روح


افلاطون گفته "روح" دایره است و من دایره‌های روحم را کشف کردم! پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره‌ها قرار دادم. در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می‌دهند و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود، نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم.

فلسفه وجود این پنج دایره، شناخت است، نه پیش‌داوری؛ پس با خودت روراست باش؛ با افرادی که در نظر تو بد‌خلق‌اند، مدارا کن و خودت را مقید نکن که چون به صرف این‌که با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد، هر روز زمانی را می‌گذرانی، باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی.


در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری؛ حتی اگر هر روز آنها را نمی‌بینی. ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزش‌مندی در تو می‌شود. از خودت بپرس در مورد افکار و خواسته‌هایم به چه کسی می‌توانم اعتماد کنم؟ آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند؟ با این افراد و در کنار آنها، قدرت‌مندی؟ ارزش‌های مشترک با آنها داری؟ با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می‌بینی؟ دوستان و هم‌راهانی خارق‌العاده!

دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می‌کنند؛ مربیان، آموزگاران و شاید هم افرادی که تنها برای وقت‌گذرانی خوبند: بیرون رفتن و خندیدن و ... . در واقع چیزی به تو اضافه نمی‌کنند؛ ولی در عین حال هم باعث نمی‌شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی.

دایره سوم هم‌کاران و اقوامند و شاید آدم‌های خنثی! کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می‌کنند و تأثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی. هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقات‌شان به آنها فکر نمی‌کنی و به راحتی می‌شود با فرد دیگری جایگزین شوند. افراد این دایره، در محدوده کار و وظایف‌شان با تو هستند و لاغیر.

دایره چهارم سرآغاز عزم راسخ توست! آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می‌کنند؛ افراد این دایره لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستند. حتی ممکن است رییس اداره‌ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی. افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه‌ات مهم هستند. در کنار آنها نمی‌توانی راحت باشی و وقتی آنها را می‌بینی، شاید حتی آشفته و پریشان شوی.

دایره آخر جای دورترین افراد است؛ جای آدم‌هایی که به تو لطمه زده‌اند، تحقیرت کرده‌اند، کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می‌دهند و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می‌کنی.


اکنون که جای هر کس را تعیین کردی، اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند، مستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند. نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد؛ وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی. یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند.

شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن؛ چون کسی که تو را دوست داشته باشد، به آن توضیحات نیازی ندارد و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی‌کند!

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ‌وقت آزاد نمی‌شوی؛ وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچ‌وقت زمان پیدا نمی‌کنی؛ وقتی دائم بگویی فردا انجامش می‌دهم، آن فردا هیچ‌وقت نمی‌آید!

وقتی صبح بیدار می‌شویم، دو انتخاب داریم: برگردیم بخوابیم و رؤیا ببینیم، یا بیدار شویم و رؤیاهایمان را دنبال کنیم ؛انتخاب با توست.

ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می‌کنیم و حتی به گریه می‌اندازیم و گریه می‌کنیم برای کسانی که حتی لحظه‌ای به فکر ما نیستند! این یکی از حقایق عجیب زندگی است؛ اگر این را بفهمی، هیچ‌وقت برای تغییر دیر نیست!(خلاصه شده از سایت تبیان)


من این مطلب رو ماهها پیش خوندم ، و حالا گاهی اوقات سعی میکنم تو ذهنم ، به این موضوع فکر کنم، هر وقت کسی حرفی میزنه که باعث رنجش من میشه ، فکر میکنم این ادم کجای زندگی من قرار داره و چقدر باهاش احساس راحتی دارم؟ اگه کسی باشه که دوستش دارم و متقابلا دوستم داره فکر میکنم چه رفتاری از من سر زده که باعث شدم اون چنین حرفی به من بزنه؟ و اگر بر عکس این باشه سعی میکنم اهمیتی ندم و بارها برای خودم تکرار میکنم که دلیلی نداره به اعتقادات ادمایی که برام مهم نیستن اهمیت بدم، این باعث میشه حالم بهتر بشه.......

و جالبه براتون بگم که جدیدا تبدیل شده ام به یک مهتاب دنده پهن( نمیدونم این اصطلاح رو شنیدین یا نه؟ تو شهر من یعنی ادمی که هرچی بهش میگی انگار نه انگار و در واقع ککش نمیگزه)... بهر حال ، این مهتاب دنده پهن از این گوش میشنوه واز اون گوش بیرون میکنه... انگار مثلا یه نفری یه روضه ای خونده وتموم شده..

