشد.؟

خلاصه اومدیم خونه و یه جلسه تمرین با یه مربی دیگه رفتیم و دور دو فرمون رو یاد گرفتیم و رفتیم برای آزمون.

که خداروشکرpraying همون افسر بود و دور دو فرمون ما مورد قبول ایشون واقع شد نمره ی قبولی بهمون دادند.تشویق

خلاصه اون روز دیگه من فکر میکردم دنیا رو به من دادند و مادر دهر، دیگه راننده ای مثل من نزاییده و من الان میتونم پشت یه کامیون هجده چرخ بشینم، اونقدر که اعتماد به نفسم بالا بود.

یعنی من تیر ماه 83 که شروع کردم برم کلاس و آزمون بدم تا شهریور هر هفته داشتم میرفتم امتحان میدادم ولی از رو نمیرفتم!!!!نیشخند

بهر حال یه چند سالی از ماشین خبری نبود ولی بعد هم که خریدم  تمام آموزشهای مربوطه یادم رفته بود........



نظرات 28 + ارسال نظر
مهتاب سادات 6 بهمن 1391 ساعت 17:16

من مطمئنم افسره واسه اینکه دیگه ریختتو نبینه بهت تصدیق داده

اره راست میگی!!!!
چرا به ذهن خودم نرسیده بود؟

ستاره 6 بهمن 1391 ساعت 17:22 http://10rr10aa.blogfa.com

واااااااااای مهتاب ماشالات باشه دختر

حالا من پز بدم :

منم سال 84 گواهینامه گرفتم...ائین نامه رو که بدون غلط

قبول شدم و بعدشم بلافاصله رفتم برای شهری که همون

بار اول قبول شدم ...اهم اهم اهم

البته دو سه سالی ماشین نداشتم و اصلا رانندگی

نکردم ولی الان بیا ببین چجوری رانندگی میکنم

هدفم فقط و فقط پز دادن و بود و بس

خوش به حالت، من اون دفعه کلی از سفرت به اصفهان نوشته بودی کلی حسودی کردم.. ببین دفعه ی بعد اومدی اصفهان یه نفرو دید پشت ماشین که داره قیقاچ رانندگی میکنه بدون اون منم.

نازنین 6 بهمن 1391 ساعت 17:25 http://myprivatelife.blogsky.com

وای چقدر بانمک بود این ماجرای امتحاناتت...بقول مهتاب سادات پشت کارت تو حلقم

بعد هم تو چرا بعد از ده جلسه رفتی آزمون بدی؟خب معلومه که ۱۰جلسه خیلی کمه و باید چند جلسه تمرینی میرفتی...خیلی اعتماد بنفست بالا بوده

من بعد از ۱۳جلسه رفتم آزمون دادم...اتفاقا امتحان من هم یکشنبه بود...۳نفر نشستیم عقب و یکنفر هم که پشت فرمون...آخرین نفر نوبت من بود...اون سه نفر دیگه انقدر بد رانندگی کردن که افسر حسابی عصبانی شد و کلی دعواشون کرد....هم من تمام اعتماد بنفسم رو از دست دادم و دست و پاهام میلرزید که الآن نوبتم میشه و گند میزنم...یکیشون ماشین رو انداخت تو جوب و افسره با بدبختی درش آورد...یکی موقع پارک دوبل کم مونده بود بزنه به ماشین بغلی...یکی هم هی خاموش میکرد
خلاصه من با دستهای یخ و یک عالم استرس نشستم پشت فرمون و استارت زدم ولی هرچی گاز میدادم ماشین جلو نمیرفت...فکر کردم یه سنگ جلوی ماشینه...بعد از تلاش فراوان افسره بهم گفت نمیخوای ترمز دستی رو بدی پایین؟
خلاصه یه نمره منفی هم برام گذاشت

ولی پارک دوبل و دور دوفرمونه و نیم کلاچم رو عالی زدم...کلی هم افسره خوشش اومد و تشویقم کرد و گفت خیلی عالی بود و همون بار اول قبول شدم...کلا پارک دوبلم خیلی خوبه و خیلی اوقات اگر همراه خواهرهام باشم و نتونن تو یه جای تنگ پارک کنن من براشون پارک میکنم...

