عجب روزهای کسالت باریه این تعطیلات این جوری و اگه سرما هم خورده باشی که دیگه مزید بر علت میشه، و از صبح که بلند میشی عین یه مرغ سر کنده ندونی باید چیکار کنی؟
باید چشماتو ببندی و دوباره بگیری بخوابی، یا بلند بشی و همون زندگی کسالت بار دیروزی رو ادامه بدی..
بچه که بودیم مدارس برای بارش برف تعطیل میشد و حالا برای آلودگی هوا!!!!
بیرون رفتن هم که مستلزم خرید و خرج کردن پول هست ،که تو اوضاع این روزها ، همون بهتر که اصلا بیرون نری تا چشمت نبینه و دلت نخواد. از بس که قیمتها سیر صعودی که چه عرض کنم نجومی طی میکنه!
میخواستم بشینم پستهای برادرم رو ادامه بدم، ولی دیدم حوصله م نمیکشه و شما هم که انگار صبر ایوب وار دارید هی غر غرهای منو تحمل میکنید.
برای همین گفتم بذارم حالم بهتر بشه و بعد بنویسم. راستش میخواستم چند تا جوک بنویسم ولی دیم این جوکها رو باید لهجه اصفهانی بلد باشی تا طعم و مزه ی و لطافتشو درک کنی. چون جوکهایی که از اصفهانی جماعت شما شنیدین اونایی نیستن که خودشون در مورد خودشون میگن و این جوکها از محدوده شهر اصفهان فراتر نمیره. و خب طبیعتا کلی هم کلمات قصار داره که چون پست قبلی، کلی دلنشین بود دیگه خجالت میکشم اینا رو بنویسم.
بنا بر این تصمیم گرفتم یه ایمیل دیگه براتون بنویسم که خوندنش خالی از لطف نیست:
ما که گیج شدیم شما قضاوت کنید چی به چیه
آقایون :
تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند
* در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند، ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند.
* در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن.
* در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.
* در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانسشون رو روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.
* در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.
* در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن
وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)
و اما خانوما
* برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.
* با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.
* با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.
* با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.
* با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.
* با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.
* با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید، ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)
من که از تعطیلات چیزی نصیبم نمیشه.
ولی چه باحال بود دقیقا همین جور.
عزیزم ، منم از تعطیلات فقط حرص وجوش بچه ها نصیبم میشه..
واقعا روزای کسالت باریه بعضی شبا اصلا دلم نمیخواد صبح شه و دوباره چشمامو بروی این زندگی تخمی!!!! باز کنم
(در راستای یادگیری از بست قبل)
خیلی زیاد، کلا زمستون باید برف بیاد ادم کمی بره برف بازی و شبهای طولانی خانواده دور هم جمع بشن که هیچ کدومش فعلا نیست..
اگه میدونستم اینقدر پست قبل طرفدار پیدا میکنه کلی ایمیل این جوری داشتم حذفشون نمیکردم.. ولی خب کم وبیش میرسه ومنم اینجا میذارم
با این که ایمیل باز حرفه ای هستم و تمام مطالب ایمیلی که قبلا می ذاشتی برام تکراری بود، اعتراف می کنم این یکی خیلی جدید بود و خیلی هم با نمک. خیلی خوشم اومد.
به قول اون داود تو دزد و پلیس: ممنونم! ممنونم که تو این روزهای تعطیل هم موجبات خنده و شادی ما رو فراهم می آری.
راستی... مگه اون جا هم تعطیل شده؟؟؟
خداروشکر که نخونده بودی..
تارامن اونقدر ایمیل طنز داشتم ولی حیف همه شو پاک کردم. حالا از این به بعد هرچی برسه دستم میذارم البته اگه خیلی افتضاح نباشه..
اره عزیزم اینجا هم هوا خیلی آلوده ست.
سلام مهتاب جان
راجع به جوکهای اصفهانی حتمن بنویس! می دونی که چرا دوست دارم بدونم!!
دلم برات تنگ شده بود عزیزم.
به به عسل جان
.. پست قبلی رو اگه بخونی متوجه میشی که چرا دیگه خجالت میکشم جوک بنویسم.
عزیزم اخه خودت میدونی که جوکهای اصفهانی چقدر کلمات قصار دارن. کلا تکیه کلامشون این چیزاست.