پی نوشت : در ضمن باید بگم که بنده آزمون کارشناسی ارشد ثبت نام کردم ولی یه جرثقیل میخواد تا منو هل بده و من بشینم درس بخونم..(حالا فکر نکین من خیلی چاق هستما، بنده یه مهتاب باربی هستم)

نظرات 19 + ارسال نظر
لیلین 15 آبان 1391 ساعت 09:50 http://lilien.blogsky.com

چقدر از این اصطلاح دنده پهن خوشم اومد خیلی بامزه است.
خوب کردی که ثبت نام کردی بشین بخون که امسال حتما حتما قبول بشی.

لیلین جان فکر میکردم همه این اصطلاح رو دارن!!!!
پس خوبه توضیح دادم معنیشو... ادم باید نصف اوقات زندگیشو دنده پهن باشه..

یاسمن 15 آبان 1391 ساعت 09:53

مهتاب جان تبریک میگم بهت هم بابت ثبت نامت هم پهنای جدیدت

ممنون یاسمن جان.. ولی حالا کو جرتقیلی که منو هل بده برای درس خوندن؟
پهنای جدید هم خیلی خوبه ودر واقع حال میده..

شاهدونه 15 آبان 1391 ساعت 10:23

خوب پس کرمونشاهی شدی مهتابی جونم

نه عزیزم، کرمانشاه نرفتم. ..منظورم این بود برای ازمون سال 92 ثبت نام کردم..جمله م رو الان درستش کردم..
واسه همین میگم که باید درس بخونم..

زی زی 15 آبان 1391 ساعت 10:47 http://zizi1364.blogfa.com

خیلی جالب بود مهتاب جون حتما" امتحانش میکنم..

اگه امتحان کنی میبین که خیلی حرفها یی که باعث ناراحتی ما میشه اصلا ارزش فکر کردن هم نداره..

ونوس 15 آبان 1391 ساعت 22:41

مهتاب خانم خوشحالم که خوبید...حداقل یکم :)

ممنون عزیزم

تارا 15 آبان 1391 ساعت 22:51 http://taranevesht1.blogfa.com/

ممنون از مطلب قشنگت... اگر آدم بتونه این ها رو دائما به خودش یادآوری کنه چقدر خوب می شه...

تاراجان اتفاقا همین یاداوریش مهمه، چون فراموش میشه. تصور کن در طول روز چند نفر با حرفاشون ادمو ازار میدن؟ واگه بتونیم یاد بگیریم که حرف اونا برامون اهمیت نداره چقدر حس خوبی پیدا میکنیم.

رها 16 آبان 1391 ساعت 03:40

من این ایمیل رو چند وقت پیش دریافت کردم
واقعا" هم به دردم خورد مرسی از یادآوری

خواهش میکنم رهاجان..

ستاره 16 آبان 1391 ساعت 10:44 http://10rr10aa.blogfa.com

خیلی خوبه که اینجوری رفتار میکنی عزیزم.......

ارشدم که عالیییییییی.........خیلی کار خوبی کردی

سعی کن روزی یه مقدار واسش وقت بذاری که حتما

موفق بشی خانومی

بوووووووووووس

ستاره جان البته من سعی میکنم اهمیت ندم ولی خب خیلی وقتا بعضی حرفا روی روح وروانم اثر میذاره..
سعی میکنم درس بخونم. حالا بهر حال بهتر از نداشتن هدفه..
مرسی عزیزم

جوجو 16 آبان 1391 ساعت 20:40

مهناب باربی...
خیلی خوب بود..

ممنون عزیزم

معلومه روحیه جدیدی پدا کردی و این عالیه.
اصظلاح جالبی بود. ما میگیم سیب زمینی !!!

باید بعضی وقتا سیب زمینی شد دیگه...
البته من خیلی سعی میکنم تا بی خیال بشم. چون گاهی خیلی سخته..

زن متاهل 17 آبان 1391 ساعت 11:09

از اینکه به پهنای باندت افزودی بسیار خوشحالم. چی شد که این موجود(رضا) گذاشت تو ثبت نام کنی! خدارا شکر من که خیلی خوشحالم. شاید واقعا این بشر کمی سرش به سنگ خورده وبرگشته سر زندگیش.

اخه چاره ای جز اضافه کردن پهنای باند ندارم..
گرچه این اضافه کردن خودش یه پروسه نفس گیره..
این که ثبت نام کردم خیلی کار سختی نبود.. چون پیش خودش میگه من قبول نمیشم..