ولی اگر انشالله دوباره ماشین خریدی حتما قبلش چندجلسه برو تمرین...وقتی آدم گواهینامه داره و تمرین میره خیلی بیشتر یاد میگیره...

آخه عزیزم دلم کلی پول برای کلاس داده بودم نمیشد بی خیال بشم.
قربونت برم همشو تعریف نکردم ، شاید یه پست بذارم که چطوری ماشین خریدم و بعد دوره ی تصادفاتم رو هم بنویسم.
اها راستی من تو همون ازمونی که با افسری که بهم گفت دنده عقب برو ونمره بهم نداد داشتم با ترمز دستی رانندگی میکردم که دیگه براش واضح ومبرهن شد من باید دوباره بیام امتحان بدم.

جوجو 6 بهمن 1391 ساعت 17:45

هی وای من....
امروز من با دخترخالم رفته بودیم تمرین رانندگی...

عزیزم پس چه دورانی در پیش رو داری!!

نازنین 6 بهمن 1391 ساعت 17:47 http://myprivatelife.blogsky.com

راستش بنظرم مهتاب سادات هم بیراه نمیگه

یعنی اینقدر من باهوش بودم که افسره پیش خودش گفته دیگه چشمم به ریخت نحس این خانوم باهوش نیفته؟

منم یه سال نشستم اما بعدش تا الان می رونم.من 84 گواهینامه گرفتم

به نظر من تو رانندگی تمرین واین که نترسی خیلی نقش داره. من همش بینش وقفه افتاد.

عسل 6 بهمن 1391 ساعت 21:03 http://beyondborders.blogsky.com

مهتاب تو کلن شاهکاری!!! یعنی پدیده ای هستی در نوع خودت!!!
اوووووووه من چه حس مامان بزرگی بهم دست داد! فکر کن من سال 78 گواهینامه گرفتم در حالی که فنچی بیش نبودم. اون موقع ها یادش بخیر مادر ماها باید می رفتیم شهرک آزمایش امتحان می دادیم! اونم ساعت پنج صبح!!!!
ولی خوبیش این بود که به مدد داشتن برادرانی شوماخر بنده از دوازده سیزده سالگی پشت فرمون می نشستم و اون روز هم با اینکه از همه کوچکتر بودم و افسر مربوطه هم به گواهی اونهایی که بار سی ام چهلمشون بود امتحان می دادن و همه افسرها رو می شناختن () خیلی بداخلاق و سختگیر بود ولی همون دفعه ی اول قبول شدم تا مشت محکمی باشد بر دهان استکبار جهانی و لغزخوانانی که برادران و پسرخاله هام باشن...! یعنی من اصلن حیثیتی بود مساله ام! اگه قبول نمیشدم اینها تا همین الان می خواستن برام دست بگیرن!!
حالا جالبه برادر کوچکترم با اینکه خیلی هم ادعاش میشد بار اول قبول نشد و رفت برای دفعه ی دوم!! اول که روش نمیشد این رو توی خونه بگه!! بعد هم که گفت تو فقط تصور کن از دست من چی کشید!!!!
یادش بخیر... چه دورانی بود... مرسی از یادآوریت...

تو نبوغ شاهکارم؟ هوش من فقط خودشو تو جاسوس بازی نشون داده..
حالا برات بگم عسل جان، که من بعد هم سوار ماشین شدم، وبه اصطلاح رانندگی میکردم نزدیک بود بشم مهتاب قاتل ، چون واقعا فرشته ی عزراییل رو نشون چند نفر دادم
حالا اگه یه زمانی عکسمو گذاشتم ببین بهم میاد اینقدر دست و پا چلفتی باشم تو رانندگی؟
اره منم شنیده بودم امتحان تو شهرک ازمایش خیلی سخته و افسرها خیلی گیر میدن ولی از ما این جوری نبود.چون تمام افسرهای بازنشسته بودن که خیلی دلشون میخواست زود از دست ما راحت بشن و پولشونو بگیرن وبرن..، که خب از من بس دست فرمونم خوب بود اینا میخواستن از من یاد بگیرن

عسل 6 بهمن 1391 ساعت 21:39 http://beyondborders.blogsky.com

مهتاب جان منظور من مدلی بود که تعریف کردی و می کنی که گفتم شاهکاره و در نوع خودت بی نظیری.
من از سبک تعریف کردنات خیلی خوشم میاد وگرنه هیچوقت چنین جسارتی نمی کنم عزیزم.