منم دلم برات تنگ شده بود
امیدوارم زودتر خوب بشی.
ایملت هم خیلی جالب بودد
کلی خندیدم
مرسی گلم
سرما خوردگی که خودش باعث میشه ادم حسابی بخوابه.
مهتاب جون از جوکهای اصفهونی بی نهایت استقبال
میکنیم...........
این ایمیله هم خیلی باحال بود
عزیز دلم جوکهای اصفهانی مزه خودشو داره ولی اولا اشنایی با لهجه میخواد ودر ثانی پر از کلمات قصاره
واقعا راست میگی که تعطیلی برای برف کجا و تعطیلی برای آلودگی هوا کجا!!!!!!!چه مزه ای داشت برف بازی تو روزهای تعطیل

درباره اون نوشته درباره مردها وزنها هم کاملا موافقم...اون قسمتش که مربوط به خانومها بود دقیقا وصف حال من بود
هی غر میزنم همه چیز گرونه ولی بازم میخرم...آخرش هم میگم هیچی ندارم
من گاهی میگم اصلا شاید یه روزی نسل بعد از ما ندونه برف بازی یعنی چی؟ با این روندی که داره پیش میره، برف رو باید فقط تو فیلمها دید.
حالا هی میری میخری ، اونوقت اگه کسی تعریف کنه فکر میکنی داره مختو میزنه؟
واییییی مهتاب جونم از تعطیلات نگو که ادم واقعاً از بیکاری دیوونه میشه . حالا خوبه ما همیشه بیکار تو خونه ایم
هیییییییییییییی
به قول زن داییم نه بار داریم نه کازینو نه دیسکو
نه درینک داریم بریم بنوشیم
اخه تعطیلات یعنی برنامه ریزی ، یعنی این که بتونی استفاده کنی.. ولی ما فقط عین مرغ کرچ چرت میزنیم
وای من اگه بودم با اینهمه تعطیلی قطعا" افسردگی مزمن میگرفتم
خب عزیز دلم ما هم افسردگی گرفتیم. تو این وبلاگ ها نگاه کنی میبینی همه بی حوصله ن..انگار روح زندگی وجود نداره.
ایول خیلی باحال بود
راستی عزیزم ممنون میشم یه سری هم به من بزنی . جرات کردم و اولین پستم از خانوادم رو گذاشتم.
مرسی گلم
راستش من تا حالا چند بار خواستم به تو سر بزنم ولی هر بار میام میبینم ف ی ل ت ر هستی...حالا این دفعه با قفل شکن میام وحتما میخونمت. مرسی برای رمز
خوش به حالتون که تعطیلی دارید، حالا به هر دلیل.
من که از شدت کم بودن روزهای تعطیلی و نیاز مداوم به استراحت و اشک ریختن تو خونه، امروز رو مرخصی گرفتم.
بچه های وبلاگی هم که مطلب جدید نذاشتن.
عزیزم تعطیلات برای من یعنی زحمت چند برابر..
نه میتونم درس بخونم، نه آرامش دارم
وقت باید بشوری، بپزی ونق نق بچه ها رو بشنوی..به علاوه اخم های همسر
.......تو این تعطیلات تخمی بدم میاد از تعطیلات مهتاب مهتاب سر نمازات برام دعا کن
عزیزم اگه قابل باشم چشم...
امیدوارم هر مشکلی داری زود حل بشه..
بعضی کامنت ها رو نمیدونم تایید کنم یا نه؟
من هم یه ایمیل بامزه داشتم اینجا می نویسم. البته ای میلهای من پاستوریزه است.
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.
این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . .
خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: " اون گربه پدرسگ خونس؟ "
زنش می گه آره.
مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم !!!
ایمیلت خیلی پاستوریزه بود ولی خیلی باحال بود
مردا خودشون به یه گربه حسودی میکنن ولی انتظار دارن خودشون4تا زن داشته باشن وکسی هم حسادت نکنه.
http://amour-en-portrait.ca.cx/
لطفا به این ادرس مراجعه فرماید
مطلب جالبی بود. اولینبار بود که به وبت رسیدم. فکر می کنم از لینکهای سعید زنده رسیدم اینجا. اگر صلاح دونستید به من هم رمز بدهید خوشحال می شوم.
براتون رمز رو فرستادم.
تمام پستها را خوندم
میشه لطف کنی ورمز اون وبت را هم بدی
براتون فرستادم..