بهار (لحظه های زندگی من) 17 آبان 1391 ساعت 12:40

مهتاب جون تبریک بابت ثبت نام.
راستی چطوری راضیش کردی؟

ممنون عزیزم، کاش فقط بتونم اراده کنم ودرس بخونم
عزیزم با ثبت نام خیلی مخالف نیست، چون میگه تو که قبول نمیشی..

متاهل 17 آبان 1391 ساعت 15:26 http://iamchanging.blogfa.com

سر فرصت میام مطالب جدیدت رو میخونم ببخشید این روزا بیخودی وقتم گرفته شده

عزیزم امیدوارم گرفتاریت هرچی که هست ختم به خیر بشه.

خدا شفام بده. فکر کردم اون دانشگاهی که قبول شدی، رفتی ثبت نام. با خودم گفتم این رضا خیلی هم بد نبود، آخرش گذاشت مهتاب بره دانشگاه.

نه عزیزم، اون که مهلت ثبت نامش تموم شد
یعنی تو فکر میکنی رضا میذاشت من از اصفهان برم کرمانشاه دانشگاه؟؟؟؟

بهار (لحظه های زندگی من) 18 آبان 1391 ساعت 10:20

همین دیگه. کلی با خودم تعجب کردم.
گفتم این رضا ته دلش مهتاب رو دوست داره و دوست داره پیشرفت کنه که گذاشته بره دانشگاه ثبت نام کنه.

البته منم تو نوشتنم بد توضیح داده بودم
حالا من ثبت نام کردم برای ازمون سال دیگه، ببینم شهر خودم قبول میشم؟

مهصاد 18 آبان 1391 ساعت 22:53 http://Parakandenevesht.blogfa.com

مهتاب خانم خوشگل خوش تیپ خوش اندام خوش سخن خودم دلم برات یه ذره شده دختر. ای کاش در توانم بود به این پست عمل کنم‏!‏ بعضی افراد برای من غیرقابل چشم پوشی اند‏!‏ خیلی خوشحالم که قدم اولت رو برداشتی. انشالا از کم شروع میکنی و به مرور می افتی روی غلتک و قبول میشی. تو باهوش و بااستعدادی عزیزم . منو ببخش که دیر به دیر میام پیشت.دوستت دارم و به یادتم دوست نازنینم

به به مهصاد عزیز
عزیز دلم کاش وقتی عکسمم میبینی همینقدر با اطمینان بگی خوش اندام هستم
این که کاملا درسته، منم مثلا بعضی ادما رو نه میتونم ببخشم ونه میتونم نادیده بگیرمشون.. کلا انگار روی اعصاب من هستن ولی سعی میکنم هی به حرفهای احمقانه شون فکر نکنم.
منم دوستت دارم وهمیشه به یادتم، امیدوارم که زندگیت پر از عشق و شادی باشه..

آرزو 19 آبان 1391 ساعت 00:29

من هر شب این صفحه را باز می کنم و عنوان را که می بینم اولش می ترسم. یعد در یک ده هزارم ثانیه یادم می آد که موضوع چی بود. بعد می گم دیدی باز یادم رفت پرینت بگیرم و بعد هم صفحه را می بندم. کلا می شه یک ثانیه!!

که امشب شد سی ثانیه.

یعین اینقدر عنوانش ترسناکه
آرزو جان کاش بتونیم واقعا این دایره های روح رو عملی کنیم. من که خودم اینقدر باید به این ذهنم فشار بیارم تا بتونم به بعضی حرفا اهمیت ندم..

arezoo 19 آبان 1391 ساعت 15:46

az oon yeki roooooooooh mitarsam
na az in ke shoma neveshti

اها...
اره خب اون یکی ترس هم داره، گرچه من که تا حالا ندیدم..

منم یه مهتاب دنده پهنم با این تفاوت که خودمم پهنم!!!!!!!!
ولی نمیدونم چرا گاهی وقتا بعضی حرفا از پهنای دنده من پهن تره و نمیتونم ازشون بگذرم و ناراحتم میکنن ئلی به مرور زمان فراموشم میشه حرفهای آدمها بسته به اهمیتشون توی زندگیم برام مهمن اگه آدمی نباشه که توی دایره تاثیرمه اصلا براش پشیزی ارزش قائل نمیشم

پس تو یاد گرفتی که به حرف ادمها به نسبت نزدیکی با خودت توجه کنی..

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.