عزیز دلم من منظورتو گرفتم ولی ، واقعا خودم فکر میکنم تو بعضی چیزا خیلی گاگول میباشم. یعنی تو اگه یه دفعه رانندگی منو ببینی میای اینجا اعتراف میکنی که من درست گفتم.. ولی بنده چون پشتکارم زیاده تصمیم گرفتم رانندگی رو هم در حد حرفه ای یاد بگیرم.
ممنون که خوشت میاد.

نازنین 6 بهمن 1391 ساعت 22:32 http://myprivatelife.blogsky.com

راستی یادمه روز قبل از امتحان رفته بودم معاینه چشم بعد تو سالن انتظار چه داستانهای وحشتناکی که از امتحانات رانندگی نمیگفتند...انقدر گفتند و گفتند که من از ترسم پشیمون شدم که فرداش برم امتحان بدم...میگفتن ماشینی که باهاش امتحان میگیرن کلاچش فلانه...دنده اش بهمانه...کلا خیلی جو میدادن...

ولی یه نفر یه چیزی تعریف کرد که من تقریبا از خند نقش زمین شدم...میگفت هفته قبل یه خانومه امتحان داشته از بس ناشی بوده و استرس داشته وسط امتحان تو یه لحظه خطرناک فرمون رو از جا کنده و نمیدونسته چیکار کنه!!!!!!!!!
حالا من نمیدونم واقعا همچین اتفاقی ممکنه یا نه...ولی از تصور اینکه جلوی قیافه اخموی افسر فرمون یه دفعه بیاد تو دستت ریسه رفتم...در حدی که نمیتونستم برم تو اتاق معاینه

پس اونا هم دست کمی تو تخیل بافی وترسوندن مردم از دوست من شیرین نداشتند.(در مورد شیرین رجوع به پست قبلی )
مگه ماشین مشدی ممدلی بوده که فرمون از جا کنده بشه. منم اینجا از خنده ولو شدم...
اون معاینات رانندگی هم که واقعا تخماتیک هست. من نمیدونم تو چند ثانیه چطوری معاینه تموم میشه؟

مهتاب سادات 7 بهمن 1391 ساعت 01:12

اون پشتکارت تو کبد گربه ی رها

بله ، یه روز میبینی من پشت یه تریلر دارم رانندگی میکنم
راستی چرا از گربه ی رها مایه میذاری؟

من از تو بدتر بودم تو یادگیری افتضاح بودم به جای ۱۰ جلسه ۲۰ جلسه رفتم تمرین! ولی خوب الان دیگه خوب شدم البته بعد از اینکه پدر ماشین پدرجان رو در آوردم!!

عزیز دلم این دوره ی اول آموزش من بود. دوره ی دوم هم باید بنویسم یعنی وقتی که ماشین خریدم ودوره ی تصادفاتم شروع شد

لوسیمی 7 بهمن 1391 ساعت 08:50 http://iraniha1391.blogfa.com

باز خوبه به هر جون کندنی بوده اون گواهینامه کوفتی رو گرفتی من که با این سنم هنوز هیچ اقدامی نکردم براش

خب عزیزم هنوز دیر نشده. ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س. به نظر من برای اموزش رانندگی هرچه سن کمتر باشه بهتره، چون وقتی سن میره بالا ، ترس بیشتر میشه.پس اینم بذار جزو برنامه هات که حتما بری اموزش وگواهینامه تو بگیری.

شیوادالان بهشت 7 بهمن 1391 ساعت 09:29

منم ۲ بار رد شدم ناراحت میشدم بار اول که کلی گریه هم کردم . حدود ۴ سال پیش بود

نه بابا گریه نداره، بالاخره هرکاری اولش سخته ولی روی غلتک میفته واز پسش بر میایم.

لوسیمی 7 بهمن 1391 ساعت 09:47 http://iraniha1391.blogfa.com

فک کنم بیشتر ای یک ساله که تو ردیف کارایی که قصد انجامشونو دارم ولی هنوز شرایطش جور نشده

خب با خودت عهد کن که سال دیگه حتما بعد از نوروز اولین کاری باشه که انجامش میدی. روزهای بهار واقعا برای رانندگی خوبه. هوا عالیه سر اموزشگاهها هم خلوته.

لیلین 7 بهمن 1391 ساعت 10:15 http://lilien.blogsky.com

بازم خوبه بالاخره گرفتی منتظر بودم داستان همچنان ادامه داشته باشه.
مراقب خودت باش با این رانندگی که میگی.

عزیزم داستان ادامه داره. این دوره ی اول بود نوشتم.. واقعا تا الان اگه زنده بودم به قول معروف فرشته ها نگهم داشتن.

زهرا م 7 بهمن 1391 ساعت 11:14 http://zkh.blogsky.com

سلام مهتاب جون افرین به این پشتکار شهر شما نمیدونم ولی تو این تهران که ادم باید دست از جونش بشوره رانندگی کنه من تو این ۴ ماه که مجبور شدم هرروز ماشین بیارم برای رسوندن پسرم به مدرسه اش واقعا خسته شدم

ممنون عزیزم
حالا کاش پشتکارم خوب باشه بعدا واقعا درست حسابی بتونم رانندگی یاد بگیرم
کلا رانندگی تو ایران یه اعصاب پولادین میخواد. از بس که وقتی همه پشت فرمون میشینن و بهم گل و بلبل نثار میکنند.

شاهدونه 7 بهمن 1391 ساعت 12:00

مهتاب دس فرمونت تو حلق همه خواننده هات!

تو حلق خودم که برم درست یاد بگیرم وبعد پشت ماشین بشینم.

راضیه 7 بهمن 1391 ساعت 13:07

من بار اول و دوم رد شدم چون پارک دوبلمو خراب میکردم!
بار سوم نشستم تو ماشین، قبل از هر اقدامی شروع کردم به ننه من غریبم بازی... گفتم جناب سرهنگ به خدا من رانندگیم خوبه (جون عمم)، اینجا که میام هول میشم و دست و پامو گم میکنم. اگه اینبار هم رد بشم خونه نمیرم چون شوهرم منو میکشه. اون دوبار قبلی هم که رد شدم کلی منو دعوا کرده (بیچاره شوهرم اصلا از این اخلاقا نداره) تو رو خدا منو قبول کنید، قول میدم برم خوب خوب یاد بگیرم...
سرهنگه هم گفت حالا شما حرکت کن ببینیم چی میشه!
بعد بنده خدا مثل مربی ها هی بهم میگفت چکار کنم چکار نکنم (خیلی مهربون بود) یه پارک دوبل کج و کوله گرفتم، گفت کافیه بفرما پایین. دوباره خودمو آماده کرده بودم سی التمااااس که گفت بیا اینم امضای قبولی؛ برو گواهینامه‌تو بگیر هی با ماشین بزن به در و دیوار و تیر چراغ تا مردم به من فحش بدن
و اینطوری بود که الان آبجیتون با یک عدد گواهینامه خوشکل در خدمت شماست

بابا تو دیگه واقعا روشت ابتکاری بودی. به عقل جن هم نمیرسه کسی با این روش بتونه از آزمون گواینامه نمره بیاره
تو آموزشگاهی که ما میرفیتم از بس مربی های برجسته ای داشت ، هیچ کس نمیتونست یه پارک دوبل درست وحسابی بیگره، واسه همین افسران مربوطه خودشون این قسمت رو کلا حذف کرده بودن واصلا به روی خودشون نمیاوردن که اینم جزو امتحان هست.

میدونی مهتاب من آیین نامه رو همون دفعه اول گبول شدم تازه موقع ما قبل ازآیین نامه اول باید یه شهری تو آموزشگاه میدادیم اگه گبول میشدیم بعد اجازه داشتیم بریم آیین نامه که این دو تا رو یه ضرب قبول شدم
واما شهری: دفعه اول قبول نشدم با اینکه بی عیبو ونقص بود ازونجا که افسره هیچ کسو دفعه اول قبول نمی کرد ابجیتو رد کرد ولی هفته بعد که از شانسم افسرشم عوض شده بود گند زدم رفت ولی ازونجا که منم حیله راضیه خانومو درپیش گرفتم با این تفاوت که آخر کار آه و ناله کردم که من تو خونمون مادرشوهرو خواهر شوهرو وکل تیر وطایفه شوهرم هستن ومنتظرن من رد بشم تا به پایکوبی مشغول شن (البته نصف حرفام راست بودا جان خودم)تورو خدا منو قبول کن تو روجون خداکه گفت باشه یه پارک دوبل یرو ببینم چه میکنی ؟
دفعه اول که وسط کوچه پارک کردم
ولی ازونجا که نفر آخر بودم و هی عزو التماس میکردم گذاشت یه بار دیگه پارک کنم این دفعه چنان چسبوندم به جدول که در ماشین باز نمی شد
ولی خداییش خیلی لطف کرد امضای قبولیو زد پای برگم وگرنه که هر سری که رد میشدیم به فرا خور گند زدنمون باید دوباره چن جلسه کلاس میرفتیم
سری اول برا من یه جلسه نوشتن
ولی خداییش دفعه اول کارم بی نقص بود دفعه دوم خیلی استرس داشتمو دستامم یخ کرده بود وگرنه که من یه شوماخری ام که دومی نداره آره جون عمم
نشون به اون نشون که از وقتی گواهینامه گرفتم 5 بارم پشت فرمون ننشستم

اوه ، چه اموزشگاهی بوده!!! سخت میگیره که راننده درست حسابی تحویل بده بدتر میشده
پس تو هم پای مسائل ناموسی رو کشیدی وسط تا بهت نمره دادن
یادمه اون سفر تو تعطیلات نوروز که نوشته بودی چطوری نشستی پشت ماشین و دیگه از هولت فرمون ماشین رو ول نمیکردی
من و تو باید برای پشت ماشین نشسیتن دوباره بریم یه دوره اموزش ببینیم.

زی زی 8 بهمن 1391 ساعت 10:31 http://zizi1364.blogfa.com

آافرین به این پشتکار..بزن دس قشنگه رو..

ممنووووووووووون

ونوس 8 بهمن 1391 ساعت 14:16

:)))
خدا کنه من این شکلی نشم :))))))

نه عزیزم تو همون اول قبول میشی.. هرچی سن کمتر باشه برای امتحان رانندگی بهتره..شجاعت وجسارت بیشتری هست..

زیتون 8 بهمن 1391 ساعت 16:53 http://zatun.blogsky.com


سعی کن وضو پشت ماشین بنشین
صدقه بده
ومویزهم استرس را کم میکند زیادبخور بخصوص صبح یک نیم مشت بخور
فصل به است زیادبخور قلب راقوی میکند

اگه خدا خواست و دوباره ماشین خریدم حتما...

مهصاد 8 بهمن 1391 ساعت 17:42 http://parakandenevesht.blogfa.com

یک ساعته دارم میخندم به تو مهتااااب

خودم هم خنده م میگیره.. حالا اگه حسم کشید دوره ی رانندگی و تصادفاتمم مینویسم. یعنی اون دیگه کولاک بود.

نفس 9 بهمن 1391 ساعت 03:18 http://nazfd67.persianblog.ir

یعنی من اگه پیش تو بشینم دونه دونه موهای خودم رو می کنم مهتاب
به من میگن شوماخر...رانندگیم بیسته...تف به ریا
ولی می خوام یه اعترافی رو بکنم که فقط مامان و بابام می دونن...من آیین نامه یه بار رد شدم آخه اصلا نخوندم یعنی حتی لای کتاب رو هم باز نکردم گفتم چیه بابا چهار تا تابلوئه دیگه خوندن نداره....بعد رفتم سر امتحانش ۵ تا غلط داشتم...یعنی آبروم رفت
ولی عملی رو قبول شدم بار اول...آقا سرهنگه من رو برد تو یه کوچه تنگ که فقط یه ماشین رد میشد...بعد یهو یه کامیون از سمت مخالف اومد تو کوچه با من شاخ به شاخ شد...آقا سرهنگه گفت پیاده شو این رو رد کنم گفتم نمی خواد بلدم دنده عقب رفتم تو پارک... دیدم سرهنگه داره امضا می کنه برگه ام رو...یعنی من هیچ کاری نکردم روز امتحان جز این یه کار...
الانم همه دوستان رو به کورس دعوت می کنم...با هر شرطی...تا حالا حتی هیچ کس نتونسته من رو ببره

بله تعریف دست فرمون شما رو از هنگامه خانوم خوندم و شنیدم.. پس من حتما یه دفعه برای تو رانندگی میکنم.
فکر کن مثلا تو یه خیابون باریک باشیم ومن مثل لاک پشت جلوی تو رانندگی کنم چه شود..
من تا حالا نزدیک بوده متهم بشم به پیر زن کشی.. حالا اگه شد مینویسم. قضیه چی بود؟

هستی 9 بهمن 1391 ساعت 16:05 http://hayooo.blogfa.com

سلام عزیزم
با خوندن خاطره ات یاد خودم افتادم
منم 4 بار امتحان دادم تا قبول شدمولی بعد گرفتن گواهینامه مدام نشستم روزهای اول خیلی گند زدم ولی خدا را شکر الان دیگه خوبم

سلام عزیزم
خب رانندگی تمرین میخواد وجسارت... وهرچی هم سن کمتر باشه بهتره.

تارا 9 بهمن 1391 ساعت 16:39 http://taranevesht1.blogfa.com

رانندگی به آدم احساس اعتماد به نفس می ده. خیلی دوست داشتم گواهینامه بگیرم...
این مدت تهران نبودم و اینترنت نداشتم. ببخش.

خب عزیزم چون تو همیشه مشغول درس و کار بودی. حالا حتما بعد دکترا فرصت کنی بری گواهینامه تو بگیری ویه ماشین خوب هم بخری.
خواهش میکنم عزیزم، نگرانت بودم، اخه اصلا ازت خبری نبود.

هنگامه 10 بهمن 1391 ساعت 13:08 http://www.hengameyeto.blogfa.com

مهتاب جون رمزارو گم کردم
قربون دستت دوباره رمزتو برام بزار خانمی

برات فرستادم عزیزم

فکر نکنم کسی مثل من گواهینامه گرفته باشه! به قول دوستم که مربی من هم بود طرف روش نشده ردت کنه! من سال 78 گواهینامه گرفتم!!!! 18سالگی! پیر هم خودتی!!!! من موقع امتحان پس دادن خیلی هول میشم فرقی نداره چه امتحانی کلاس موسیقی هم که میرفتم وقتی میخواستم درس پس بدم هول میشدم و مضراب توی دستم شل میشد! رانندگیم خیلی خوب بود اونموقعها آموزشگاهها اجازه نداشتن بیان توی قسمتای شلوغ شهر فقط جاهای خلوت اونم با تابلو دوستم منو میاورد قسمتای شلوغ اونم بی تابلو پاهاشم میذاشت بالا که کلاچ و ترمز نکنه برام منو زجر میداد با این آموزشش از جلوی افسرها هم منو رد میکرد که قشنگ از استرس بمیرم!خلاصه حسابی استاد بودم پارک دوبل میکردم کره! دور دوفرمون که برام آب خوردن بود اما از اونجایی که هول میکردم دوبار سر همین موضوع رد شدم! اما بار سوم افسر گفت دنده عقب برو شروع کردم به رفتن که دیدم دخترای پشت سری هی چشم و ابرو میان و به دستم اشاره میکنن نگاه کردم دیدم دستم روی شونه افسره بجای لبه صندلی! بعد یه جا اومدم دنده عوض کنم دستمو گذاشتم روی پای افسره!!!!! داشتم از خجالت می مردم که افسر درحالیکه سعی میکرد نخنده گفت برو پایین قبول! مثل موشک رفتم که نبینمش!!!!!!

عجب، چقدر افسره تو دلش بهت خندیده..

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.